سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
.:: yazd blog ::.
yazd blog
yazdy.parsiblog.com
امروز : 29 بازدید
دیروز : 65 بازدید
بازدید کل : 91958 بازدید

رهبر عزیز انقلاب همیشه توصیه کرده اند که در روز رأی گیری سعی کنی


نوشته شده توسط 11/12/90:: 7:55 عصر| پیامها
شعرخوانی حاج مهدی سلحشور درباره ساکتین فتنه/ هر چه گفتند در آن ر

بال پرواز گشایید که پرها باقیست
بعد از این باز سفر، باز سفرها باقیست


پشت بت ها نشود راست پس از ابراهیم
بت شکن رفت ولی باز تبر ها باقیست


گفت فرزانه ای هر روز شما عاشوراست
جبهه ها باقیست، شمشیر و سپر ها باقیست


جنگ پایان پدر های سفر کرده نبود
شور آن واقعه در جان پسر ها باقیست


گر چه پیروزی از آن من و تو خواهد بود
شرط ها باقیست، اما و اگر ها باقیست


شرط اول قدم آنست که مجنون باشیم
در ره منزل لیلی که خطر ها باقیست


نیست خالی دل ارباب یقین از غصه
فتنه ها می رود و خون جگر ها باقیست


***


سخن از فتنه شد و چرت غزل شد پاره
واژه ها در به در و قافیه ها آواره


قصه تلخ است، چه تلخ است بگویم یا نه
صبرتان می رود از دست بگویم یا نه


قصه آن بود که دشمن دهنش آب افتاد
کشتی وحدت ما سخت به گرداب افتاد


آتش فتنه چنان شد که خدا می داند
آنقدَر دل نگران شد که خدا می داند


قصه آن بود که یک طایفه که فتنه از اوست
دوست را دشمن خود خواند، و دشمن را دوست


آری آن طایفه خود را ز خدا منفک کرد
روی بر سامری آورد و به موسی شک کرد


سامری گفت بیایید به شهرت برسیم
با پرستیدن گوساله به قدرت برسیم


سامری گفت که در شور حکومت شعف است
باید این بار به قدرت برسیم، این هدف است


گر چه یاران علی بودند، سازش  کردند
با معاویه نشستند و خوش و بش کردند


نکته ها بر لبمان رفت و خریدار نبود
گوش آن طایفه انگار بدهکار نبود


قصه آن بود که یک طایفه درویش شدند
جا نماز آب کشان، عافیت اندیش شدند


گاه از این سوی سخن، گاه از آن سو گفتند
هر چه گفتند در آن روز دو پهلو گفتند


خواستند امر نماید به همیت مولا
تن دهد باز به امر حکمیت مولا


همچو امروز پر از فتنه شود فرداها
اوفتد این کار به تدبیر ابوموسی ها


مگر این نغمه ز نای شهدا جاری نیست
مگر این زمزمه در خون خدا جاری نیست


که سکوت من و تو وقت خطر جایز نیست
کوفه، کوفه ست ولی ترک سفر جایز نیست


همه گفتند بمان، مرتبه پیمایی کن
در همین مکه اقامت کن و آقایی کن


دست کم سمت حوالی وطن هجرت کن
ای عقیق از همه بگذر، به یمن هجرت کن


همه گفتند بمان، او سخن دیگر داشت
آن سفر کرده هوای وطنی دیگر داشت


***


کوچ کرد از وطنش بال و پری پیدا شد
رفت در جاده شتابان، سفری پیدا شد


گفت هنگام قیام است سر و جان بازید
سر مدزدید اگر فتنه گری پیدا شد


***


وای اگر اهل بصیرت، احد از یاد برند
چون غنیمت زدگان ترک خود از یاد برند


گفت ای پاک دلان، ختم به خیر است این راه
راه بیداری صد حرّ و زهیر است این راه


این چنین بود اگر یک شبه رسوا شد خصم
با دو صد دبدبه و کبکبه رسوا شد خصم


این چنین است که ما بیرق و پرچم داریم
هر چه داریم من و تو ز محرم داریم


عبرت آموز ز تاریخ که خائن کم نیست
این هم از عبرت ایوان مداین کم نیست


و خدا هست و هر آن چیز که از وی باقیست
فتنه خاموش شد اما نهم دی باقیست


این چنین بود که ایران همه عاشورا شد
با سر انگشت دعا مشت خیانت وا شد


و حسین بن علی باز به امداد آمد
و چنین بود خدای تو به مرصاد آمد


 


نوشته شده توسط 11/12/90:: 1:43 عصر| پیامها
نامه اعتراضی 357 دانشجوی دانشگاه تهران خطاب به علی مطهری/
نامه اعتراضی 357 دانشجوی دانشگاه تهران خطاب به علی مطهری/

"اراذل واوباش" خواندن دانشجویان توسط شما، یادآور فحاشی‌های گروهک تروریستی فرقان به پدر بزرگوار شما بود


 


جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با صدور نامه ای خطاب به علی مطهری به اظهارات اخیر وی واکنش دادند.


به گزارش رجانیوز، در این نامه آمده است: "اراذل واوباش" خواندن دانشجویان توسط شما، یادآور فحاشی‌های گروهک تروریستی فرقان به پدر بزرگوار شما بود.


متن این نامه به شرح زیر است:


جناب آقای علی مطهری؛ نماینده محترم مجلس شورای اسلامی


سلام علیکم


اظهارات اخیرتان در دانشگاه شریف را مطالعه نمودیم. متاسفانه بخشی از مطالبی که درباره حرکت درخشان جنبش دانشجویی در تجمع اعتراضی در برابر ساختمان مجلس به دلیل اقدام تاریک برخی از نمایندگان برای وقف اموال 300 هزار میلیارد تومانی دانشگاه آزاد بر زبان آوردید، بیانگر عمق تفاوت شما با شهید بزرگوار مرتضی مطهری و یادآور فحاشی‌های گروهک تروریستی فرقان به ایشان بود.


«اراذل و اوباش ساندیس خور» خواندن دانشجویان عدالتخواه آن هم به جرم فریاد زدن خواسته های بر حق مردم مبنی بر شفاف شدن تکلیف 300 هزار میلیارد تومان از اموال بیت‌المال، اقدامی است که تنها از سوی جنابعالی برمی‌آمد؛ چرا که در سالهای اخیر به کرات ثابت کرده‌اید اظهارات شما بیشتر از آنکه نشات گرفته از اندیشه شهید بزرگوار مطهری باشد، ناشی از احساسات خام و هیجانات بدوی جنابعالی است؛ احساساتی که در هنگام فوران، شادمانی و سرور رسانه‌های معاند و دشمنان قسم خورده نظام جمهوری اسلامی ایران،را به دنبال دارد.جمهوری اسلامی که پدرشما از تئوریسین های اصلی آن بود.


در همین راستا، ما به عنوان جمعی از نخبگان و فرهیختگان دانشگاهی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به شما به عنوان یکی از نامزدهای نمایندگی مجلس شورای اسلامی توصیه می‌کنیم به جای حضور پرتعداد و مکرر در جلسات سخنرانی و مناظره، به کتابخانه شخصی خود مراجعه کنید و یک بار به طور جدی اقدام به مطالعه کتاب‌های اندیشمند فرزانه شهید مطهری بپردازید؛ شاید این پیشنهاد بتواند منجر به تغییر ادبیات هتاکانه حضرتعالی شود؛ موضوعی که یقینا باعث شادی روح پدر بزرگوارتان خواهد بود و از نگرانی ایشان مبنی بر اقدامات و مواضع تاسف‌آمیز پسرشان خواهد کاست.


لازم می دانیم اعلام کنیم که بسیار مایه تاسف است که فردی با چنین ادبیات نازل و کم مایه ای، عنوان نمایندگی مردم شریف و متمدن و مودب به آداب ایرانی را در مجلس شورای اسلامی یدک بکشد و مدنظر داشته باشید، تاریخ به کرات ثابت کرده که هتاکی، فحاشی در تریبون های علنی و اقدامات "شعبان بی مخ گونه" برای جلب توجه عمومی، نه تنها کمکی به اثبات شخصیت های متزلزل نخواهد کرد بلکه بیش از پیش موجب تنفر عمومی و انزوای آنها در جامعه خواهد بود.


