دانش تا همراه بردباری نگردد، نتیجه ندهد . [امام علی علیه السلام]
yazd blog
درباره



yazd blog

وضعیت من در یاهـو
کوشا
ما بر سر پیمان خود استواریم . . .
آهنگ وبلاگ
حضور یک‌باره موسوی در انتخابات مشکوک بود

آنان که در سالیان نخستین انقلاب دل در گروی حضور و کلام امام داشتند، در اغلب دیدارها و سخنرانی‌ها در کنار او چهرة مصمم جوانی را می‌دیدند که با دقت و اعتماد به نفس، حفاظت از مراد خویش و نیز ادارة جلسات او را وجهة همت خویش قرار داده بود. او پس از یکی دو سال از سوی امام ماموریت یافت تا با تلاشی پیگیر به حیات گروه فرقان خاتمه دهد و پس از آن نیز به اذن و دلالت آن بزرگ، حضور در جبهه‌ها و تهیه ملزومات تدارکاتی آن را به عهده گرفت؛ اما سابقة فعالیت‌های نقاشیان به این محدود نمی‌شود. او از مبارزان و سامان‌دهندگان مبارزات مخفی قبل از انقلاب بود و فعال در گرو‌ه‌های مخفی و زیرزمینی سال‌های منتهی به انقلاب.

دانسته‌های او از تکوین و شکل‌گیری نظام اسلامی و نحوة حضور یا نفوذ برخی چهره‌ها به این فرایند، بس فراوان و درخور توجه است و آنچه در پی می‌آید بخشی از آنهاست که او این روزها پس از 3 دهه و از سر احساس تکلیف بیان داشته است. نقاشیان هم‌اینک نیز دستی در کار رسانه دارد. او رئیس هیئت مدیرة موسسه سخن‌گستر است که روزنامه‌های ایران‌نیوز و صبح اقتصاد را منتشر می‌کند.


به لحاظ سابقه‌ای که از شما در ذهن مردم هست، طبیعتا این تلقی وجود دارد که شما از بدو شکل‌گیری نظام، در جریان تکوین بسیاری از نهادها و شخصیت‌ها بوده‌اید. این روزها با توجه به وقایع پس از انتخابات و رفتارهای آقای موسوی، بالطبع بسیاری از توجهات به نحوه حضور این چهره در حاکمیت و رشد سریع او معطوف شده است. با توجه به اینکه ایشان در جریان تکوین و پیروزی انقلاب عملا نقش نمایان و شاخصی نداشت و بعد از پیروزی انقلاب هم از طریق شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی وارد حاکمیت شد، قاعدتاً‌ آگاهی از دیدگاه شما در بارة زمینه‌های رشد نامبرده بسیار مغتنم خواهد بود. با توجه به شناختی که شما از این شخصیت دارید، چه شد که ایشان توانست بسیاری از افراد را به خود وابسته کند و در مواقعی این چنینی از حمایت آنها بهره بگیرد.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. الحمدلله‌الذی هدینا لهذا و ما کنا لنهدی لو لا ان هدانا لله
اگر اجازه بدهید در این مقطع، یک مقداری فراتر از پرداختن به شخص آقای موسوی، موضوع را مطرح کنم و بستر و زمینه‌های معرفی بعضی از افراد را در ابتدای انقلاب بشکافم وسپس به ورود آقای موسوی به صحنه سیاسی اشاره کنم.

مردم عزیز ما مطلعند هنگامی که حضرت امام در پاریس بودند، جریان‌ها و افراد متعددی به محل اقامت ایشان مراجعه می‌کردند. نوفل لوشاتو کانون خبری دنیا شده بود. سیاسیونِ به قول خودشان مخالفِ شاه، آن زمان به حضرت امام گرایش پیدا کرده بودند تا یا مطرح شوند و یا از ِقبَل پیروزی احتمالی انقلاب، نفعی عایدشان شود.

زمانی که امام تصمیم گرفتند به تهران بیایند، هواپیمائی اجاره می‌شود. اینکه این هواپیما را چه کسی اجاره می‌کند؟ اینکه هزینه اجاره این هواپیما را چه کسی می‌دهد؟ اینها پرسش‌هائی هستند که باید در باره‌شان تفحص شود این افراد وسوابق آنها وجامعه ای که به آن وابسته اند،از انقلاب نقش مرموزی ایفا کرده اند باید نیت‌ها و ورود و نفوذ شان به آن حلقه، از همان مقطع شناسائی شود، چون از همان مقطع افرادی به این جمع ورود کردند که بعداً‌ بهره و نان این کار را خیلی گسترده خوردند، اما دلشان با انقلاب نبود و نیست و نخواهد بود. آب هم به آسیاب اجنبی ریخته‌اند.

از همان نقطه تعدادی از افراد سیاسی حمایت شدند تا داخل هواپیمای امام بیایند و کنار ایشان بنشینند و در ورود حضرت امام به تهران، چهره بشوند. بعضی از اینها را شاید بشود اسم برد. بعضی‌ها را بهتر است اسم نبریم، چون اساساً مطرح کردنشان به آنها اعتبار می‌دهد. من سه نفر از اینها را اسم می‌برم. یکی از اینها صادق طباطبائی، یکی صادق قطب‌زاده و یکی هم ابوالحسن بنی‌صدر است. اینها طبیعتا بعدها به‌تدریج نقش‌هائی پیدا کردند. صادق طباطبائی در دولت موقت موقعیت پیدا کرد. ابتدائاً‌ وزیر مشاور و سخنگوی دولت موقت شد. صادق قطب‌زاده مسئولیت رادیو تلویزیون آن موقع را گرفت. بنی‌صدر هم خودش را یکی از ارکان شورای انقلاب می‌دانست و در انتخابات ریاست جمهوری اول حمایت گسترده‌ای گرفت و مطرح شد و رای آورد.ومیدانیم و میدانید که اینان در کارشکنی ها چه کردند و چه عاقبتی نصیب آنها شد.

نفس اینکه در انقلابی با این عظمت، یک چنین ناخالصی‌هائی ورود پیدا کند، چندان محل ابهام نیست، اما ما از ابتدای انقلاب تا امروز، به یک موضوع بسیار مهم نپرداخته‌ایم و آن اینکه ماهیت افرادی که از اینها حمایت کردند تا با امام بیایند و بعد در اطراف حضرت امام باشند و مورد حمایت برخی از افراد واقع شوند و جایگاه پیدا کنند، چه بود که اگر هوشیاری روحانیت، مخصوصا شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی نبود که ایشان فضای سیاسی ایران را خیلی خوب می‌شناخت، چه بسا اینها ضربه‌های بسیار مهلک‌تری هم به انقلاب اسلامی زده بودند. البته وقتی بحث از ضربه می‌کنیم، باید آقای صادق طباطبائی را جدا کنیم، چون او هیچ وقت موقعیت برای آسیب‌زدن به نظام یا رهبری را نداشته، ولی از نظر قاموس فکری چندان فاصله‌ای با کسانی که برشمردم، نداشت.

با وقوع رویدادهای سال 60 و افشای ماهیت ‌بنی صدر و روشن شدن موضع‌گیری حضرت امام قدس سره درباره او، فضا توسط مجاهدین خلق (منافقین) به سمت یک فضای تروریستی رفت و سپس افرادی متاثر از این شرایط، در دل انقلاب رشد کردند. یکی از این افراد که ابتدائا مسئولیت اداره روزنامه جمهوری اسلامی، ارگان حزب جمهوری اسلامی را به عهده داشت و از قِبَل مرحوم شهید بهشتی معرفی و حمایت شد، جناب آقای مهندس میر حسین موسوی بود. آنچه بسیاری افراد به یاد دارند این است که مواضع فکری ایشان در ابتدا هم مورد تائید یاران امام و دوستان انقلاب نبود، برای اینکه از نظر فکری به دکتر سامی و یاران او و از نظر دیدگاه‌های اقتصادی‌ به دکتر پیمان نزدیک و به حسب قول مشهور، عضو گروه سوسیالیست‌های خداپرست بود و لذا مورد تائید فکری بسیاری از بزرگان نبود.

در دولت مرحوم رجائی، ایشان مسئولیت وزارت امور خارجه را به عهده داشت افرادی را هم نفوذ داد. هنگام تصدی مسئولیت روزنامه جمهوری اسلامی، ما شاهد بودیم که خیلی‌ها با مواضع فکری ایشان مخالفند، اما ایشان از اینکه مواضع فکری خود را تبیین کند، حذر می‌کرد، دیدگاه‌هایش را پنهان می‌کرد تا در حزب افشا نشود. شهید دکترحمید دیالمه، شهید حسن آیت از قبل از انقلاب با دیدگاه‌های ایشان آشنا و با آنها مخالف بودند و می‌دانستند که ایشان هر چند به عنوان یک ایدئولوگ مطرح نیست، ولی پیرو جریانات تمیز و سالم اسلامی هم نیست.

با آمدن ایشان به وزارت امور خارجه، این مخالفت‌ها اوج بیشتری گرفت و تعداد افرادی که شدیداً با ایشان مخالفت ‌کردند، بیشتر شد تا جائی که مرحوم شهید بهشتی برای حفظ مصالح حزب و نظام، مجبور به حمایت مستقیم از ایشان شد. حمایت مرحوم بهشتی به اعتبار تفکر آقای موسوی نبود، بلکه به اعتبار حفظ مدیریت در ساختار نظام بود.

مرحوم شهید بهشتی همواره فکر می‌کرد که افراد ممکن است عوض شوند، دیدگاه‌هایشان را تصحیح کنند و با این نگاه، افراد را قضاوت می‌کرد. ما این نگرش مرحوم بهشتی را در اقامتگاه اولیه حضرت امام، یعنی مدرسة علوی هم مشاهده می‌کردیم. ایشان می‌خواست به جوان‌های با گرایش‌های متنوع هم میدان بدهد. آقای موسوی در این فضا آمد، اما به‌سرعت جذب همان جریانی شد که از ابتدا و قبل از ورود حضرت امام به ایران، حمایت‌کننده قطب‌زاده و بنی‌صدر و این قماش افراد بود و آقای موسوی شروع کرد با اینها یک رابطه زیرمیزی برقرار کردن!

از 59 که جنگ شروع می‌شود، ما حدود سه سال از این دوره را با دولت آقای موسوی همکاری داشتیم. دوره ای در وزارت سپاه دوره ای هم در وزارت کشور برخلاف آنچه که آقای محسن رضائی در تبلیغات اخیر ریاست جمهوری دهم اشاره کرد، آقای موسوی و دوستانشان شدیدا ً‌با جنگ مخالف بودند.دراصل موذیانه با دیدگاه حضرت امام در تداوم دفاع مقدس مخالف بودند.

با چه چیز جنگ مخالف بودند؟

با ادامه جنگ با ادامه دفاع مقدس. ابتدائاً‌ اظهارنظر نمی‌کردند، ولی بعد به‌تدریج که برای انجام کارهائی به ایشان مراجعه می‌کردیم، این نظر آشکارتر می‌شد، چون بنده در مسئله بودجه گرفتن برای تهیه ملزومات جنگ جزو اولی‌های سپاه هستم و به اتفاق آقای رفیق‌دوست در تدارکات و سپس در گرفتن بودجه برای خرید‌های خارجی و بودجه برای وزارت سپاه با دولت آقای موسوی از نزدیک کار می‌کردم. بیش از ده جلسه از جلسات شورای عالی سپاه به این بحث گذشت که بررسی شود چرا دولت از سپاه حمایت که نمی‌کند، حمایت که نمی‌کرد هیچ، حتی کارشکنی هم می‌کرد.
به نظر من روحیه آقای میر حسین موسوی یک روحیه جهادی نبود، نیست و نخواهد بود. یک جاهائی به لحاظ سیاسی مجبور به تظاهر بوده، ولی ایشان ذاتاً‌ با دادن امکانات کشور به جنگ موافق نبود. این را غالب برادران سپاه می دانند و می‌توانند به صراحت شهادت بدهند. ما برای تجهیز سپاه معضلات و مشکلات گسترده‌ای داشتم. طبیعی بود که ارتش هم برای تجهیز خود پس از انقلاب، نیازهای خودش را داشت. ما توقع داشتیم که از بخشی از معونه ارتش تجهیز بشویم و این طبیعتا برای ارتش سخت بود و یک جاهائی با ما همکاری نمی‌کرد، اما توقع عمدِة سپاه این بود که دولت، ما را تجهیز کند، ولی متاسفانه همیشه با کارشکنی دولت مواجه بودیم. روزی اگر پرده جنگ بالا زده شود و اجازه بدهند که درباره جنگ حرف زده شود، ریزه‌کاری‌ها و ظرافت‌های این بحث را، هم ما و هم دوستان ما در سپاه باز خواهند کرد.

به‌رغم کارشکنی‌ای که شما به آن اشاره می‌کنید، بعضی از فرماندهان جنگ نظیر آقای محسن رضائی تلاش زیادی برای ابقای آقای موسوی، مخصوصا در دور دوم کردند. همان‌ طور که می‌دانید مقام معظم رهبری، در دور اول اختلاف شدید با آقای موسوی پیدا کردند و در دور دوم به این شرط کاندیداتوری را پذیرفتند که در انتخاب نخست‌وزیر آزاد باشند، ولی بعد از انتخابات دور دوم ریاست جمهوری، آقای میر حسین موسوی به ایشان تحمیل شد. علتی که برای این رویداد ذکر شده، این است که پس از انتخاب مقام معظم رهبری برای دور دوم ریاست جمهوری، آقای رضائی به امام گزارش دادند که مهندس موسوی در میان رزمندگان محبوبیت دارد! و عزل ایشان در جنگ اثر نامطلوب می‌گذارد. سئوال این است که آیا واقعا آقای موسوی این جایگاه و محبوبیت را در میان فرماندهان سپاه و در یک نگاه کلی در میان رزمندگان اسلام داشت، چون آنچه که شما گفتید با آنچه که تاکنون تبلیغ شده، همخوانی ندارد. اگر کسی واقعاً به این شکل مخالف جنگ بوده، چطور بین فرماندهان و رزمندگان محبوبیت پیدا کرده بود؟

والله که قسم جلاله است، ما این محبوبیت را در هیچ جا ندیدیم. این به نظر من دروغ بزرگ و شاخداری است که روی آن تبلیغات شده، بر خلاف آنچه اظهار می‌شود شهید همت و شهید باکری هم اگر امروز بودند هرگز به موسوی رای نمیدادند شهید همت «رحمت الله علیه» راجع به دولت و کارشکنی در جنگ دو بار با خود حقیر صحبت کرد. البته من خانواده این شهیدان بزرگ را نمی‌شناسم.

آقای موسوی در میان رزمندگان هیچ محبوبیتی نداشت و به دلیل اینکه محبوبیت نداشت، به جبهه جنگ نمی‌آمد. شما اگر تعداد دفعاتی را که ایشان به جبهه رفته بشمرید، از تعداد انگشتان یک دست هم کمتر است. اگر کسی در آن فضا محبوب بوده است، حتی برای اینکه خود را به امام نزدیک کند، چرا به جبهه نمی‌آمد؟ موضوع این است که ایشان اصلا محبوبیتی و وجهه‌ای نداشت و مهم‌تر اینکه اگر به جبهه می‌آمد، در مورد عدم حمایت از سپاه، مورد سئوال واقع می‌شد، به همین لحاظ از آمدن پرهیز می‌کرد.

در مورد آقای رضائی به نظرم باید منتظر بمانیم و اجازه بدهیم که ایشان یک روز از آستین عبای آقای هاشمی رفسنجانی بیرون بیاید تا بتوانیم راجع به ایشان حرف بزنیم. روزی باید این فضا به وجود بیاید تا بتوان این موضوعات را باز کرد و متاسفانه امروز این فضا هنوز مهیا نیست. در همین انتخابات اخیر، حضور آقای رضائی کاملا معنادار است، برای اینکه ایشان آمده بود تا رای آقای دکتر احمدی‌نژاد را بشکند. ایشان را تحریک کردند که اگر شما بیائید، بچه‌هائی که یک جاهائی از آقای احمدی نژاد گله‌های کوچکی دارند، نهایتا به شما رای خواهند داد و رای آقای احمدی‌نژاد می‌شکند. این استراتژی ایشان بود. خودش هم می‌دانست رای نمی‌آورد. دفعه قبل هم به همین دلیل در انتخابات نهم کنار کشید. این بار هم طبیعتا همه به ایشان می‌گفتند می‌آئی و مطرح می‌شوی و بعد هم کنار می‌کشی. اجازه بدهید به اعتبار بسته ماندن پرونده جنگ، امروز در باره شخصیت و عملکرد‌ آقای محسن رضائی صحبت نکنیم و بماند برای روزی که بشود این موضوع را شکافت.

حضرت امام در دور دوم نخست‌وزیری آقای موسوی در نامه‌ای که به مجلس نوشتند، فرمودند در شرایط کنونی من آقای موسوی را موفق می‌بینم و برکناری وی را به مصلحت نمی‌بینم. این در شرایطی بود که بنا به گفته شما آقای موسوی چندان به جنگ کمک نمی‌کرد. آقای موسوی چگونه توانست در شرایطی که به قول امام جنگ در راس همه امور بود، نسبت به جنگ و ملزومات آن بی‌توجه باشد و اگر چنین است، چگونه مورد تائید امام قرار می‌گرفت؟

همان‌طور که تلویحاً اشاره کردم بالاخره در مجموعه دفتر امام، به‌ویژه اعضای دفتر، فضائی برای موسوی باز شده بود و آنها عملاً از او حمایت می‌کردند و ما این را به شکل کاملا ملموس می‌دیدیم و گله هم داشتیم. شاید اگر امروز مقام معظم رهبری صلاح بدانند، به این نکته اشاره بفرمایند که خود ایشان آن روزها از آقای موسوی گلایه‌های بزرگی داشتند، ولی برای اینکه امام را مکدر نکنند، سکوت می‌کردند. حمایت اطرافیان حضرت امام از آقای موسوی، حمایت بی‌دریغ بود. خیلی جاها هم از ایشان حمایت می‌کردند تا او در مقابل آقا بایستد! او هم به دلیل ضعف‌ها و کاستی‌هایش و به دلیل آنکه اهل معامله بود، معامله‌های کلانی هم می‌کرد. اینکه آقای ناطق را برداشت و شخصی به نام آقای محتشمی را در وزارت کشور گذاشت، توصیه معاملاتی بود. اینها معاملات سیاسی‌ای بودند که‌ آقای موسوی به آنها تن می‌داد تا بتواند حمایت‌های لازم را دریافت کند و لذا موضوعی به نام عدم حمایت دولت آقای موسوی از جنگ، مغفول مانده است. خاتمه جنگ را ملاحظه بفرمائید. در نامه محسن رضائی به حضرت امام، از قول دولت آمده است که: «من استعداد حمایت و ادامه ندارم»، یعنی توانائی‌اش را ندارم. اینکه آیا ما به مقطعی رسیده بودیم که باید قطعنامه 598 را می‌پذیرفتیم، یک بحث سیاسی و یک بحث استراتژیک نظامی است و باید روزی به آن پرداخته شود؛ اما اینکه در داخل چه کسانی مخصوصاً این زمینه را درست کردند، بحث دوم است، لذا همان‌طور که عرض کردم اجازه بدهید پکیج یا بسته جنگ را حالا باز نکنیم. یک روزی اگر لازم باشد درباره‌اش حرف خواهیم زد


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/8/18:: 1:2 عصر     |     () نظر