سفارش تبلیغ
صبا ویژن
به دوستی آن که دین ندارد، شادی نمی توان کرد . [امام علی علیه السلام]
yazd blog
درباره



yazd blog

وضعیت من در یاهـو
کوشا
ما بر سر پیمان خود استواریم . . .
آهنگ وبلاگ
خالق این اثر جمشید تاتا، طوری بر صفحه بوم رنگ پاشیده که وقتی یک استوانه در وسط کاغذ قرار بدهیم، حاصل تداخل نور و رنگهای این بوم بر روی استوانه، تصویر خود جمشید تاتا خواهد بود.








کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/12/8:: 9:1 عصر     |     () نظر

عکس واقعی میر ریگی یا دوریگی ... اینجا!

تفاوتها: ریگی: شرور شرق کشور ، میرحسین موسوی: شرور شمال تهران!

شباهتها: شما بگید؟

شباهتهای ارسالی! تاکنون:

1-مزدور

2-به جهنم می روند ...(+)


توضیحات عکس: تصاویر نزول اجلال "دوریگی" جهت محاکمه در پیشگاه ملت ایران ؛ دیر و زود داره سوخت و سوزم داره ،‌ البته برای میر ریگیها!


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/12/8:: 8:53 عصر     |     () نظر

خبر دستگیری عبدالمالک ریگی همچون بمب در تمام دنیا صدا کرد و این روزها به یکی از خبرهای روز تبدیل شده تا آنجا که جهانیان را وادار نمود لب به تحسین سرویس اطلاعاتی ایران بگشایند و علیرغم میل باطنی شان برتری نیروهای اطلاعاتی ایران را بپذیرند البته هنوز هم بعضی همسایگان عرب ما !!! نمیخواهند این قضیه را به خود بقبولانند و سعی در مخدوش نمودن این عملیات بزرگ دارند اما این واقعیتی انکار ناپذیر است .

در این بین پسمانده های گروهک جندالله حسابی دچار توهم شده اند و در این چند روز عجولانه یکی دوتا اطلاعیه صادر نمودند که در اولی خبر دستگیری سرکرده خود را تائید نموده و در دومی فردی بنام " حاج محمد ظاهر بلوچ" را بعنوان جانشین عبدالمالک تعیین نمودند و به نظر من این جانشین فقط در حد  یک اسم است! چون معاون اصلی عبدالمالک به همراه خودش دستگیر شده و یکی دو نفر اعضای ارشد هم در اعترافات عبدالمالک لو رفته اند و این گروهک فقط برای اعلام موجودیت این اسم را اعلام کرده و تا این لحظه عکسی از این شخص منتشر نکرده اند

جالب اینکه در یکی از این اطلاعیه ها آمده که :

بدینوسیله جنبش مقاومت جندالله به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که بامداد امروز سه شنبه حادثه ای تلخ و دردناک رخ داد که قلب ملیونها انسان آزاده را در ایران و بلوچستان به درد آورد و آن اینکه رهبر بزرگوار جنبش مقاومت در یک عملیات تروریستی و با همکاری سرویسهای اطلاعاتی غرب از جمله سیا و اطلاعات افغانستان و اطلاعات پاکستان دستگیر و به رژیم جنایت پیشه ولایت فقیه تحویل داده شد.

                                 

نکته اول اینکه خود گروهک به صراحت اعلام نموده که سرکرده شان صبح روز سه شنبه دستگیر شده و این در حالی است که بعضی مزدوران اجنبی اصرار دارند که عبدالمالک هفته قبل توسط پاکستان تحویل ایران شده و در ادامه آمده است که : حادثه ای تلخ و دردناک رخ داد که قلب ملیونها انسان آزاده را در ایران و بلوچستان به درد آورد...!!!!!

حقیقتا" هم قلب میلیونها انسان آزاده در ایران بدرد آمد البته نه از دستگیری عبدالمالک بلکه بخاطر خونهای بناحق ریخته شده توسط این خبیث و امیدواریم که مجازات این جانی بگونه ای باشد که اندکی از دردهای بازماندگان حوادث تروریستی را التیام بخشد.. چون یکبار اعدام برای او کم است


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/12/8:: 8:50 عصر     |     () نظر

  ایران: گذشت 24 ساعت از دستگیری عبدالمالک ریگی کافی بود تا برادر او عبدالحمید که چند ماه قبل به همراه چندین تن از اعضای گروهک جندالله دستگیر شده بود، اعدام شود.
این اعدام صبح امروز و در شرایطی انجام شد که چند ماه قبل باید صورت می گرفت اما بنابر دلایلی تا امروز اجرا نشده بود.
*عبدالحمید ریگی که بود؟
عبدالحمید یکی از برادران عبدالمالک ریگی، سرکرده گروهک تروریستی جندالله بود که چند ماه قبل برخی از رسانه‌های بیگانه و ضد نظام شایعه اعدام شدن او ر ا مطرح کرده بودند.
وی که پس از انجام چندین عملیات تروریستی در داخل کشور، به پاکستان گریخته بود و قصد داشت با جعل مدارک خود را از اتباع پاکستان نشان دهد توسط دولت این کشور دستگیر و در زندان زندان کویته مرکز ایالت بلوچستان پاکستان نگهداری می‌شد.
پس از اطلاع جمهوری اسلامی ایران از دستگیری وی، نزدیک به 20 ماه قبل با پیگیری سفارت ایران در اسلام آباد و تلاش وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، عبدالحمید به دولت جمهوری اسلامی ایران تحویل داده شد.
وی در روز پنجشنبه 11 تیرماه سال 88 درجمع علما، معتمدان، ریش سفیدان و مردم شهرستانهای ایرانشهر، سرباز، نیکشهر و چابهار، سخنان افشاگرانه‌ای از فعالیت‌های تروریستی برادرش و گروهک تروریستی جندالله عنوان کرده بود.
عبدالحمید در سخنان خود از همکاری نیروهای آمریکایی و پشتیبانی از گروهک تروریستی جندالله برای انجام فعالیت‌های تروریستی و خرابکارانه پرده برداشته بود.
وی در بخشی از اعترافات خود به یکی از نشست‌های این گروهک تروریستی با نیروهای آمریکایی اشاره کرده و گفته بود: "در یکی از این نشست‌ها که من نیز حضور داشتم، آمریکایی‌ها 100 هزار دلار به برادرم دادند و وی نیز از آنان خواستار امکانات ماهواره‌ای و رایانه شد که آمریکایی‌ها در پاسخ به خواسته مالک گفتند که شما هرچه بخواهید، ما در اختیارتان قرار می‌دهیم اما آیا مردم از شما حمایت می‌کنند؟ که برادرم نیز در جواب گفت: تمام مردم ما را حمایت می‌کنند."
برادر عبدالمالک ریگی در بخش دیگری از اعترافات خود گفته بود: "مالک می‌گوید در حالی که شیعیان کافر، در همین منطقه هستند؛ چرا با یهودی‌ها و آمریکایی‌ها بجنگیم همین جا دو شیعه را می‌کشیم و بعد هم به بهشت می‌رویم."
وی همچنین در اعترافات تکان دهنده دیگری، با بیان اینکه ما هیچ اختیاری از خود نداشتیم و تحت تاثیر القائات عبدالمالک دست به جنایت می‌زدیم، ماجرای قتل همسر و برادر همسرش را به گمان اینکه با دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی در ارتباط هستند مطرح کرد.
از جمله اقدامات تروریستی که عبدالحمید ریگی در آنها دست داشته است، حادثه تاسوکی، گروگانگیری نوبندیان و عملیات دارزین کرمان است که منجر به کشته شدن ده‌ها تن از هموطنانمان شد.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/12/6:: 9:3 عصر     |     () نظر
تجلیل از تروریست خداجوی در مسجد ضرار!

ساعاتی بعد از دستگیری تروریست خداجو «چیزالمالک ریگی»، مجلس یادبودی در مسجد ضرار برگزار شد. به گزارش خبرگزاری چیزنا، آقای چیز در این مراسم ضمن تکذیب هرگونه ریگ در کفش ریگی، بازداشت وی را یک صحنه آرایی خطرناک خواند. وی گفت: این انقلاب مخملی بدون ریگی در هیچ خانه تیمی شناخته شده نیست.

مدیرعامل خبرگزاری چیزنا، ریگی را مایه امید آشوبگران عاشورا خواند و از مسئولان نظام خواست، با آزادی عماد باقی و این یاغی و اون یکی باغی، به تلطیف فضا کمک کنند. آقای چیز خطاب به ریگی گفت: ای ریگی، جنایات تو و همه اقدامات تروریستی ات، اقدامی در چارچوب قانون اساسی بود. وی در پایان سخنان خود به تقلب سربازان گمنام امام زمان در نحوه دستگیری این تروریست اشاره کرد و گفت: چنانچه از منابع موثق شنیده ام، به این حرام زاده، یک دستی زدند.

در ادامه این مراسم شیخ از همه جا بی خبر به حمایت گروهک تروریستی ریگی و منافقین از فرقه سبز اشاره کرد و از اعضای خط نفاق جدید خواست، سه شبانه روز عزای عمومی اعلام کنند. شیخ با تسلیت دستگیری ریگی به اوباما و نتانیاهو از هیلاری کلینتون خواست به جای گریه بر ریگی، برای چیز ابن ذی الجوشن آبغوره بریزد. شیخ از خدا بی خبر برای آشوبگران خداجو از شیطان رجیم صبر، آرزو و ابراز امیدواری کرد: این دستگیری، بقای عمر مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی باشد. وی احتمال تعرض به این تروریست حرام لقمه را بعید ندانست و از شیرین عبادی و عماد باقی خواست برای کمک به این یاغی، کاری بکنند. وی با انتقاد از روزنامه کیهان، پوشش اخبار این تروریست را مصداق «اشاعه فحاشی» دانست!!

در ادامه این مراسم حجت الامسال هرمنوتیک ضمن تلاوت آیاتی چند از سوره منافقون، بازداشت تروریست های آدم کش را اقدامی خلاف حقوق بشر خواند و گفت: نیت ریگی از این همه جنایت، اعتلای صلح در منطقه خاورمیانه بوده است. هرمنوتیک به تعدد قرائت ها درباره میزان جنایات ریگی اشاره کرد و از مهندس خواست در بیانیه جدیدش به خدمات متقابل ریگی و فرقه سبز، اشاراتی داشته باشد.

بهاءالله مهاجرانی به خبرنگار چیزنا گفت: حاکمیت اعلام کرده که ریگی توسط سربازان گمنام امام زمان دستگیر شده است. دروغ حاکمیت از این جا معلوم می شود که آقای اکبر پونز رسما وجود خود امام زمان را انکار کرده است پس سربازان گمنام ایشان چگونه می توانند وجود خارجی داشته باشند؟!
این مراسم تا لحظه تنظیم خبر ادامه دارد.

کیهان?اسفند????


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/12/6:: 9:2 عصر     |     () نظر
چرا شیخ، نمی خواهد خاتمی بیاید؟!

چنانکه خبرنگار ما «آرملیا» از منابع موثق شنیده است در جلسه اخیر سران فتنه مهندس از شیخ می خواهد که جلسه بعدی، محمد خاتمی هم باشد تا سه نفری چیزشان یعنی عقل شان را روی هم بگذارند و ببینند که چه خاکی باید روی سرشان بریزند. اما از قرار شیخ با این پیشنهاد مهندس به شدت مخالفت کرده است. به نظر شما کدام یک از گزینه های زیر دلیل مخالفت شیخ با حضور خاتمی در جلسه آتی سران فتنه است؟

1- خاتمی معمولاً قلنبه سلمبه صحبت می کند و کروبی چیزی از صحبت های خاتمی متوجه نمی شود.

2- کروبی سطح سواد و دانش خود را از خاتمی بالاتر می داند.

3- شیخ و مهندس کلاً بدون خاتمی راحت ترند و رفتن خاتمی به جلسات شیخ و مهندس برای خاتمی که به هر حال اهل چیز نیست، بدآموزی دارد.

4- چون در جلسات سران اصلاحات، شیخ را دعوت نمی کنند، کروبی می خواهد با این حرکت اعتراض خود را به دار و دسته خاتمی نشان دهد.

5- خاتمی در ملاقات با جرج سوروس، شیخ را نبرد و حالا کروبی هم می خواهد تلافی کند.

6- از آنجا که خاتمی ادعا می کند که کلاً به چارچوب قانون اساسی علاقمند است، کروبی اضافه شدن وی به جلسات خودش با مهندس را اقدامی در چارچوب قانون اساسی نمی داند.

7- شیخ از این ترس دارد که اگر سران فتنه، سه نفری با هم یک جا جمع شوند، قوه قضائیه می تواند با حضور در محل این جلسه هر سه نفر سران فتنه را با هم دستگیر کند.

8- کروبی، ترسش از این است که چون خاتمی خیلی پرچانه است، وقت چندانی برای حرف زدن شیخ باقی نماند و دم به ساعت باید به مهندس و محمد بگوید؛ به شما که عرض کنم، من چقدر وقت دارم؟!

9- اگر جلسات دو نفره به جلسات سه نفره تبدیل شود، شیخ نگران است که ملت از این نشست، تعبیر به جلسه «سه تفنگدار» کنند و حال آن که تفنگ ها را به اراذل اجاره ای داده اند.

10- شیخ می ترسد که با اضافه شدن خاتمی به جلسات خود با مهندس، سطح جلسه پایین بیاید!!

11- کروبی کلاً چشم دیدن خاتمی را ندارد.

12- شیخ از خاتمی، دستی گرفته و حالا حالاها نمی خواهد او را ببیند.

13- شیخ، فقط خودش و مهندس را جزء سران فتنه به حساب می آورد و خاتمی را نخودی می داند.

کیهان?اسفند????


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/12/6:: 9:1 عصر     |     () نظر
گفت‌وگوی مهندس و خانم مهندس

علی اکبر بهشتی

خانم مهندس: از دست تو مرد!

مهندس: باز چی شده؟

خانم مهندس: کل خونه رو «چیز» برداشته.

مهندس: مگه حالا چی شده؟

خانم مهندس: خب کمتر بکش.

مهندس: چاردیواری اختیاری.

خانم مهندس: از خونه پرتت کردم بیرون، اون وقت می‌فهمی.

مهندس: بیرون می‌رم، مردم، اونجور می‌کنن، اینجام که تو میای روی مخ آدم.

خانم مهندس: الان سی‌دی ترک این زهر ماریا اومده، 2بار نگاه کنی، یه روزه ترک می‌کنی.

مهندس: من که نمی‌کشم.

خانم مهندس: بالاخره که مصرف می‌کنی.

مهندس: این به تو چی کار داره؟

خانم مهندس: هرچی استکان، نعلبکی بود، گند زدی رفته. هی بشور، بساب، بشور، بساب.

مهندس: زن! اینقدر به ما گیر نده.

خانم مهندس: نکش، منم گیر ندم.

مهندس: می‌رم رسماً معتاد می‌شم‌ها!

خانم مهندس: مگه الان نیستی؟ اعتیاد از کی تا حالا رسمی و غیر رسمی داره؟

مهندس: همواره به اینجانب و دوستان گفته می‌شد که اگر شما کم مصرف کنید، غیررسمی حساب می‌شه.

خانم مهندس: از این به بعد هرجا که گند زدی، خودت باید پاک کنی‌ها.

مهندس: حالا که نه من بیانیه می‌دم، نه شیخ، نه اوس ممد، با این وصف از معتادان خداجو یک شبکه وسیع اجتماعی و مدنی تشکیل نده. در حالی که نه چیزنامه موثقی داشتند، نه از صدا و سیما به عنوان رسانه ملی و بی‌طرف و منصف عاقل بهره می‌بردند.

خانم مهندس: چرا چرت و پرت می‌گی؟

مهندس: مشاهده بلوتوث تکان‌دهنده از مصرف بلعم باعورا نشان می‌دهد که اگر پلک زدن و مصرف حداقلی به سمت اعتیاد حداکثری کشانده می‌شود، ناشی از به دور انداختن این زهر ماری‌های بی‌گناه است.

خانم مهندس: داری با من صحبت می‌کنی یا بیانیه شماره 18 رو می‌نویسی؟

مهندس: گیرم که چند روز با مخفی کردن قرص‌ها، بستن کمد، تهدید به ظرف شستن، مصرف من کمتر شد، تغییر رویه من در آینده به سمت اعتیاد رسمی را چگونه حل می‌کنید؟ تخریب مواد را چگونه جبران می‌کنید؟ نگاه ملامت‌آمیز و متعجب و چیز در هوای جهانیان از این همه خشونت یک زن به شوهرش را که گاهی یک پکی می‌زند و گاهی تک و توک می‌اندازد بالا، چگونه تغییر می‌دهید؟

خانم مهندس: بعد 22 بهمن، پاک خل شدی، مرد!

مهندس: بنده به صراحت و روشنی می‌گویم فرمان تحریم تنباکو و زندانی کردن معتادان اعم از رسمی و غیررسمی، مشکلی را حل نخواهد کرد. سخنان روز چهاشنبه شما در «پذیرایی»، و قایم کردن زهر‌ماری‌ها، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیماً به سمت کانون چیز نشانه خواهد رفت و گره مشکل مواد چسبیده به نعلبکی را ناگشودنی خواهد کرد. گوساله بزغاله خواندن بخش عظیمی از معتادان غیررسمی و مباح کردن سرقت قرص از داخل جوراب من در چمدان، فاجعه‌ای است که هم‌اکنون توسط فامیل شما و شخص خود سرکار عالی رخ داده است. این چه سخنانی است که از تریبون تلفن، فک و فامیلت را به جنگ با من دعوت می‌کنی و یک عده را حزب‌الاعتیاد و یک عده را حزب‌الچیز؟! در یک SMS کوتاه بارها اعلام می‌کنید که مهندس، توجه کنید، زهرماری‌های تو، ترکیب خانه را به‌هم‌زده است؟ آیا این سخنان، دعوت اقوامت به جنگ و شورش داخلی نیست؟

خانم مهندس: مهندس! من به فکر سلامتی خودت هستم؛ خب، پسته بذار تو جیبت، پسته بخور.

مهندس: بارها گفته‌ام که من، فریب این صحنه‌آرایی‌های خطرناک را نخواهم خورد.

خانم مهندس: پس می‌خوای بخوری از خانه برو بیرون.

مهندس: من لازم می‌دانم قبل از آنکه راه خروج از این خانه را مطرح سازم، بر اصل بودن جنس این مواد تاکید کرده، اعلام ‌دارم، ما مصرف‌کنندگان آن زهرماری‌هایی هستیم که در قلمرو نعلبکی، حتی‌المقدور نچسبد. ما پیرو تفسیری آسان از مصرف هستیم که حتی‌المقدور آدم را در چارچوب همین قانون اساسی بسازد. ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی اما لامصب، زهرماری‌هایی که از کشور دوست و برادر افغانستان می‌آید، مزه دیگری دارد.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/12/6:: 9:0 عصر     |     () نظر

شبکه ایران: خبر دستگیری عبدالمالک ریگی، سرکرده گروهک تروریستی موسوم به جندالله اگر چه دقایق ابتدایی صبح امروز بر روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت و موجی از شادمانی را در دل ملت ایران ایجاد کرد، اما با وجود گذشت نزدیک به 10 ساعت از این خبر، رسانه های رسمی و غیررسمی میرحسین موسوی و کروبی از انتشار اخبار آن خودداری کرده اند.

در این زمینه فقط یکی از سایتهای وابسته به موسوی خبر دستگیری این شرور را به صورت خلاصه و در اخبار حاشیه‌ای خود قرار داد.

ریگی قصاب ده ها تن از هموطنان بی گناه است که علاوه بر طراحی و اجرای عملیات انتحاری در کشور، علیه هموطنانمان جنایات فجیعی را در برابر دوربینها انجام و تصاویر آن را برای رسانه های دنیا ارسال می کرد.

 

 

سکوت "کلمه" و  "سحام نیوز" در این باره در حالیست که تاکنون تمامی بیانیه های موسوی و کروبی به طور اختصاصی در این دو سایت منتشر می شده است.

همچنین سایت "جرس" که به مهاجرانی و اکبرگنجی وابسته است نیز در این زمینه حاضر نشد هیچ خبری را منتشر کند.

عبدالمالک ریگی طی ماه‌های اخیر و در جریان حوادث پس از انتخابات در ایران، بارها حمایت خود را از فرقه"سبز" اعلام کرده بود اما خاتمی، موسوی و کروبی مانند حمایت سلطنت طلبان از آنان، در این‌خصوص هم حاضر نشده بودند تا از ریگی اعلام برائت کنند.

گروهک او حتی در ماه‌های اخیر برای آموزش دادن شیوه‌های مبارزه و عملیات تروریستی به اغتشاش‌گران سبز اعلام آمادگی کرده بود.

ناظران سیاسی معتقدند دلیل سکوت مطلق موسوی و کروبی در خصوص خبر دستگیری ریگی، نه ارتباط آنان با وی که نگرانی آنان از اذعان تلویحی به قوت و اشرافیت دولت دهم است که آنان در بیانیه های خود تا کید کرده اند، ناکامی آن را انتظار می کشند.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/12/6:: 8:58 عصر     |     () نظر

نکیر و منکر پس از سوالهای معمول در مورد خدا و دین و پیرو پیغمبر رو به موسوی میگن: آقا جان شما نامه عملت سیاهه. باید بری جهنم.

موسوی: برو ببینم . تو نامه عملم چیز شده ؛ یعنی دستکاری شده. من قبول ندارم.  

نکیر: اون کسی که نامه عمل تو رو نوشته خدا مشخص کرده. مورد اعتماد خدا بوده. موسوی: نخیر آقا جان. من میگم دستکاری شده. شما هم باید قبول کنید.
منکر: آقا این طوری حرف نزن. با این حرفت داری نعوذبالله خدا رو می بری زیر سوال. با این گرز میزنم تو سرت ها!!!

موسوی: آقا فضا رو چیز نکنید؛ یعنی امنیتی و نظامی نکنید. همین شما ها هستید که با این کاراتون فضای اختناق و چیز رو؛ یعنی دیکتاتوری بوجود می آورید. حالا که این طور شد من اصلا خدا رو هم قبول ندارم. باید یه کمیته چیز یاب، منظورم حقیقت یابه، تشکیل بشه که بی طرف باشه.
نکیر خطاب به منکر: میگم این یارو یکی دو تختش کمه ها. این مثل اینکه حالیش نیست که اینجا آخر خطه. هنوز هم کلش بو قرمه سبزی میده.
موسوی: آقایان در گوشی صحبت کردن از نظر اسلام مشکل داره. من خودم یادمه که امام (رحمه الله) یه روز به من فرمودند موسوی جون. من گفتم بله آقا. اجازه بدید دستتون رو چیز کنم؛ یعنی ببوسم. ایشون نگذاشتن. بعد به من گفتند . . .(در همین هنگام نکیر و منکر صحبت میر را قطع می کنند ) نکیر و منکر ( با عصبانیت) : مردکه نفهم. اینجا انتخابات نیست. قیامته.   
موسوی: آقا قانون چیزه، یعنی قانونه. قیامت و انتخابات نداره . شما ها همتون قانون گریز هستید. اصلا آقا از وقتی که همین دار و دسته شما بحث قیامت رو در جامعه مطرح کرد یک فضای فوق امنیتی در جامعه ایجاد شد که امید به چیز مردم، یعنی امید به زندگی مردم خیلی کم شد. شما که همه دنیا هم دست خودتونه. هر کار بخواهید میکنید.
موسوی (در حالی که با نگاه خود به دنبال دوربین می گردد ادامه می دهد): مردم من اگر خدا می شدم این اخلاق ها رو از جامعه چیز می کردم ؛ یعنی در واقع حذف می کردم. من این قیامت رو برمی داشتم. این اصلا توهین به انسانیت و بشریت و خلاف چیز بشر، یعنی حقوق بشر است. چه معنی دارد که شما این جوانها رو ستاره دار می کنید. چرا دو دستگی می کنید. خودی و غیر خودی و بهشتی و جهنمی می کنید. نکیر و منکر همین طور هاج و واج و در نهایت عصبانیت به موسوی نگاه می کنند.
در همین حال نکیر می گوید: حالا چند لحظه خفه خون بگیر تا یه چند تا پرونده از کارهایی که در زمان زنده بودن کردی بهت نشون بدیم. نشون بدیم؟ بدیم؟ و چند تا از کارهای زشت و بد بد جناب میر به ایشون نمایش داده می شود.
بعد منکر می گوید حالا بگو. حالا چی؟ ناگهان میر که شدیداْ از این کار نکیر عصبانی بود با لحنی کاملاْ مضطرب و عصبانی گفت: شما ها خجالت نمی کشید پرونده ی همسر بنده رو (ببخشید اینجا اشتباه لپی بود، «پرونده ی بنده» صحیح است) رو گرفتین جلوی من و نشون من می دهید. شما به جای اینکه بیایید برای مردم پرونده سازی کنید برید یه فکری به حال چیز سالی، یعنی خشکسالی و این سیل و زلزله هایی که همش از سوء مدیریت شما حاصل شده بکنید.
اصلاْ من به خاطر همین مشکلات و احساس چیزی که کردم؛ یعنی احساس خطری که کردم به این دنیا اومدم که جلوی این چیزا رو بگیرم. من نمی دونم این حضرت باری تعالی به جای اینکه حضرات عتید و رقیب را بگذارند تا ملت رو بپایند، بروند یه فکری به حال مدیریت این دنیا بکنند. البته اینها همش ناشی از چند نکته در مدیریت است از جمله ماجراجویی و بی ثباتی، رفتارهای نمایشی و قهرمان نمایی و شعاری، خیالبافی و خرافه گرایی، خلاف گویی و پنهان کاری، خود محوری و قانون گریزی، افراط و تفریط است و ... و بنده آمده ام که با اینها چیز کنم، یعنی مقابله کنم.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/12/6:: 8:43 عصر     |     () نظر
عبدالمالک ریگی

امروز صبح یکی از بهترین خبرهای عمرم را شنیدم، عبدالمالک ریگی، از حرامیان مزدور آمریکا، قاتل صدها جوان و کودک و پیر با درایت نیروهای به هوش اطلاعات دستگیر شد.


در حال تماس و تبریک گفتن به دوستان بودم که یکی از رفقا به شوخی گفت: عبدالمالک مرد خداجویی بود، باید مراقب باشیم او را به کهریزک نبرند و حقوق انسانی‌اش را رعایت کنند، اگر هم در دادگاه اعتراف کرد که از آمریکا و اسراییل و انگلیس پول می‌گرفته معلوم می‌شود که اعترافاتش تحت شکنجه بوده و دادگاهش نمایشی است.


خندیدیم و از هم جدا شدیم. ولی جرقه‌ای در ذهنم زده شد که راستی شباهت و تفاوت ریگی و موسوی و کروبی که هر سه باعث کشته شدن انسان‌ها شدند چیست؟


بی گمان اندیشه و برداشتی که افراد از وقایع اطرافشان دارند تاثیر مستقیم در تصمیم‌گیری‌ها، اعلام نظر و بیانیه‌هایشان دارد. آنچه ریگی را تبدیل به یک قاتل فراری تحت تعقیب کرد برداشت دگم‌گرایانه و حماقت گونه از اسلام بود، دینی که با شعار صلح، عدالت، مبارزه با تبعیض، احترام به هم نوع و هزاران ارزش دیگر در منطقه‌ای بکر از نظر اندیشه و تعقل بروز کرد و همان بی منطقی و بی عقلی امروز با نام وهابیت در همان سرزمین به مغز کوته‌فکرانی مثل ریگی تزریق می‌شود.


طرز تفکر وهابیت امروز از سوی نوادگان افراطی کسانی تبلیغ می‌شود که در زمان جاهلیت، دختران خود را زنده به گور می‌کردند و در طول این قرن‌ها هرگز نخواسته‌اند انسانیت انسان را قبول کنند.


به هر حال چنین اندیشه‌هایی در سازمان‌های جاسوسی  آمریکا و به ویژه انگلیس متولد می‌شود و گونه‌های متفاوت آن در کشور‌های مختلف جهان پیاده می‌شود.


شخصی مانند ریگی با برگزیدن روش جنگ نظامی مستقیم، پیاده نظام آمریکا و اسراییل می‌شود و اهداف ددمنشانه آنها را با کشتن انسان‌های بی‌گناه پیاده می‌کند. اما غیر از روش‌های نظامی مستقیم، شیوه‌های دیگری برای به خاک و خون کشیدن مردم و جوانان و ایجاد تفرقه در جامعه وجود دارد. آنچه موسوی و کروبی، آگاهانه یا ناآگاهانه دست به آن زدند و ماه‌ها کشور را با ناآرامی مواجه کردند و باعث کشته شدن تعدادی از هموطنانمان شدند برگرفته از اندیشه‌ انگلیسی «ما نمی‌توانیم» است که از قرن‌ها پیش در کشورهای جهان سوم تبلیغ می‌شد.


انقلاب اسلامی که حاصل تلاش، مبارزه و خون هزاران بزرگ‌مرد تاریخ این کشور است نخستین نهضتی بود که توانست شعار استقلال و «ما می‌توانیم» را در جهان سوم، بلکه در همه جهان به صورت عملی پیاده کند، این امر باعث شد تا دشمن همواره در طول انقلاب با روش‌های مختلف در پی متزلزل کردن این شعار اساسی باشند که در جریان انتخابات دهم این توطئه به وسیله موسوی و کروبی پیگیری و به یاری خدا و با هوشیاری مردم زمین‌گیر شد.


به هر حال ریگی قربانی کج فهمی خود و پریدن در آغوش آمریکا و اسراییل شد و موسوی و کروبی نیز خود و احزاب همسوی خود را به همین دلیل ذبح سیاسی کردند.


امید است سیاسیون کشور با درایت بیشتر و با پیروی از پیر فرزانه انقلاب، حضرت آیت الله خامنه‌ای کشور را به سوی رشد و تعالی پیش ببرند و روحیه امید و عزت را در کشور همگانی کنند./ پایان


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/12/6:: 8:42 عصر     |     () نظر
<   <<   6   7   8      >