والسلام علی من اتبع الهدی


نوشته شده توسط 11/12/90:: 1:39 عصر| پیامها
نامه فرزند سردار شهید یزدانی به علی مطهری؛

فرزند شهید یزدانی فرمانده یگان توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آستانه انتخابات با نگارش نامه به علی مطهری به برخی اقدامات سیاسی و عملکرد وی در مجلس هشتم انتقاداتی را وارد کرده است


به گزارش مشرق متن نامه امیر حسین یزدانی به علی مطهری به شرح زیر است:

 

بسمه تعالی

 

جناب آقای مطهری، فرزند معلم شهید استاد مطهری

 

با اهداء سلام به حضور انورتان؛

 

اینجانب امیر حسین یزدانی، فرزند سردار شهید حاج غلامرضا یزدانی، از جنابتان سوالاتی داشتم که مدتهاست بنده را به فکر واداشته، که البته جواب بعض آنها را خوب می دانم، لیک برای اینکه خدای ناخواسته اشتباهی درمورد شما نکرده باشم، خواستم حضرتعالی خود جواب این سوالات را بفرمایید، شاید شبهه از دل ما پاک شود! و شاید بفهمم و قبول کنم که چرا بازهم نامزد شده اید.

 

سوال اول: شما در دور قبل انتخابات مجلس، با حضور در لیست جبهه اصولگرایان و اصطلاحا حامیان رییس جمهور به مجلس راه یافتید، سپس با عملکرد شما، طوری پیش آمد که در این دوره اصولگرایان شما را اصولگرا نیافتند این مساله را چگونه توضیح میدهید؟ آقای مطهری! اینکه حاج اسماعیل کوثری از تریبون همین مجلس در مورد بعضی رفتارهای شما اظهار تاسف نمودند را یادتان هست؟ برای ملت ایران توضیح بفرمایید که چه اتفاقی افتاد؟

 

2: آقای مطهری! اینکه شما از تریبون رسمی مجلس، به یک نماینده که اتفاقا از هم لیستی های خودتان! در همین شهر تهران بود، زشت ترین و رکیک ترین  الفاظ را بکار بردید که بنده شرم میکنم در نامه ذکر نمایم چه توجیهی داشت؟ آیا شما مجلس آزاد را اینطور تفسیر می کنید؟ آیا آزاد مردی را در آزاد فحشی می دانید؟ آیا حریت اینست؟ آیا مجلس شورای اسلامی کشور را با مجالس ملی ترکیه و کویت و افغانستان یا...که در آنها چنین اتفاقاتی افتاد قابل قیاس می دانید؟

 

3: می خواستم بدانم آقای مطهری! احیانا اگر به آن عزیزتر از جان، زیاد نقد دارید، به خدمت استاد شهید مطهری، به محضر مبارک و منور و ساحت قدوسی آن عزیز دل پیامبر بزرگ اسلام، بزرگ فرزانه علم و حکمت، آن دانشمند تمام و کامل، آن پیر عرفان و فلسفه و حکمت، آن شهید راه حق، آن عالم سالک مجاهدی که هنوز دنیا از ابعاد علمی ایشان سیراب نشده و نخواهد شد هم نقد وارد می دانید؟

 

4: آقای مطهری! اصولا این جمله حضرت روح الله(ره) که فرمودند هرگاه دیدید دشمن از شما تعریف میکند، بدانید که به بیراهه میروید را شنیده اید؟ آیا به آن اعتقاد دارید یا به این جمله حضرتشان نقد دارید؟ اگر اعتقاد دارید بفرمایید که یادتان هست که بعد از فتنه، بایگانی اخبار سایت جرس(زنگوله) را شما با افاضات مبارک پر کرده بودید؟ اصولا لیست اخبار سایت جرس، شده بود تریبون نقدهای شما نسبت به حاکمیت و فرد برنده انتخابات، آیا این را می دانستید؟ یا اینکه احیانا به این اقدام زنگوله چیان نقد داشتید؟

 

5: آقای برادر! میخواستم فقط یک کلمه مطلع باشم که آیا میدانید 7 پیشنهاد شما در قضایای فتنه، مورد توجه جرس و کلمه(...) و امثالهم قرار گرفت که هیچ، تبدیل شده بود به خواست عمومی آنها؟ اگر نمی دانستید برایتان متاسفم. اگر می دانستید که...

 

6: آقای استاد! کتابی چاپ نمودید در همین چندماه اخیر با نام "نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر". خواستم بدانم انگیزه تان از چاپ تصویر "عبدالبهاء" به شکل نمایان و بزرگ روی جلد کتاب چه بود؟ آیا در سرچ اینترنت عکس ایشان را اشتباها یافتید یا قصدتان این بود که بگویید ما به ایشان نقد داریم؟! یا اصلا ازدستتان در رفته بود؟ بفرمایید، میشنویم. فقط بگویم که میتوانید به راحتی بفرمایید گزینه آخر، و خودتان را راحت نمایید. و ضمنا اینکه تصویر امام عزیزمان را به شکلی جزیی نمایان ساختید!

 

7: آقای اخوی! خواستم بدانم بعد از فوت آقای منتظری، انگیزه تان از مصاحبه و خاطره گویی از ایشان در سایتهای خبری چه بود؟ ضمنا آیا شما اصولا به ایشان نقد داشتید یا ایشان را مبرا از هرگونه خطایی میدانستید؟ آیا وقتی ایشان به شما گفته بودند که "علی! دیدی بامن چه کردند؟" شما ازخود حرکتی نشان دادید یا اینکه کلا هیچ نقدی به ایشان وارد نمیدانستید؟ ضمنا اینکه آیا از اینکه استاد بزرگ مطهری را یار دیرین ایشان بدانید، خوشحال هستید یا نه؟ صرفا جهت اطلاع میخواستم بدانم وگرنه اشکالی که ندارد زبانم لال.

 

8: به خاطر علاقه وافرتان به حاج آقای هاشمی رفسنجانی می پرسم، آقای فرزند استاد! لطفا بفرمایید که آیا شما اصولا به حاج آقا نقدی وارد میدانید؟ به نظر شما کدام جمله درست تر است؟البته نظر امام عزیزم را میدانم، نظر شما را میخواهم، "هاشمی زنده است، چون نهضت زنده است" یا "نهضت زنده است، چون هاشمی زنده است" کدامیک آقای استاد؟

 

9: دکترجان اصولا می دانم همه چیز برمی گردد به مناظره آقایان احمدی نژاد و موسوی، اما خواستم بپرسم که آیا کلا به نظر شما رییس جمهور فعلی اقدام مثبتی هم داشته یا نه، کلا فقط همه چیز برمیگردد به مناظره؟! اصولا آیا چیزی هم هست که برنگردد به آن مناظره؟ سوالست دیگر!

 

10: آقای فرزند شهید! کلا نظر شما راجع به شهدا چیست؟ آیا نقد دارید، یا همه چیز برمیگردد به مناظره؟ من نشنیدم هیچ وقت کلامی راجع به "شهید غلام کبیری" فرمایش کرده باشید، احتمالا ایشان اگر مناظره نشده بود شهید نشده بود و آن فتنه گر هم درخانه اش نشسته بود و به مردم خداجویش آرامش میداد و قول پیروزی در انتخابات 92 را می داد؟

 

11: فرزند استاد! نظرتان راجع به جمله "میزان گذشته افراد است" چیست؟ حداقل بنده که فکر میکنم شما التزام عملی خود را اگر هنوز هم به ولایت فقیه نشان نداده باشید، به این جمله نشان دادید؟

 

12: آقای فریمانی! در مقاله تان در اوج وقایع فتنه فرمایش کردید که چرا با معترضان با خشونت رفتار میشود، بگذارید در دانشگاهها چندتا شعار(فحش) بدهند تا تخلیه گشته و همه چیز رو به آرامش بگذارد. میخواهم بدانم آیا به ارزش یک پنج ریالی غیرت برای بسیجیها قایل بودید یا احیانا کلا همه چیز را از مناظره می دانستید؟ آقای فریمانی، جلوی چشم بنده زیر پل حافظ یک بانک را به آتش کشیدند، در چند صد متری یک ساختمان چند طبقه در آتش سوخت، اتوبوسها و تلفنهای عمومی و سطل آشغالها را اسم نمیبرم، آقای فریمانی قتلها را یادآور میشوم، آیا براستی! نه جدا شما را بخدا! براستی آشوب و خشونت و درگیری را ابتدا به ساکن، نیروی انتظامی آغاز نمود؟؟ یا کلا همه چیز برمیگردد به مناظره؟

 

13: آقای مطهری! برادر من، اصلا شما آیا فتنه 88 را فتنه میدانید؟ یا نسبت به کاربرد این کلمه نقد دارید؟

 

14: آقای مطهری! از نظر من عدم حضور در جبهه ها اصلا ایرادی نیست، اما فقط خواستم بدانم که شما احیانا سوابقی در دفاع مقدس داشته اید؟ و بقول حاج سعید، علی آقا! زمان کربلای 5 کجا بودی شما؟ البته موردی نیست، فقط از این باب گفتم که روایتی شنیده بودم که عالمی که جهاد نکرده باشد بر شعبه ای از نفاق می میرد، البته همه چیز به مناظره ها برمیگردد و بنده هم جهاد نکرده ام شاید بر شعبه ای از زبانم لال نفاق مردم! آهان آهان راستی! قضیه "وزن حبرالعلما..." بله بله توجیه شدم!

 

15: شنیده ام انگار فرموده اید که خدا هم بالاتر از عدالت نیست، آیا وقت میدهید به محضر انورتان برسم و من بیسواد را از عمق این جمله مبارک مستفیض بگردانید؟

 

16: آقای برادر، شایعه ای بر سر زبانها افتاد که جنابتان دانشجویان معترض به یکی از تصمیمات متخذه را اراذل و اوباش و ساندیس خور دانسته اید، خواستم بپرسم حقیقت که احیانا ندارد؟ چون می گویند زبانم لال منظورتان همانهایی بوده که آقایم به آنها افسران جوان جنگ نرم لقب داده!! همان که هست امامم، همه وجودم به فدایش، همو که قطره قطره خون خود را روزی به فدایش خواهم نمود...

 

17: آقای مطهری! آقای روانبخش میفرمایند بعضی بحث و فحص های جنابتان را فرج دباغ فراری، سروش شیطانی، مزدور قلم به دست، حامی براندازان قبلا مطرح نموده و جوابش را هم گرفته، اما بازهم توسط شما مطرح شده. فقط بفرمایید که انشاا... آقای روانبخش اشتباه میفرمایند، یا احیانا بفرمایید به آقای سروش نقد وارد میدانید؟ به اکبر گنجی چطور؟(دوست فرج). به آقای سازگارا و نوری زاده چطور؟(دوستان گنجی) به موسوی چطور؟(دوست دوست سازگارا و نوریزاد و ریگی!)

 

18: آیا جمله روح خدا، خمینی کبیر(ره)، ارواح العالمین له الفداء مبنی بر اینکه " ولی فقیه همان ولایتی را که حضرت رسول اکرم(ص) در امراداره جامعه داشت دارا می باشد، و بر همه مردم لازم است که از اواطاعت کنند. این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم(ص) بیش تر از حضرت علی(ع) بود، یا اختیارات حکومتی حضرت امیر بیش از فقیه است، باطل و غلط است" را قبول دارید یا نسبت به آن نقد جدی دارید و ولایت فقیه را فقط در حد خاصی قبول دارید؟

 

19: آقای مطهری نظر شما را میخواستم شفاف راجع به نامه حاج آقای هاشمی در شب انتخابات بدانم، و اینکه آیا این نامه باعث کد دادن به آشوب گران عزیز(مزدبگیران منافق مسلح که قطعا و مسلما غیر از 40 میلیون رای دهنده بودند) نشد؟ آیا سکوت مطلق! حاج آقا و سفارش حاج خانم، و ساندویچ خوردن دختر بابا، و سکوت شوهر خواهر مبارک(که با مبارک عکس داشتند) و نیز سکوت سید دوره گرد و سید پشت پرده و حاج آقای ساکن قم و آن یکی حاج آقای ساکن قم و آن یکی دیگه و نیز بعضی نمایندگان خوش تیپ و بعضی روسا و وزرای سابق و مسئولین اسبق را در دور گرفتن فتنه 88 موثر می دانید یا...کلا همه چیز به مناظره برمی گردد؟؟ آقای مطهری حال شما خوب است کلا؟ چه خبر؟

 

20: آقای مطهری آیا اطلاع دارید که 4 اسفند سال گذشته که به جناب هاشمی رفسنجانی اظهار عشق و محبت فرموده و گفتید "قادر به حذف هاشمی نیستند" معلم ابلیس،BBC  و "کلمه" صحبت شما را تیتر یک کردند و درحالت ذوق مرگ تا مرحله احتضار پیش رفتند؟ البته اصولا اشکالی ندارد! مگر بی بی سی شاد بشود چه می شود؟ لابد روح امام هم ازین اقدامات تحسین برانگیزتان راضی است! آقای مطهری دهم مهر سال گذشته نیز یادتان باشد که با ارسال نامه ای به قوه قضاییه، مایه ناراحتی دلسوزان انقلاب و شادی و قهقهه ضد انقلاب در خارج و داخل شدید.

 

21: برادر گرانسنگ! شما علاقه وافری به بازگشت آقای خاتمی به صحنه سیاست داشتید، می شود توضیح بفرمایید؟ کلا ما صحبت کردن شما را دوست داریم!

 

22: جناب آقای مطهری! اگر عشقتان می کشد دلیل موجه، متقن، محکم، صریح و روشنتان را برای مخالفت همه جانبه و درواقع مبارزه تان با طرح نظارت بر نمایندگان کمی توضیح دهید. مساله ای که رهبر انقلاب بارها به آن اشاره کردند، و برخی نمایندگان مجلس متاسفانه علیرغم خدمات بسیار عالی شان، در این مساله بشدت نزد ملت ایران سرافکنده اند، متاسفانه.

 

23: آقای مطهری! شما مدتها اعتقاد داشتید که حوادث بعد از انتخابات بخاطر مناظره شکل گرفت. زمانی هم برشما گذشت که پس از توهین به یک نماینده، به دختر بابا نامه نوشته، و فرمایش نمودید که بخاطر توهین به فائزه باید دق کرد. حال نظر شما چیست که همین ایشان مصاحبه ای در 29 تیر سال گذشته لطف داشتند و تصریح کردند اصلا اغتشاشات 88 ربطی به مناظره مذکور نداشته، و این اتفاقات از قبل سازماندهی شده بوده. کلا حالگیری چیز بدیست، نه؟ مخصوصا اگر از کسی دفاع کنیم، اما ایشان جواب سربالا بدهد.

 

24: نظر شما راجع به بکار بردن لفظ " فرزندان خدوم و برومند" در مورد اقای موسوی چیست؟ حال اگر این کلمه را جناب مستطاب، آقای هاشمی فرموده باشند چه نظری دارید؟ بعد اینکه اگر همین چندماه پیش فرموده باشند...؟

 

25: آقای دکتر! شما که خیل زیادی از اصولگرایان را خارج از دایره اصولگرایی می دانید، آیا خود را اصولگرا می دانید؟ البته با توجه به اینکه در بسیاری از لیستهای دوستان اصلاح طلبتان هم ظاهرا جای خوبی باز کرده اید.

 

26: آقای مطهری! نه نوه عزیز امام امت در حد امام حسین(ع) بود، و نه مردم معترض در حد یزید و عمرسعد. قصد شما از اینکه مردم معترض به سید حسن آقای خمینی را به لشگریان عمرسعد ملعون تشبیه کردید چه بود؟ آیا همین مردم الآن باید به شما رای بدهند؟ آیا گناهشان این بود که سید نیکو را به آن زبان ارشاد کردند، که چرا با فتنه گران میگردی؟ البته اینجانب این شکل اعتراض یکسره و فرصت ندادن برای صحبت را تایید نمی کنم، اما شما میهمانان امام عزیز را لشگریان عمر سعد خواندید؟ کسانی که از دور و نزدیک خود را به مرقد شریف امام امت رساندند لشگریان حضرت صاحب اند یا عمر سعد؟ شما انتظار دارید اینان که از نظر شما لشگر عمرسعد هستند به شما رای هم بدهند؟

 

27: آقای مطهری در دهه فجر سال گذشته یادم نمیرود که با ارسال نامه ای به تاجزاده، به ایشان گفتید که " در آثار شهید آیت‌الله مطهری دقت‌نظر و تعمق دارید" و ایشان را تحسین نمودید. بنده در این بند هیچ سوالی نداشتم. فقط یک نکته را یاد آوری کنم، و آن، یادآوری اعتراف همین تاجزاده به عدم تقلب، و بازی با روان مردم و قدرت طلبی بود. آقای دکتر! واقعا شاهکار کردید. همین.

 

28: آقای مطهری! به این سوال بعنوان سوال نسل دانشجو و قشر افسران جوان جنگ نرم توجه بفرمایید. آیا شما اساسا اعتقاد به ظرافت و پیچیدگی در حرکت کردن در مقابل حرکات دشمن دارید؟ آیا اساسا اعتقاد دارید که مسایل اصلی و فرعی واقعا وجود دارند؟ آیا خبر دارید که بعضی نقدهای شما بعنوان حرف دل ضد انقلاب همه جا استقبال می شود و اساسا به عنوان کلماتی همسان با کلمات نیروهای دشمن تلقی می شود؟

 

29: آقای هاشمی... ببخشید آقای مطهری! امروز سالگرد نامه شماست به آقای لاریجانی، درمورد اینکه اگر برای فائزه هاشمی دق کنیم سزاوار است. آیا شما با مقوله ای بنام ساندویچ آشنا شده اید؟ با مقوله دوچرخه چطور؟ با مقوله چادر مشکی؟ راستی فایل صوتی موهن مورد نظر من و شما را هم حتما شنیده اید؟ خب! بازهم باید اطلاع بدهم که شاهکار کردید!

 

30: دکتر عزیز! شش ماه از سرمقاله تان در روزنامه شرق می گذرد، که در آن افاضه فرمودید که " با نهضت‌آزادی خوب برخورد نکردیم! و هراس بیجایی از آنها داشتیم " حال یک سوال کوچولو از محضر حافظه مبارک داشتم. جمله حضرت امام مبنی بر اینکه " ضرر نهضت‌آزادی از منافقین بیش‌تر است" را یادتان هست؟ دو حال است!! یا فراموش کردید(که تکلیفتان معلوم است) یا نسبت به حضرت امام امت نقد دارید! مانند دوستان اصلاح طلبتان که می خواستند امام عزیز را به موزه تاریخ بفرستند و مدرنیته را حاکم کنند و به قول دوست شکلاتیتان اصطلاحا از سرتا پا غربی بشوند.

 

31: آقای مطهری میخواستم بدانم اصولا شما به چه چیزی نقد ندارید؟

 

32: آقای مطهری! بنده فرزند یک شهید هستم و پدرم از خادمین انقلاب بودند، آقای مطهری! شما بعنوان یک فرزند شهید، در این مملکت اسلامی، چه می کنید؟

 

انشاءالله که جزو آن دسته از نمایندگانی نبودید که در آنروز کذایی در حین صحبت یکی از مسئولین کشور آنقدر "دو دو" کردند که مقام معظم رهبری(همان عزیزتر از جانی که شما انگار به حضرتشان نقد زیاد دارید) نهیب زدند و خون دل خوردند و آن شد که می دانید...

 

انشاءالله جزو نمایندگانی نبودید که در یکشنبه سیاه مجلس هشتم آن فضاحت را ببار آوردند...

 

انشاءا... از کسانی نباشید که با رانت و تبانی عزیز دردانه شده اند...

 

انشاءا... جزو آنهایی نبودید که به حقوق مادام العمر رای دادند... التماس!دعا

نوشته شده توسط 11/12/90:: 1:8 عصر| پیامها
امیرکبیر چه کرد، هاشمی چه میگوید،

"ما باید روابط‎‌مان با خارج و کشورهای همسایه را که در گذشته خوب شده و خیلی یخ‌ها شکسته بود، بهبود ببخشیم." این جملات، شاه‌بیت سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه‌ای است که روزنامه شرق (نزدیک به جریان کارگزاران سازندگی)، با وی ترتیب داده بود، تا به تعبیر مصاحبه کننده و مصاحبه شونده، از امیرکبیرگونگی هاشمی رفسنجانی در زمان ما رمز گشایی شود!


به گزارش رجانیوز، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبه‌ای مفصل به بیان دلایلی که می‌توان بر مبنای آن وی را امیرکبیر دوران معاصر ایران نامید، پرداخته و در لابلای این مصاحبه، گریزهای معنادار و البته تکراری نیز به مسائل سیاست خارجی دوره خود و دوارن کنونی، مسائل اقتصادی، نسبتش با اصلاح طلبان و البته فضای سیاسی کنونی کشور زده است. مواضعی که با گذشت بیش از دو سال از فتنه پر هزینه 88، همچنان با همان ادبیات و در همان کانتکس مطرح شده است.


هاشمی رفسنجانی در بخش‌هایی از این مصاحبه و همچنین در سخنانی که هفته گذشته در میان جمعی که دفتر هاشمی رفسنجانی، آن‌ها را اصحاب فرهنگ و رسانه خوانده بود، مطرح کرد، با تقدیس سیاست خارجی دوره خود، از قطع بودن ارتباط جمهوری اسلامی با دنیا تا پیش از دولت وی و اصلاح این موضوع در زمان وی و با پیش گرفتن سیاست "تنش زدایی" سخن به میان آورده و می‌گوید: «از ابتدای انقلاب نیز قرار به این نبوده که با دنیا قطع ارتباط کنیم، چرا که گشایش در امور داخلی کشور و پیشرفت در اقتصاد و زیربناها، مواقعی که دنیا مواضع به حق ایران را درک کرده و با دنیا تعامل سازنده و همزیستی مسالمت‌آمیز داشته‌ایم، بهتر محقق شده است.» وی در گفت‌وگوی خود نیز در این زمینه می‌گوید: «ما باید روابط‌مان با خارج و کشورهای همسایه را که در گذشته خوب شده و خیلی یخ‌ها شکسته بود، بهبود ببخشیم. آقای خاتمی گفت‌وگوی تمدن‌ها را طراحی کرده بود که در سازمان ملل هم تصویب شده بود. اگر چنین رفتارهایی شود، خیلی زود ایران را می‌پذیرند. شعارهای تنش‌زا و بی‌مورد، جواب نمی‌دهد. روابط با همسایگان بسیار مهم است. یادتان باشد بعد از جنگ چگونه با سرعت روابط برادرانه با همسایگان و آسیای میانه و قفقاز و آفریقا برقرار شد.»


آنچه هاشمی رفسنجانی از آن به قطع ارتباط با دنیا یاد می‌کند، قطع ارتباط جمهوری اسلامی ایران با دولت امریکا به دلیل دشمنی‌های عمیق و بی وقفه‌اش علیه ایران بود و این در حالی است که هاشمی رفسنجانی به زوایا و نتایج آشکار رویکرد "تنش زدایانه" دوران سازندگی و اصلاحات هیچ اشاره‌ای نمی‌کند.


"تنش‌زدایی" و "اعتمادسازی" عنوان رویکردی بود که هاشمی رفسنجانی به محض حضور در دولت سازندگی به عنوان رویکرد سیاست خارجی خود در پیش گرفت و از ثمرات آن برگزاری نشست‌هایی بود که با عنوان گفت‌وگوهای انتقادی با اروپا یاد می‌شد. رهبر معظم انقلاب در دیدار تاریخی خود با معلمان و کارگران در اردیبهشت 76 و هم‌زمان با اوج گرفتن ماجرای قهوه خانه میکونوس با اشاره به ماجرای "گفت‌وگوهای انتقادی" فرمودند: «به خیال خودشان، دولت ایران را مى‌ترسانند و مى‌گویند ما گفت‌وگوهاى انتقادى را قطع مى‌کنیم. به درک که قطع مى‌کنید! اگر انتقادى هست، ما از شما انتقاد داریم. اسم این گفت‌وگوها، از اوّل غلط بود. من از اوّل هم مى‌گفتم که بگویید این گفت‌وگوها، انتقاد دو طرفه است. اگر انتقادات، انتقاد دوطرفه است، ما بیشتر از شما انتقاد داریم، تا شما از ما. شما چه انتقادى دارید؟ انتقاد شما به این است که چرا ما به اصول اسلامى خود پایبندیم! این، افتخار ماست. ببینید دشمنان ملت ایران، چقدر وقیح ، ظالم، غیرمنصف، پررو و بددلند!»


هر چند هاشمی رفسنجانی در مصاحبه‌اش مدعی می‌شود: «یک فاز، کارهای اساسی ما این بود که روابط با دنیا را عنوانش من تنش‌زدایی گذاشتم و اعلام کردم ما نمی‌خواهیم دشمن‌تراشی کنیم. اعلام این شعار و رفتار مناسب، رابطه ما با دنیا را نسبتا خوب کرد. به ما وام ارزان و تکنولوژی می‌دادند.» اما وام ارزان و تکنولوژی، تنها ثمره در پیش گرفتن سیاست تنش‌زدایی نبود بلکه این سیاست اروپا را متقاعد کرد که می‌تواند فشارهای بیشتری را با هزینه‌ای به مراتب کمتر به ایران "اعتمادساز" وارد کند و بر همین اساس بود که اروپا فشارهای جدید و بی‌سابقه‌ای را علیه ایران طراحی کرد که نهایتا منجر به فراخواندن کلیه سفرای این اتحادیه از تهران توسط دولت‌های اروپایی در ماجرای میکونوس بود.


این در حالی بود که ماجرای میکونوس در بحبوحه‌ی اجرای طرح عجیب گفت‎وگوهای انتقادی، یعنی یکی از اصلی‌ترین محورهای سیاست تنش‌زدایانه دولت هاشمی رفسنجانی از سوی طرف مقابل طراحی و اجرا شد و بر خلاف آنچه هاشمی رفسنجانی در این باره مدعی شده است، دولت آلمان به عنوان یکی از اصلی‌ترین کشورهای هدف سیاست تنش‌زدایی دولت سازندگی، با یک طراحی پیش پا افتاده، مسئولین ارشد نظام را به بهانه ماجرای قهوه خانه میکونوس، در یک دادگاه معمولی به حبس و تعقیب قضایی متهم کرد!


رهبر انقلاب در همین زمینه و با اشاره به ماجرای قهوه خانه میکونوس در دیدار با مسئولین نظام در سال جاری فرمودند: «یک روزى یکى از دولت‌هاى اروپایى نسبت به جمهورى اسلامى اظهار علاقه و ارتباط و اینها می‌کرد همان دولت سر قضیه‌ى قهوه‌خانه‌ى میکونوس دادگاه تشکیل داد، مسئولین درجه‌ى یک کشور را در آن دادگاه متهم کرد! دولت‌هاى اروپائى با آنها هم‌دست شدند، همه‌شان سفراى خود را از تهران فراخوانى کردند، اینها که یادمان نرفته. خواستند سیلى بزنند، البته سیلى سخت‌ترى خوردند. از همین حسینیه آنچنان سیلى‌اى خوردند که بعد تا مدتها دنبال علاجش بودند!»


اما این آخر ماجرا نبود و در پیش گرفتن سیاست تنش زدایانه در دولت سازندگی، به دولت خاتمی هم سرایت کرد، تا نقطه اوج تصمیم‌گیری بر مبنای سیاست تنش زدایی در ماجرای پرونده هسته‌ای ایران و در دولت سید محمد خاتمی به نمایش در بیاید.


پس از نشان دادن در باغ سبز از سوی اروپا به دولت خاتمی، غرب با یک طراحی پیچیده و همکاری عناصر داخلی، پرونده‌ای را برای ایران گشود تا ایران را از دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته‌ای منصرف کند. تهدید، حرف اول این پرونده بود و تیم مذاکره کننده و طراح ایرانی رسیدگی به این پرونده به ریاست حسن روحانی یار نزدیک هاشمی رفسنجانی و دبیر شورای‎عالی امنیت ملی دولت خاتمی، "اعتماد سازی" را محور اصلی عملیات خود در این پرونده قرار داد.


بر مبنای این سیاست، ایران ابتدا به‌صورت داوطلبانه غنی سازی را تعلیق کرد و در مراحل بعدی حتی کارخانه یو سی اف اصفهان که ارتباط مستقیم با غنی سازی نداشت نیز به تعطیلی کشیده شد و در نهایت نیز طرح تعطیلی مراکز تحقیقاتی مرتبط با فناوری هسته‌ای نیز مطرح شد.


این در حالی بود که مجلس ششم به عنوان مجلسی هم‌سو با این رویکرد نیز در طرح سه فوریتی خواستار پذیرش فوری پروتکل الحاقی از سوی ایران آن‌هم با هدف تنش زدایی و اعتماد سازی شد.


رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان یزدی با اشاره به این ماجرا فرمودند: «البته این فرایند به ملت ایران و افکار عمومی جهان نشان داد که وعده های غرب توخالی است چرا که تعلیق موقت و داوطلبانه ایران، با سوءاستفاده دشمنان در حال تبدیل شدن به حذف فعالیتهای هسته ای در کشور بود که بنده همان موقع هم تأکید کردم اگر روند مطالبه پی در پی طرفهای هسته ای ادامه یابد وارد میدان می شوم همین کار را هم کردم. بنده گفتم که بایستی این روند عقب نشینی متوقف شود و تبدیل شود به روند پیشروی و اولین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیرد که این عقب نشینی در آن دولت انجام گرفته بود و همین کار هم شد.»


این در حالی است که در پیش گرفتن سیاستی کاملا متفاوت با رویکرد تنش زدایانه در سال‌های بعد از دولت هاشمی و خاتمی، به سرعت جایگاه ایران را در جهان ارتقا داد و دستاوردهای غیر قابل چشم پوشی را برای ایران به دنبال داشت.


رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با کارگزاران کشور با اشاره به این نکته مهم فرمودند: «بنده موافق نیستم با این نظر که امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى وضع منفى است؛ به هیچ وجه. گاهى این مسئله در بعضى از اظهارات شنیده میشود، گفته میشود. نخیر، امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى بسیار خوب است. امروز جمهورى اسلامى در فضاى سیاست بین‌المللى، به عنوان یک کشور محترم، اثرگذار، معتبر و متنفذ در دنیا شناخته شده است. .. بعضى خیال میکنند اگر امروز فلان دولت مستکبر، چه در اروپا، چه در غیر اروپا، نسبت به جمهورى اسلامى یک حرفى میزند، یک چیزى میگوید، یک اظهارنظرى میکند که اهانت‌آمیز به جمهورى اسلامى است، این معنایش تنزل رتبه‌ى جمهورى اسلامى است؛ نه، اینها هر وقت توانستند، کردند. آن زمانى هم که ما متأسفانه یک مقدارى در مقابل دشمن کوتاه مى‌آمدیم، از این کارها میکردند. اینجور نیست که ما حالا چون ایستادگى کردیم، چون استقامت به خرج دادیم، بگوئیم اینها را سر لج آوردیم؛ نه. یک روزى در خطابه‌هاى مسئولینمان مناقب آمریکا ذکر میشد؛ همان روزها رئیس جمهور وقت آمریکا با سبکسرى تمام، ایران را به عنوان محور شرارت معرفى کرد! ... هر وقت ما کوتاه آمدیم، یک خرده‌اى سست برخورد کردیم، آنها پرروتر شدند. نخیر؛ ایستادگى جمهورى اسلامى، تصریح به شعارهاى انقلاب، تصریح به مبانى انقلاب، عزت ما را در دنیا بیشتر کرده است.»


رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبه خود به‌صورت مفصلی به موضوع امیرکبیر و موانع پیش‌روی وی در توسعه کشور نیز پرداخته و به نوعی تلاش کرده است تا دوره وی را با دوران ریاست جمهوری خود از حیث رسیدگی به امور زیربنایی شبیه‌سازی کند. این در حالی است که هاشمی رفسنجانی و مصاحبه کننده شرق ترجیح داده‌اند که چشمان خود را بر رویکرد سیاست خارجی امیرکبیر بسته و از رویکرد غیر تنش زدایانه و به تعبیری استقلال طلبانه امیرکبیر سخنی به میان نیاورند. این در حالی است که ماجرای سیلی محکمی که امیرکبیر به صورت وزیرمختار انگلیس در ایران نواخت و یا برخورد مشابهی که با سفیر روسیه در ایران داشت، شباهتی با رویکردهای مورد علاقه آقای هاشمی ندارد. این در حالی است که مبارزه جدی با بهاییت و فسادستیزی غیرت‌مندانه امیرکبیر و پرهیز از اشرافی‌گری، وی را محبوب دل‌های مردم ایران کرد، رویکردهایی که در برخی موارد، در دولت سازندگی نمی‌توان سراغ گرفت بلکه نمونه‌هایی فراوان و کاملا متضاد با آن را نیز می‌توان در دوران هاشمی رفسنجانی بر شمرد.


رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخشی دیگری از این مصاحبه در شرایطی که به‌دنبال دفاع از عملکرد دولت خود در مقایسه با دولت خاتمی است، نکات جالب توجهی را بیان می‌کند که شاید تا پیش از این از زبان او بیان نشده بود. هاشمی رفسنجانی دولت خاتمی را برآمده از دولت سازندگی معرفی می‌کند و با استناد به وزرا و معاونین آن در دولت خاتمی می‌گوید: «آقای خاتمی با وجود برخی اظهارات از دل دولت قبل بیرون آمد. وزرای آقای خاتمی و معاونان آنان اکثرا همان‌هایی هستند که در دولت قبل بودند. به علاوه ترکیب سیاسی مسوولان دولت سازندگی کاملا نصف نصف بود، یعنی در مرحله دوم دولت من، تازه پنج نفر به خاطر اصرار مجلس حذف شدند، باز هم در روزنامه «سلام» آن زمان بررسی کرده و نمره دادند که ترکیب سیاسی به اصطلاح چپ و راست پنجاه پنجاه شد. اینها در روزنامه «سلام» هست و اشخاص هم شناخته شده‌اند، می‌توانید ببینید..... مسوول روزنامه «سلام» را خودم برای مرکز تحقیقات استراتژیک منصوب کرده بودم. اگر مخالف بودم که نمی‌گذاشتم ایشان بمانند. افراد شاخص دولت آقای خاتمی شخصیت‌های سیاسی دولت من بودند. در دولت سازندگی آقای خاتمی وقتی فشارهایی را که رویش می‌آوردند، تحمل نکرد و رفت. من به ایشان گفتم شما هر یک از مشاغلی را که می‌خواهید بگویید من به شما می‌دهم که ایشان کتابخانه ملی را خواست و من کتابخانه ملی را در اختیارش گذاشتم.»


اعتراف به نزدیکی زیاد دولت هاشمی رفسنجانی و خاتمی از سوی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در حالی است که پیش از این برخی مدافعان سنتی هاشمی رفسنجانی، دولت و رویکرد وی را متناسب با انقلاب و متفاوت با دولت خاتمی عنوان می‌کردند.


اما شاید یکی از جالب‌ترین بخش‌های مصاحبه هاشمی رفسنجانی که با فاصله چند روز از بهت رسانه‌های جهان به‌خاطر حضور میلیونی مردم در راهپیمایی 22 بمهن منتشر می‌شد، تکرار مواضعی بود که در سال‌های اخیر در قبال مسائل داخلی گرفته است وی از شرایط بحرانی در کشور و شرایط سخت سخن می‌آورد و می‌گوید: «با توجه به تشدید تهدیدها بهترین مصونیت کشور وحدت ملی و همدلی جامعه است و همدلی با نظام و نظام با مردم؛ اگر این وحدت به وجود بیاید آسیب‌ها خیلی کم می‌شود. الان اگر این فشار را می‌آورند، فکر می‌کنند جامعه ما دچار تفرقه است و خیلی کارها می‌توانند بکنند. در مورد وحدت الان مسیرش از انتخابات‌ها شروع می‌شود. باید انتخابات‌های کاملا قانونی و آزاد انجام شود و مردم احساس کنند که رای‌شان در جامعه موثر است. اگر دو، سه تا انتخابات خوب برگزار شود فکر می‌کنم مهم است. .. فکر می‌کنم همه ما باید هماهنگ کنیم و انتخاباتی کاملا شایسته برگزار شود و مجلس و سپس دولتی همان‌گونه که مردم بخواهند تشکیل شود. دو، سه تا انتخابات، انتخابات مجلس، شوراها، ریاست‌جمهوری پشت سر هم این‌گونه شود، درون جامعه خیلی به هم نزدیک می‌شود.»


این در حالی است که حضور پر شور مردم در راهپیمایی 22 بهمن سال جاری فرضیه‌ای کاملا متفاوت با نگاه هاشمی رفسنجانی به مسائل داخلی کشور را به نمایش گذاشت و پیش بینی‌ها از مشارکت گسترده در انتخابات آتی حکایت دارد.


هاشمی رفسنجانی از حسرت‌های خود هم می‌گوید و از چهار پروژه‌ای که آرزو داشته به انجام برساند و ناتمام مانده است. این چهار پروژه از این حیث که علایق شخصی، اولویت‌ها و دغدغه اصلی هاشمی رفسنجانی را به نمایش می‌گذارد، قابل تامل است.


وی در این باره می‌گوید: «چند مورد از کارهای من ناتمام ماند که هنوز هم هیچ کاری نشده و من هنوز برای عدم انجام آنها حسرت می‌خورم. یکی در جنبه اجتماعی و رفاهی اقشار پایین بود.... کار دومی که به زمین ماند و شروع هم کردیم و متاسفانه اجرا نشد، یکی این بود که از منطقه البرز به شمال را می‌خواستیم راه‌های زمینی درست کنیم....سوم یک بزرگراهی را هم در ساحل دریا طراحی کردیم که با مصالح کف دریا ساخته می‌شد، نمونه این کار در شمال اروپا وجود دارد که مورد بازدید کارشناسان ما قرار گرفته بود. اتوبان‌هایشان را کنار دریاها با مصالح کف دریا ساخته بودند که از آنجا به بعد دوباره ساحل شکل می‌گیرد و آن ساحل هم در اختیار عموم مردم می‌ماند...کار چهارم مساله زاگرس بود. زاگرس ثروت عظیمی برای ایران و از کردستان تا شیراز است.»


نوشته شده توسط 28/11/90:: 3:13 عصر| پیامها
ما به چه کسانی رای نمی دهیم .

ما به ناکثین ، مارقین ، قاسطین ، تاجرین و ساکتین فتنه رأی نمی دهیم .


ما به انحراف و فتنه رأی نمی دهیم .



ما به چراغ خاموش و موتور روشن ، مهره سیاه و سفید رأی نمی دهیم .


ما به زر و زور و تزویر رأی نمی دهیم .


ما به باندهای قدرت و ثروت رأی نمی دهیم.


ما به شام ، ناهار ،  گوشت ، برنج ، سیم کارت و چیپس و پفک رأی نمی دهیم .


ما به وحدت به هر قیمتی رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که پیشاپیش به موسوی تبریک گفتند رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که پنهانی به دیدار خاتمی رفتند رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که بیانیه اعلام برائت از سران فتنه را امضا نکردند رأی نمی دهیم .


ما به سانسور کنندگان گزارش کمیسیون امنیت و اصل 90 مجلس در مورد فتنه 88 رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که گفتند ما مواضع ضد نظام از خاتمی ندیدیم رأی نمیدهیم .


ما به نمایندگانی که از گفتن واژه فتنه شرم داشتند رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که در اعتراض به رئیس جمهور  شروع به «دو  دو » کردن نمودند  و قبح توهین  را شکستند رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که زمان شناس نبودند در زمانی که رئیس جمهور در سازمان ملل از دیپلماسی ایران دفاع می کرد ، طرح سوال و استیضاح از رئیس جمهور را مطرح کردند و همه چیز را به حاشیه بردند رأی نمی دهیم.


ما به نمایندگانی که با شبکه العربیه بخوانید صدای اسرائیل مصاحبه کردند و گفتند که مشارکت مردم در انتخابات مجلس  در تهران 18 تا 20 درصد است رأی نمی دهیم .


ما به کسانی که در صدد حذف نام خیابان خالد اسلامبولی بودند رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که گفتند که عده ای در صدد قداست سازی برای رهبری هستند و می خواهند از رهبری بت بسازند رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که در تریبون مقدس مجلس به دیگر نمایندگان فحاشی کردن  رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که در جلوی چشم مردم با معاون اول رئیس جمهور دعوا و هتاکی کردن (حتی به حق ) رأی نمی دهیم .


ما به  نمایندگانی که قانون حقوق مادام العمر را برای خودشان تصویب کردند رأی نمی دهیم .


ما به رأی دهندگان به قانون وقف اموال دانشگاه آزاد بخوانید مخالفت با حکم مراجع و مقام معظم رهبری رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که با طرح نظارت بر نمایندگان مخالفت کردن و گفتن این توهین به شأن ماست رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که امدند در صدا و سیما و نظام ولایت فقیه را زیر سوال بردند رأی نمی دهیم .


ما به نمایندگانی که از بودجه بیت المال و دستگاه های دولتی و شهرداری تبلیغ می کنند رأی نمی دهیم .


ما به مجلسی که به طور میانگین روزی صد نفر غایب داشت رأی نمی دهیم .


نوشته شده توسط 28/11/90:: 3:10 عصر| پیامها
وَاِذَا قیلَ لَهُم لَا تُفسِدُوا فِی الاَرضِ قَالوا اِنَّمَا نَح


وَاِذَا قیلَ لَهُم لَا تُفسِدُوا فِی الاَرضِ قَالوا اِنَّمَا نَحنُ مُصلِحُون


 


و چون گفته شود ایشان را تباه کاری مکنید در زمین، گویند جز این نیست که ما اصلاح کاریم


 


سوره بقره ـ آیه ی 11


ما باید شخصی را انتخاب کنیم که افتخارش هم نشینی با مستضعفان باشد نه هم نشینی با مفسدان و خودفروشان.


ملت باید عمال خارجی مانند خاتمی و اطرافیانش را خوب شناخته باشد که اینها چه زحماتی را برای اسلام و انقلاب کشور به وجود آورده اند.


ما باید چراغ راهمان، یگانه رهبرمان خامنه ای عزیز باشد.


ما می توانیم با عمل به نقشه راهمان که همان خامنه ای عزیز می باشند، افرادی متدین و دلسوز به اسلام و انقلاب و کشور را انتخاب کنیم.


نماینده مجلس باید کسی باشد ، صبور، کاردان، انتقاد پذیر و با منطق.


ما نماینده ای که خود را عقل کل بداند برای مجلس نمی خواهیم.


ما نماینده ای که عفت کلام نداشته باشد و با حرف های رکیک خود به نماینده ی دیگر توهین نماید نمی خواهیم(حتی اگر پسر علامه ی دهر باشد!)


ما نماینده ای که در مقابل حق و حقیقت کوتاه نیاید، نمی خواهیم.


ما نماینده ای که برای انتخاب شدن به مردم وعده و وعید دهد نمی خواهیم.


ما نماینده ای که نتواند حق مستضعفین را از مستکبران بگیرد نمی خواهیم.


ما نماینده ای که در مقابل ضد انقلاب و ضد اسلام و ضد ولایت کوتاه بیاید نمی خواهیم.


ما نماینده ای که مرفه بوده و دغدغه ی اقشار آسیب پذیر را نداشته باشد نمی خواهیم.


ما نماینده ی حزبی و گروهی نمی خواهیم.


ما نماینده ای که حق ملت را وقف نماید نمی خواهیم.


 ما نماینده ی سببی و نسبی نمی خواهیم.


ما نماینده ای که در مجلس برای خود و هم پالگی های خود قوانین وضع کند نمی خواهیم.


ما نماینده ای که کوچکترین شکی به اصل ولایت فقیه داشته باشد نمی خواهیم.


 ما نماینده ای که به رای ملت توهین نماید نمی خواهیم.


 



 



 


نوشته شده توسط 28/11/90:: 2:57 عصر| پیامها
شیطنت سایت اطلاع رسانی حوزه، به نفع دکتر! زهرا رهنورد+عکس


نوشته شده توسط 6/10/90:: 1:0 عصر| پیامها
ردپای جنبش سبز در مجمع تشخیص مصلحت نظام












 








 
 ردپای جنبش سبز در مجمع تشخیص مصلحت نظام











در خبرها خواندم فائزه هاشمی فرزند جنجالی ایت الله هاشمی رفسنجانی در جلسه امروز مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت و ایراد سخنرانی نموده اند.


پس از رها نمودن هزار علامت سوال در ذهن مبنی بر اینکه چرا باید یکی از عوامل اصلی فتنه 88 که بارها و بارها نیز از سوی وزارت اطلاعات در روزهای آشوب دستگیر شده بود در یکی از اصلی ترین ارکان نظام جمهوری اسلامی (مجمع تشخیص مصلحت نظام) سخنرانی کند با کمی دقت  به نام این نشست و بررسی و تحلیلی کوتاه بر سخنران مذبور آن می پردازیم:


«خاورمیانه و چشم انداز حکومت های مردم سالار»



نکات جالبی برایم تداعی شد. فائزه هاشمی سخنران همایشی بود که نام مردم سالااری را یدک می کشید. به شدت مایل بودم متن سخنان شعاری او را می شنیدم. ببینم چه تعریفی از مردم سالاری دارد.


آیا براستی مردم سالاری یعنی بر هم زدن امنیت جامعه؟ مردم سالاری یعنی به آتش کشیدن خیمه عزای حسین(ع) در جامعه ای که مردم در آن جامعه جانشان را برای حسین(ع) می دهند؟ در جامعه ای که تنها امری که در آن سیاسی نیست، حب حسین است و بس.



برایم جالب است بدانم تعریف فائزه هاشمی از مردم سالاری چیست؟ فائزه هاشمی در این همایش چه مطالبی را خطاب به حضار بعنوان چشم اندازهای حکومت های مردم سالار ارائه کرده است؟


مطمئنا فائزه هاشمی دروسی را که در کلاس های فتنه 88 آموخته است امروز در مجمع تشخصی مصلحت نظام بعنوان سخنرانی ارائه کرده است.


تمام این افکار در ذهنم به سرعت می گذشت که ناخودآگاه فکر تازه ای در ذهنم خودنمایی کرد و صدای سوتی مهیب بود که مهمان گوشم شد.


«ما چقدر بدبخت شده ایم که یکی از اصلی ترین عوامل آشوب های فتنه88 باید برایم درس مردم سالاری دهد»


آقای هاشمی عمامه پیامبری تان را کمی بالاتر بگذارید. حداقل از لباسی که بر تن داری خجالت بکش مرد! البته خجالت راهی به وجدان خفته شما جماعت ندارد اما بیا و کمی هم به فکر رهبر پیرمان باش. بیا و بیش از این خون به دل این سید خراسانی نکن.


جناب هاشمی راستی با اجازه شما می خواهیم نام سمت شما را از «ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام» با سمت «ریاست مجمع تشخیص منفعت خانواده» جابجا کنیم.


پس زین پس هموطنان عزیز خطاب به جناب هاشمی به جای «ریاست محترم مجمع تشخصی مصلحت نظام» بگویند «ریاست محترم مجمع تشخیص منفعت خانواده»


با تشکر


این مطلب را در مشرق نیوز، عمارنامه، ندای انقلاب، نهضت سبز نبوی ، رجانیوز و هم بلاگی ، هزار سنگر ، جام نیوز ، حریم یاس بخوانید






نوشته شده توسط 6/10/90:: 12:52 عصر| پیامها
اسلام با شعب ابیطالب میماند، نه با حقوق مادامالعمر!

بعثت آخرین سفیر الهی در 27 رجب سال 610 میلادی در سرزمین مکه و در بین اشراف قریش صورت می‌گیرد. رسول خاتم که برای تبلیغ دین خدا با مشکل مواجه است، می‌گوید: اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهید، از تبلیغ رسالتم دست برنخواهم داشت ...


طفل نوظهور اسلام تا سه سالگی مخفیانه و پنهانی روزگار سپری کرد و وقتی به کودکی نوپا بدل شد، نیز هیچ‌کدام از فشارهای فقر، گرسنگی، رنج، شکنجه، تهدید، ریگ‌های داغ بیابان، شکمبه گوسفند و شتر، سوءقصد و ... او را از پا نینداخت ...


کودک، تازه پا به 7 سالگی گذاشته بود که با دره‌ای آشنا شد به نام شعب ابی‌طالب. این دره نیز سه سال شاهد گرسنگی و رنج و تعب سفیر اسلام و خانواده‌اش و اندک مسلمانانی بود که ندای پیک حق را لبیک گفته بودند، اما ... تاب آورد و خم به ابرو نه!


هجرت را به امر خدا پیش پای خود دید. باز هم در فراق خانه و کاشانه در شهری غریب به زندگی و سازندگی پرداخت و پا پس نکشید که هیچ، اندکی بعد مکه را فتح کرد و چه خون‌ها که در میدان مبارزه و جهاد بر زمین ریخت و با آن نهال وجود خود را آبیاری کرد تا به غدیر رسید و تناور شد ...


و مدتی بعد ...


پیامبر آخرالزمان به سوی معشوق پر می‌کشد و می‌مانند تربیت‌یافتگانی که از ساحت قدسی رسول وحی، درس زندگی گرفته بودند و باید امتحان پس می‌دادند ...


عامه مردم خود را به خواب زدند تا درندگانی گرگ‌صفت از پوست میش بیرون بیایند و به طمع گوسفندانی پَروارتر به جان دین خاتم بیفتند و مسیر تاریخ را از صراط مستقیم نبوی و علوی منحرف کنند تا آخورشان پُربارتر گردد ...


اولی و دومی و سومی نامسلمان نبودند! کافر نبودند! محارب نبودند! یار رسول خدا صلی الله بودند اتفاقا! ساده‌زیست هم بودند زمانی، اما ... اما مزه داده بود دنیا زیر دندان‌شان! آن هم چه مزه‌ی خوش‌مزه‌ای!


مخالفت با حکومت علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام و غصب حکومت وی و دشمنی و سب او و خاندانش از همین‌جا شروع شد ...


مزه دنیا ... مال دنیا ...


بیست و پنج سال بعد علی‌بن‌ابی‌طالب فرمود: اگر به خلافت برسم، آن‌چه از بیت‌المال مسلمین برده‌اید، به خزانه برمی‌گردانم؛ حتی اگر کابین همسران‌تان کرده باشید ...


و این بود راز بغضی که از پسرعم پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم در دل مسلمانان ماند تا روزی به سرخی عاشورا آن را بر بدن مطهر نوه همان پیامبر خالی کنند تا مگر به حکومت ری برسند ...



* * *



قرن‌ها بعد مسلمانانی آخرالزمانی‌تر از یاران صدیق پیامبر آخرالزمان، به رهبری پیامبر‌گونه سیدی از تبار نور، از زیر فشار فقر و گرسنگی و شکنجه طاغوت سربلند کردند تا با تمام توان و توشه خود، دین خدا را یاری کنند و حالا دیگر می‌دانستند یاری دین خدا فقط با شرافت ممکن است و با اشرافیت نسبت عکس دارد؛ چراکه پیر مرادشان گفته بود:


 «ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزش‌های اسلامی هستند، به خوبی دریافته‌اند که مبارزه با رفاه‌طلبی سازگار نیست و آن‌ها که تصور می‌کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه‌داری و رفاه‌طلبی منافات ندارد. با الفبای مبارزه بیگانه‌اند و آن‌هایی هم که تصور می‌کنند سرمایه‌داران و مرفهان بی‌درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می‌شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می‌کنند، آب در هاون می‌کوبند. بحث مبارزه و رفاه، بحث قیام و راحت‌طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت‌جویی دو مقوله‌ای است که هرگز با هم جمع نمی‌شوند و تنها آن‌هایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقراء و متدینین بی‌بضاعت، گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلاب‌ها هستند. ما باید تمام تلاش‌مان را بنماییم تا به هر صورتی که ممکن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم.»1


مرشد مسلمانان آخرالزمان به مسؤولین و خواص جامعه نیز تذکرات و تنبهاتی داده بود:


«به شما آقایان عرض می‌کنم که توجه به این معنا داشته باشید. این مقامات بعد از چند روزی دیگر تمام می‌شود. آن‌هایی که در اریکه قدرت‌های بزرگ بودند، بعد از چند روز تمام شد. آن‌هایی هم که به درویشی و قناعت زندگی کردند، آن‌ها هم تمام شد. این امور تمام می‌شود، آن چیزی که هست، ما در حضور حق تعالی هستیم و ثبت است در نامه اعمال ما همه امور. همه خلجانات نفسانی و ما باید فکر آن‌جا باشیم ....»2


و اکنون نیز که مسؤولیت خطیر رهبری جامعه اسلامی با امام خامنه‌ای حفظه الله است، نیز این رهنمودها هم‌چنان ادامه دارد ...


«از جمله  چیزهایى که روند حرکت به سمت عدالت را در جامعه کُند مى‏کند، نمود اشرافی‌گرى در  مسؤولان بالاى کشور است؛ از این اجتناب کنید. اشرافی‌گرى دو عیب دارد؛ عیب دومش از  عیب اوّلش بزرگ‌تر است. عیب اوّلِ اشرافی‌گرى، اسراف است – اشرافی‌گرىِ حلال را  مى‏گوییم؛ یعنى آن چیزى که پولش از راه حلال و بحق به دست آمده - اما عیب دوم بدتر  است و آن این است که فرهنگ‏سازى مى‏کند؛ یعنى چیزى براى مسابقه دادن همه درست  مى‏کند. البته در این زمینه مسؤولان درجه یک بسیار نقش دارند.»3


و در آخر باید گفت:


آهای نمایندگان مسلمان مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران!


تاریخ فقط برای خواندن نیست، برای عبرت گرفتن هم هست ...


بدانید و به هوش باشید که اسلام، در فقر پا گرفت و در طمع مسلمان‌نماها به خون نشست ...


نوشته شده توسط 1/9/90:: 3:15 عصر| پیامها

div style=”display:none;”>