امروز مراسم ختم یکی از بستگان بود. به علت همزمانی مراسم با کاری که در دانشگاه داشتم، مردد بودم در برنامه ختم شرکت کنم یا به دانشگاه بروم. علیرغم آنکه تا نزدیک درب مسجد هم با خانواده حضور پیدا کردم اما تقدیر بر این بود که به علت کمبود وقت، به سمت دانشگاه حرکت کنم.
اما اینجاست که "الخیر فی ما وقع" برای انسان معنا می شود و البته که چه معنای شیرینی هم دارد! شب که به خانه آمدم خبری را شنیدم که از عدم حضورم در مراسم بسیار خوشحال شدم.
متاسفانه امروز در مراسم، جرثومه توهم و دروغ میرحسین موسوی هم حضور داشته است. علت حضورش هم آشنایی و همکاری دیرینه با فرزند مرحومه از دنیا رفته، بوده است. وقتی این خبر را شنیدم البته کمی هم تعجب کردم! تعجب از اینکه بالاخره میرحسین پس از حضور متوالی در مراسم های ختم دروغین سعیده پورآقایی و ... یکبار هم در ختم یک از دنیا رفته واقعی شرکت کرده است! اگرچه همین هم موجب عذاب و آزار خاطر بسیاری از باقی ماندگان آن مرحومه است ... اما جالبتر از همه برخورد سرد و عادی حضار با وی در این جلسه و حتی طعنه قاری قرآن برنامه به وی بوده است که پشت بلندگوی مسجد اعلام کرده است: همه چیز ما حتی قرآن خواندن ما هم با ولایت معنا پیدا می کند و ارزش دارد. (نقل به مضمون)
با اتفاق امروز فکر می کنم این موسسه لغو امتیاز شود!
کلمات کلیدی: