نفاق مفهومی عام و پدیده ای است که می تواند در مکان ها و زمان های گوناگون بروز و ظهور داشته باشد.اینگونه نیست که رفتار منافقانه مربوط به مکتب و یا نحله ای خاص باشد بلکه در قلب هر مکتب، جریان و حرکت اجتماعی مثبتی امکان بروز پدیده نفاق وجود دارد.در چارچوب نگرش وحی محور، تقیّه متناطری برای نفاق در جبهه باطل است که بر حسب زمان و مکان به عنوان تکلیف مومن به گفتار و کردار او قید می زند.
این گونه رفتارها کارکردهای گوناگونی دارند که ترس از تقابل، تحمل فشارهای محیطی، فرصت سازی برای تقابل و عادت به دورویی برای آزادی در انتخاب و عمل و... از جمله کارکردهای نفاق هستند. امّا فارغ از اینکه انتخاب رفتار منافقانه امکان بروز چه کارکردهایی را برای فرد ایجاد می کند، باید به بعد دیگری از این مساله توجه نمود.
همواره نفاق زمانی بروز می کند که جریانی غالب است و اقلیّتی که با جریان غالب (اعم از غلبه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی) مخالف هستند و توانایی تغییر شرایط را ندارند و یا شرایط کنونی را مناسب نمی بینند، اقدام به بروز رفتارهای منافقانه می کنند تا زمان ایجاد تحولات مورد نظر آنها فراهم شود.
اگر با رویکردی رفتارشناسانه به حوادث قبل و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری توجه نماییم شاهد تناقضاتی در شورش سبز هستیم که نشان از انتخاب رویه منافقانه در بدنه اجتماع را داشته و دارد.
انتخاب نمادها و شعارهای دینی و ابراز علاقه به روحانیت، شهدا و ... در کنار هتاکی به رهبری انقلاب به عنوان رکن مشروعیت و نهادهای انقلابی بخشی از تناقضات مشهود در متن این شورش است.
چرا رهبران و عناصر آشوب گر به استفاده از این گونه نمادها و شعارها روی می آورند؟
انتخاب رویه نفاق از سوی شورش سبز نشانه حاکمیت ارزش های اسلام انقلابی در جامعه ایران امروز بود.در شرایط کنونی انتخاب سبک گفتگویی خارج از فضای فراگیر اجتماعی به معنی شکست قبل از شروع مسابقه خواهد بود و همین امر رهبران این شورش را بر آن داشت تا در تعیین نمادها و شعار ها به فضای حاکم اجتماعی و پسندهای ملّی توجه داشته باشند و این بازخورد مناسبی برای خط سیر ایران اسلامی است.
این بازخورد علاوه بر اثبات حاکمیت ارزشهای الهی بر جامعه ما، پیامی دیگر را نیز با خود به همراه دارد و آن ضرورت گذر از شبهه مشروعیت است.
به بیانی دیگر مسأله امروز ایران اسلامی دیگر مسأله اثبات نظری مشروعیت نظام نیست بلکه نشان دادن کارآمدی است.اگر مشروعیت و مقبولیت را به عنوان دو مولفه اساسی برای تحقق حکومت بدانیم، مفهوم کارآمدی واسطه ای است که باعث تقویت و یا تضعیف مشروعیت و مقبولیت حکومت خواهد بود.
هر چند مقبولیت ضامن تحقق حکومت است امّا خود مفهومی صفر و یکی یا سیاه و سفید نیست بلکه نسبی بوده و امکان کم و زیاد شدن دارد.احساس مشروعیت در مردم با مقبولیت رابطه مستقیم دارد و اگر مقبولیت اجتماعی کاهش یابد، شبهه در مشروعیت آرام آرام مثل علف هرز رشد می کند.
احساس مثبت داشتن ، رو به رشد دانستن کشور و امید به آینده از نشانه های بروز کارآمدی است و برای جمهوری اسلامی به عنوان نقطه آغازین تمدنی نوین در تاریخ بشری امروز بروز و ظهور نشانه های کارآمدی امری حیاتی و سرنوشت ساز است.
امروز سوال این نیست راههای اثبات خداوند کدام اند؟بلکه سوال امروز ایران اسلامی این است که حکومت (اعم از قوای سه گانه و نهادهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی) چگونه می خواهد به اداره امور کشور بپردازد که عدالت و توسعه محقق شود؟ رفاه نسبی، رشد اخلاقی، احساس آزادی و کرامت انسانی، مبارزه با فساد و تبعیض و... سوال امروز است.
چگونگی جمع بین پیشرفت و معنویت شبهه عملی پیش روی جمهوری اسلامی است که باید مورد اهتمام نخبگان قرار گیرد.امروز ایمان به خداوند به تبع عملکرد حکومت کم و زیاد می شود و اخلاق اجتماعی به تبع تصمیمات کلان حاکمیت تغییر می کند.
غفلت از شبهه امروز نظام را به سمت بیراهه برده و وارد زمین بازی ای خواهد کرد که هیچ بردی در آن نیست و نتیجه برای ما باخت-باخت خواهد بود و اتخاذ این رویکرد با ایجاد تشکیک در محوری ترین مفهوم زاده شده توسط انقلاب یعنی جمهوری اسلامی در حالی که جامعه علمی با رهبری آیت الله خامنه ای
حرکت جمهوری اسلامی در دهه پیشرفت و عدالت به سوی تحقق جنبش نرم افزاری و تقابل نرم با تمدن غربی است و این مسیر با نهضت نقد علوم انسانی مدرن آغاز شده و قصدی برای بازگشت در کلام رهبر معظم انقلاب وجود ندارد . قطار انقلاب علمی-فرهنگی با سرعت رو به پیش است و کسانی قصد متوقف کردن آن را داشته باشند به علّت سرعت بالای این خیزش اجتماعی توان مقابله
کلمات کلیدی: