طنز:
«طیب خطر» همراه 3 نوچهاش بازداشت شد. وی با حرکات مارپیچ با ماشین پرشیا به سد کردن مسیر حرکت خودروهای طعمههایش میپرداخت و نامرد بعد از این کار دست به سرقت مسلحانه میزد. این نالوطیها که در راسشان «طیب خطر» بود چنان مردم را میترساندند که ملت جرات نکنند به 110 زنگ بزنند. نظر به بازداشت «طیب خطر» با وی که در بازداشتگاه بود مصاحبه تلفنی کردهایم که در زیر میخوانید:
سلام طیب خطر.
علیکم!
بفرمایید چرا همچین شد؟
بابا، من بیگناهم، الان هم تنها راهی که به نظر من میرسد، بازگشت به قانون و آشتی ملی است.
پس به جرائمت کی رسیدگی شود؟
کدام جرم؟
زورگیری و استفاده از قمه و قداره.
قوه قضائیه چطور قمه را در دست من دیده ولی قمه را در دست طرفداران بعضیها نمیبیند؟ سقف ماشین دکتر مرندی را هم من سوراخ کردم؟!
حالا باید چی کار کرد؟ مقصر کیست؟
مقصر احمدینژاد بود که در مناظره با میرحسین، آن حرفها را زد! اولش از آنجا شروع شد.
کدام حرفها را زد؟
علیه فرزندان بعضیها.
خب، به تو چه؟
بالاخره من هم در این کشور سهم دارم. رسانه ملی به من هم باید تریبون بدهد من بیایم حرفهایم را بزنم، آنهایی که لت و پار کردم هم بیایند حرفهایشان را بزنند. میرحسین هم بیاید حرف بزند. مردم خودشان قضاوت کنند.
چه خواستهای از مسؤولان دارید؟
از مسؤولان میخواهم وحدت خودشان را حفظ کنند و اجازه ندهند هرکس و ناکسی دست به تیزی ببرد. من که قمه میکشم، یکی هستم از همین مردم، اما یارو که دکتر مرندی را زد، از آمریکا پول گرفته و این نامردی است و وزارت ارشاد هم باید به ما اجازه روزنامه بدهد، هم به دکتر مرندی، هم به اون یارو که از آمریکا پول گرفت.
شما بچه کجا هستید؟
جنوب شهر.
پس چرا «پرشیا» سوار میشی؟
پول دارم، سوار میشم. مگر شیک بودن و تمیزی جرم است؟
من که نگفتم، آقای مایلیکهن گفته. من خودم این حرفها را قبول ندارم.
پس چرا میگی؟ همینطوری برای ما حاشیه درست میکنید دیگه. من هنوز هم به جنوب شهری بودن خودم افتخار میکنم.
از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید ممنونم، اگر حرف خاصی باقی مانده در خدمتیم.
حرف خاصی که نمانده.
کلمات کلیدی: