اندر حکایات لایحه هدفمند کردن یارانه ها
مژده آمد ز هدفمندی آن یارانه
تا به حلقوم فقیران برود جانانه
***
هر که محروم و ضعیف است و ندارد جانی
تقویت گردد و حالش بشود مستانه
تصویری از اصغری با یکی از اعضای تشکیلاتش!
اصغری آمده با کاسه و تشکیلاتش(1)
بلکه با لقمه غذائی برود تا خانه
پول یارانه ی نقدی به مذاقش خوش باد
آنکه واریزِ حسابش بشود ماهانه
***
اصغری توی خیالات خودش میماند
مگر اخبار به گوشش نرسد رندانه
***
بر سر لایحه اش مجلسیان آوردند
آن بلائی که شود تذکره ی سالانه(2)
***
اصغری مانده چه تدبیر کند این همه را
چون که بیچاره بُود عائله اش، مندانه! (3)
***
زانطرف زار و پریشان شده گل بانوئی
که بُود ساکن یک آلونک شاهانه! (4)
تصویر فوق نمایه ی کوچکی از همان آلونک شاهانه است!
برق و آب و تلفن، گاز و دو صد امکانات
حوض و استخر و سونایش برکت مندانه! (5)
***
منتظر مانده دهد دولت ما از بهرش
طبق برنامه ی ماضی الکی یارانه
***
نان یارانه ای و شیر بُود در کف او
خاویار و کره، جمعش بشود صبحانه
این عناصر نیمه مشکوک و سیاه رنگی که توی عکس بالا ملاحظه میفرمائید؛ همانا خاویار است که براساس تصویر موجود با کمک کره و پیاز و . . . نوش جان اغنیا می شود! در ضمن لوسترهای بالای سر این عزیزان با کمک برق یارانه ای روشن می شود! خاویار را که نمیشود کورمال کورمال و توی تاریکی خورد؛ حتی اگر برای صبحانه باشد!
مبلغ سود و زیانی که رسد زین بابت
بنده مغزم نکشد چون نبُود رایانه
***
بهر اصلاح اموری که چنین ویلان است
عزم دولت همه جمع و جَنَمش(6) مردانه
تا که تحکیم شود اصل عدالت به جهان
میکنم یکسره تدبیر هنرمندانه
شعر از علی میرزائی آبان ماه 1388
کلمات کلیدی: