خداوند به بنده ای که به فرزندش محبّت شدید دارد، رحم می کند . [امام صادق علیه السلام]
yazd blog
درباره



yazd blog

وضعیت من در یاهـو
کوشا
ما بر سر پیمان خود استواریم . . .
آهنگ وبلاگ

دیدار چند روز قبل نخبگان کشور با رهبر معظم انقلاب، نکات زیادی برای گفتن و نوشتن دارد. از انتقاد صریح و بی‌سابقه رهبری از صدا و سیما گرفته تا بیان گوشه‌هایی از حوادث بعد از انتخابات و همچنین انتقاد یکی از حضار به رهبری درباره عملکرد صداوسیما و مسئولیت همه اقدامات صداوسیما را متوجه رهبری کردن و …

متاسفانه بعضی آدم‌‌ها نگاهشان به جایگاه رهبری در ایران، کاملا مکانیکی است. یعنی در ذهن خود، روابط مسئولان با رهبر را مانند چرخ دنده‌هایی تصور می‌کنند که با حرکت هر یک، بقیه هم به ناچار می‌چرخند. آنها تصور می‌کنند که در جمهوری اسلامی چون برخی نهادها مستقیما زیر نظر رهبری هستند و مسئول آنها را هم خود رهبری تعیین می‌کند، پس تمام اقدامات و تصمیمات با رضایت کامل رهبری صورت می‌گیرد و یا خود او باید جوابگوی همه کارهای مسئولان باشد.

چنین تصوری حتی در میان برخی از مسئولان هم وجود دارد و آنها گمان می‌کنند چون منصوب رهبری هستند، پس هیچ کس حق انتقاد و مخالفت با آنها را ندارد و گاهی هم دهان منتقدان خود را با همین اهرم می‌بندند! واضح است که همه کسانی که چنین تصوری دارند، اشتباه می‌کنند. هر دو گروه بالا، علی‌رغم اختلافی که با هم دارند، به پاسخگو نبودن آن مقامات مسئول کمک می‌کنند. اما ما این‌طور فکر نمی‌کنیم. ما اعتقاد داریم که بعضی مسئولان و بعضی نهادها وظیفه شرعی و قانونی خود را به نحو احسن انجام نمی‌دهند. حتی خود رهبری هم در موارد زیادی از عملکرد دستگاه‌های مختلف انتقاد داشته و دارند. این مساله نشان می‌دهد که روابط مسئولان در ایران آنقدرها هم ساده و مکانیکی نیست که بعضی‌ها فکرش را می‌کنند!

انتقادهای اخیر رهبر معظم انقلاب از صداوسیما، شاید یکی از تندترین و صریح‌ترین گلایه‌های ایشان از صداوسیما در طول سال‌های گذشته باشد. این سخنان نشان می‌دهد که خود رهبری هم از عملکرد صداوسیما بویژه در انتخابات اخیر راضی نیستند. البته ممکن است عده‌ای تصور کنند که رهبری با یک تذکر می‌تواند جلوی خیلی از کارها را بگیرد، اما من چنین تصوری ندارم. اگر این طور باشد امروز بایستی تمام مملکت همان طوری اداره شود که رهبر انقلاب می‌خواهند.

متاسفانه بخش زیادی از انتقادات محمود وحید‌نیا بر اساس همین تصورات اشتباه بیان شده است. البته من منکر حق انتقاد و آزادی بیان نیستم و سعی می‌کنم در فرصتی دیگر در خصوص لزوم انتقاد از رهبران در جامعه اسلامی مطلبی بنویسم، یعنی مشکلی با این مساله (انتقاد از رهبری) ندارم، اما هر حرفی را هم مصداق انتقاد نمی‌دانم. انتقاد درست باید با منطق و استدلال قوی همراه باشد، نه آنکه بر توهمات و تصورات استوار باشد. آیا همه حرف‌های وحید‌نیا، همراه با استدلال و منطق بود؟ اینکه بگوییم صداوسیما چنین و چنان است و زیر نظر شماست، پس شما مسئول هستید؛ یا اینکه نمی‌شود از شما انتقاد کرد، پس شما مسئول هستید؛ اینکه فلانی انتخاب نشد، پس شما مسئول هستید؛ اینکه فلانی کتک خورد، پس شما مسئول هستید؛ این حرف‌ها طبق کدام معیار عقلی قابل قبول است؟

وحید‌نیا از نتیجه انتخابات راضی نیست و حق دارد ناراحت باشد، اما آیا او باید همان حرف‌های موسوی و کروبی را تکرار کند؟ انتظار ما از یک فرد نخبه فراتر از یک آدم معمولی است و آنها باید بدور از تعصبات و احساسات از گفته‌های خود دفاع کنند. نه آن‌که طرف مقابل خود را متهم به یک‌سویه‌نگری کنند اما خودشان کاملا یک سویه و یک‌طرفه حرف بزنند. چشمان خود را بر حق میلیون‌ها ایرانی ببندند و از حق زائل شده‌ی خود شکایت کنند.

به هرحال آقای وحید‌نیا نظرات خود را بیان کردند و رهبر انقلاب هم به بخشی از آنها جواب دادند. فکر می‌کنم هر کسی که از مساله‌ای انتقاد می‌کند، باید با همان حوصله جواب آن انتقادها را هم بشنود و در نظر بگیرد. قطعا حوادث بعد از انتخابات، آنقدر پیچیده است و آنقدر حرف برای گفتن دارد که بسیاری از واقعیات پشت پره‌ی آن هنوز هم روشن نشده‌ است.

آیا نخبه‌های سبز از همه جوانب حوادث اخیر آگاه هستند؟ آیا از همه اخبار پشت پرده خبر دارند؟ و یا اینکه ماجراها را همان‌طوری می‌بینند که خودشان دوست دارند؟ آیا تا به حال از خودشان پرسیده‌اند که چطور ممکن است کسی قبل از پایان شمارش آرا خودش را رییس جمهور یک ملت معرفی کند؟ اصلا چرا عده‌ای قبل از انتخابات فریاد می‌زدند یا ما پیروزیم یا حتما تقلب می‌شود؟!

آیا نخبگان سبز از خود پرسیده‌اند که چرا اعتراض آنها به نتیجه انتخابات، بازتاب چندانی در میان مردم عادی جامعه نداشته است؟ آیا از خودشان پرسیده‌اند که چرا موج سبز آنها، در داخل کشور و در میان عموم مردم عادی جامعه فراگیر نشده و استقبال خارجی از آن بیشتر از استقبال داخلی است؟

آیا از خودشان پرسیده‌اند که چطور ممکن است کسی در مراسم ترحیم یک آدم زنده شرکت کند و بدون آنکه خجالت بکشد، باز هم سرش را بالا نگه دارد؟ انصافا اگر چنین حرکت مضحکی را شخص دیگری انجام می‌داد حضرات نخبه سبز چکار می‌کردند؟ آیا به او نمی‌خندیدند؟ آیا از خودشان پرسیده‌اند که اگر کل آرای شخص دیگری همانند آقای کروبی کمتر از آرای باطله می‌شد، او با چه رویی در میان مردم ظاهر می‌شد؟ (باور کنید اگر من بودم خودم را در جنگل‌های آمازون یا بورکینافاسو گم و گور می‌کردم!) و صدها سوال بی‌پاسخ دیگر که امیدواریم نخبه‌های سبز لااقل درباره‌اش فکر بکنند.

بعد از انتشار خبر این دیدار و انعکاس انتقاد‌های محمود وحید‌نیا، بعضی از سایت‌هایی که همیشه آه و ناله می‌کنند و دائما از سرکوب آزادی و وجود دیکتاتوری و عدم آزادی بیان شکایت می‌کنند، این بار به شایعات جدیدی متوسل شده‌اند. شایعاتی از قبیل بازداشت و تحت نظر بودن وحید‌نیا توسط نیروهای امنیتی و سپاه که خود وحید‌نیا همه آنها را تکذیب کرد.

مثل اینکه مشکل این جماعت، هم حرف زدن است و هم حرف نزدن. اگر کسی حرف نزند و انتقاد نکند، آنها از فقدان آزادی شکایت می‌کنند، اگر هم کسی حرف بزند، باز هم ناله می‌کنند. به نظر من حرکت این جماعت، خود بزرگترین خیانت به وحید‌نیا و آدم‌هایی مانند وحید‌نیا است تا دیگر در چنین میدانی وارد نشوند. من مانده‌ام وقتی چنین کسی به بیت رهبری دعوت می‌شود و خود رهبری به او اجازه می‌دهد تا صحبت کند و حتی سایت رهبری هم انتقادهای او را منتشر می‌کند، کدام عقل سلیمی دقیقا بعد از این دیدار او را بازداشت می‌کند؟

یک بار دیگر تکرار می‌کنم، من مشکلی با مساله انتقاد از رهبری ندارم و حاضرم درباره این مساله با دیگران صحبت کنم. حرف من درباره این بود که آیا هر انتقادی همیشه صددرصد درست است؟ و آیا بعد از شنیدن سخنان طرف مقابل، حاضر هستیم در انتقاد خود تجدید نظر کنیم یا اینکه نه، ما کلا همیشه مخالف و همیشه منتقد هستیم؟

لینک های مرتبط:

وحیدنیا: از اخباری که درباره برخورد با من منتشر شده خنده‏ام می‏گیرد

حاشیه‌های دیدار نخبگان از نگاه سایت رهبری : یک سینه حرف موج زند در دهان ما…

حاشیه‏های دیدار نخبگان و رهبری از نگاه یک دانشجوی دانشگاه شریف


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/8/10:: 1:44 عصر     |     () نظر