روزهای اولی که شعار «مرگ بر روسیه» سر داده شد، خندهام گرفت. اولش فکر کردم که این بندگان خدا برای اینکه یک شعاری برخلاف مردم ایران داده باشند، به چنین ابتکاری دست زدهاند، اما بعد از مدتی مشخص شد که چنین شعارهایی مسبوق به سابقه است و در زمان امام خمینی هم عدهای برای توجیه وابستگی خود به آمریکا، شعار مرگ بر شوروی سر میدادند.
چند روز پیش داشتم کتاب «مکتوبات، سخنرانی ها و پیامهای آیت الله کاشانی» را ورق میزدم و موضعگیریهای مختلف آیت الله کاشانی را میخواندم که به نکته جالبی برخوردم. برایم جالب بود وقتی دیدم درست در همان زمانی که ایران مشغول مبارزه با استعمار انگلیس و در صدد ملی کردن صنعت نفت بود، عدهای شعار مرگ بر روسیه سر میدادند و به دولت ملی دکتر مصدق و آیت الله کاشانی اعتراض میکردند که چرا این همه علیه انگلیس شعار میدهید؟!
جالب اینکه چنین سوالاتی از طریق خبرنگاران و روزنامهنگاران غربی وارد فضای سیاسی کشور میشد. از سوی خبرنگاران انگلیسی، آمریکایی، فرانسوی، آلمانی، ژاپنی و … همه آنها از خطر کمونیسم میگفتند بدون آنکه به جنایات و دخالتهای مستقیم آمریکا و انگلیس در ایران اشارهای داشته باشند. پاسخهای آیت الله کاشانی، خواندنی است. این سوال و جوابها، عجیب به شرایط امروز ایران میخورد. در اینجا تنها خلاصهای از سه مورد از این مصاحبهها را میآورم:
مصاحبه خبرنگار رادیو نروژ با آیت الله کاشانی در روز 27 مهرماه سال 30:
سوال: نظر آیت الله نسبت به نفت و دولت انگلستان چیست؟
جواب: … من همیشه گفتهام و باز تکرار میکنم که ای کاش ما نفت نداشتیم و از شر مظالم انگلیسها در امان بودیم.
سوال: آیا دولتهای بزرک دیگری به غیر از انگلیس به ایران ظلم نکردهاند؟
جواب: در سابق دولت روس تزاری با انگلیسها همدست بود. در شمال ایران روسها و در جنوب ایران انگلیس ها بودند و مظالم بیشماری مشترکا نسبت به ملت رنجدیده ایران میکردند. پس از جنگ بینالمللی اول یکباره ایران تحت نفوذ سیاسی انگلستان قرار گرفت و روسها دست از دخالت در امور ما باز داشتند.
مصاحبه خبرنگار هرالد تریبون با آیت الله کاشانی:
سوال: در آمریکا عدهای هستند که عقیده دارند قطع درآمد نفت باعث فقر اقتصادی میشود و در نتیجه کمونیستها بر این مملکت مسلط میشوند.
جواب: این اشتباهی است که حتی رییس جمهور آمریکا نیز مینماید. علل پیشرفت کمونیسم در ایران، فقر و بدبختی و ظلم و جور و فساد اخلاق است که تنها مروج و مشوق آن سیاست استعماری انگلستان بود و این سیاست فجیع نسبت به ایرانیان به قدری ظالمانه بود که شخص «باعاطفه» حتی نسبت به حیوانات هم روا نمیدارد! سیاست استعماری مایل بود فقر و محرومیت بر ما مسلط شود که تا روح قیام برای احقاق حق خود را نداشته باشیم و یکی از مظاهر این سیاست ایجاد نفاق و اختلاف بود و دیگری بر سر کار آوردن دزدان و جاسوسان به نام وزیر و وکیل و مدیرکل و سایر مراکز حساس ادارات می باشد که هستی و حیثیت این ملت و مملکت را به باد فنا دادند. ما با تشکیل یک مجلس ملی و داشتن یک حکومت ملی، منابع نفت خود را استخراج و عدالت اجتماعی و امنیت قضائی را برقرار خواهیم کرد و همین امور مانع از پیشرفت کمونیسم خواهد بود…
من تصمیم داشتم اگر انگلیسیها قوا پیاده کنند و ما را در جنگ مغلوب سازند، چاههای نفت و تصفیه خانه آبادان و موسسات را با دینامیت آتش زده معدوم نمائیم. مساله دیگری که باید تذکر بدهم اینست که آمریکا همه جا از سیاست انگلستان پیروی نموده است و این سیاست باعث ظهور جنگ سوم و پیشرفت کمونیزم خواهد شد. آمریکا به دولتها برای جلوگیری از کمونیسم اسلحه و پول میدهد در حالی که ملل آنها در تحت فشار فقر و بدبختی هستند و آزادی ندارند… ما در ایران به مقتضای منشور ملل متحد از حق حاکمیت خود استفاده کردیم و نفت را ملی نمودیم، دولت آمریکا در این جریان چه کمکی به ما کرده است؟
سوال: به نظر میآید که حضرت آیت الله نظریات بلوک غربی را نسبت به استقلال ایران زیاده از حد، تعرض آمیز تشخیص فرمودهاند و نظریات شوروی را در این مورد خفیفتر از آنچه هست فرض مینمایند و من توجه حضرت آیت الله را به کنفرانس فن رببن تروپ و مولوتف در جنگ گذشته جلب میکنم.
جواب: ما نمیخواهیم که هیچ دولتی در امور ما دخالت کند. برای ما اجنبی اجنبی است. ما نسبت به هر سه سیاست آمریکا و انگلیس و شوروی یه یک نظر نگاه میکنیم و آمریکا نیز باید از دنبالهروی سیاست انگلیس صرفنظر کند. زیرا از این کار جز نفرت ملت ایران و سایر ملل، از دست دادن وجهه و حیثیت خود هیچ حاصلی نخواهد برد. چرا باید دیوان داوری لاهه علیه ایران رای بدهد؟ مگر این مساله داخلی نیست؟ ملاحضه میکنید که امروز نظریات ملت ایران نسبت به آمریکاییها با سابق چقدر فرق کرده است. در این جنگ خسارات زیادی متفقین به ما زدند و پس از فتح، پل پیروزی را زیر پا له کردند و حتی آمریکاییها، آهنپارههای خود را هم به میلیونها دلار به ما فروختند و رفتند و حالا اگر به آرای عمومی مراجعه شود در بین ملت ایران طرفداران آمریکا به یک درصد هم نمیرسد…
سوال: ما مثلی در آمریکا داریم که تقسیم عادلانه آش کافی نیست. بلکه باید مقدار آش هم برای افراد کافی باشد!
جواب: ما هم به همین منظور نفت را ملی کردیم تا مبالغی که انگلیسیها تا به حال غارت میکردند بین ملت قسمت شود و آش به همه برسد. برای بهرهبرداری از نفت با ملل دیگر نیز در مواردی که لازم باشد از متخصصین بیطرف خارجی استفاده خواهیم کرد.
مصاحبه آندره موروی نویسنده فرانسوی:
سوال: اگر ایران از طرف روسیه شوروی اشغال شود، چه خواهید کرد؟
جواب: دولت اتحاد جماهیر شوروی تاکنون به کشور ما بدرفتاری نکرده. ما از دولت اتحاد جماهیر شوروی متشکریم که در مساله نفت با ما کجتابی ننمود، گرچه کمکی به ما نکردهاند و ما هم کمکی از آنها نخواستیم. اما هنگامیکه ما سرگرم مبارزه با عمال شرکت سابق نفت بودیم و دستگاه فتنهانگیز شرکت سابق را از کشور خود برچیدیم، آنها میتوانستند کارشکنی کنند و نکردند.
همچنین از دولت شوروی بسیار ممنونیم که در شورای امنیت به ما کمک کرد. گرچه مجاهدتهای فراموش شدنی و گرانبهای آقای دکتر مصدق در شورای امنیت مانع از این شد که انگلیسها بتوانند رای ظالمانهای از شورای امنیت به سود خود و زیان ما بگیرند و ما محتاج نشدیم که دولت شوروی از حق وتوی خویش نیز استفاده کند یا نکند، لیکن در هر صورت ما از روشی که تاکنون دولت اتحاد جماهیر شوروی در مساله ملی شدن نفت جنوب ایران پیش گرفته است راضی و سپاسگذاریم. در این جا بیمناسبت نیست که من گله شدید هموطنان خود را از دولت فرانسه اظهار بدارم که در شورای امنیت جانب حق و انصاف را مراعات نکرد و جانب ظالم و قوی را نگهداشت. یعنی از سیاست ظالمانه انگلستان پیروی کرد!
این کتاب و این پاسخها، روایتی است از مظلومیت تاریخی مردم ایران در راه استقلال و آزادی و رهایی از استعمار دولت انگلیس. این کتاب آدم را وادار به فکر کردن میکند که از خود بپرسیم چرا انگلیسیها با ما کینهای دیرینه دارند؟!
کلمات کلیدی: