[ و مردمى را در مرگ یکى از آنان تعزیت گفت و فرمود : ] این کار نه با شما آغاز گردید ، و نه بر شما به پایان خواهد رسید . این رفیق شما به سفر مى‏رفت کنون او را در یکى از سفرهایش بشمارید ، اگر نزد شما بازگشت چه خوب و گرنه شما روى بدو مى‏آرید . [نهج البلاغه]
yazd blog
درباره



yazd blog

وضعیت من در یاهـو
کوشا
ما بر سر پیمان خود استواریم . . .
آهنگ وبلاگ
این روزها در عرصه سیاسی کشور، آنچه جسته و گریخته از زبان برخی سیاسیون شنیده می شود، بحث درباره طرحی موسوم به «وحدت ملی» و رایزنی و بررسی گمانه هایی است که بتواند راه را برای تحقق طرحی که بیشتر در ذهن طراحان آن نقش بسته و کمتر کسی از جزئیات و راهکارهای اجرایی- و البته احتمالی- آن خبر دارد، هموار سازد.
در اینکه برخی از طراحان طرح وحدت ملی و بزرگانی که تلاش می کنند طرفین ماجرا را دور میز آشتی کنان بنشانند، سودای خیرخواهی در سر داشته و مصلحت نظام و کشور را در آن می بینند، تردیدی وجود ندارد. ولی در این بین اما و اگرهایی هست که ماهیت این طرح و هدفی که در آن دنبال می شود را با تردید جدی مواجه می کند. برای آگاهی از چند و چون ماجرا چند نکته را مرور می کنیم؛
1- خاستگاه این طرح کجاست و اساساً سررشته این جریان در دست چه کسانی است؟ طرح «وحدت ملی» در واقع ادامه طرحی است که چند ماه قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری توسط برخی از سیاسیون مطرح شد. طرح «دولت ائتلافی» که ظاهراً در ابتدا توسط آقای ناطق نوری اعلام و دنباله آن را کسانی چون آقایان هاشمی رفسنجانی، باهنر، محسن رضایی و... گرفتند، سعی می کرد پیش از شروع ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری دهم و آغاز مبارزات انتخاباتی، بزرگان جناحهای سیاسی مطرح کشور را دور هم بنشاند و توپ را از میدان «رقابت» به زمین «مذاکره» انداخته و یک کاندیدای ائتلافی را که مقبول همه جناحها بوده و نهایتاً بتوانند هر کدام به وسع خود سهمی در کابینه وی داشته باشند، از دل این ماجرا بیرون بکشد.
دکتر احمدی نژاد مجموعاً در دولت نهم عملکرد موفق و مثبتی برجای گذاشته بود. خصوصاً آنکه سفرهای استانی دولت وی و استقبال کم نظیر مردم کشور از ایشان در کنار خدمات، امکانات و پروژه های عمرانی و سازندگی که حاصل سفرهای استانی بود، به وضوح نشان می داد که وی فارغ از آنکه چه کسی در عرصه رقابت مقابل او قرار می گیرد، برنده انتخابات دهم ریاست جمهوری است. از سوی دیگر احمدی نژاد در طول چهار ساله دولت نهم بارها نشان داده بود که مقاوم تر از آن است که بخواهد کسی از وی «سهم خواهی» کند.
اگر خوش بینانه نگاه کنیم- فارغ از آنکه طراحان طرح دولت ائتلافی نسبت به این موضوع تعمد داشته و یا نداشته اند- معنای عملی این طرح «عبور از احمدی نژاد» بود. این موضوع به مذاق اصلاح طلبان، عجیب خوش آمد! نگاهی به تیترها، مصاحبه ها و مقالاتی که آن روزها در روزنامه های اصلاح طلب درج می شد، به تنهایی گواه این مدعا است. اما آن روزها کیهان به عنوان اولین کسی که پرده از واقعیت این ماجرا برداشت، وارد میدان شد و به دنبال آن بزرگان و دلسوزان کشور درباره خطر عبور از احمدی نژاد هشدار داده و می کوشیدند به زعم خود جامعه را نسبت به این موضوع آگاه کنند.
طرح «دولت ائتلافی» ناکام ماند. انتخابات برگزار شد و با مشارکت عظیم مردم و رای 25میلیونی، بار دیگر احمدی نژاد سکان اجرایی کشور را به دست گرفت. پس از آن کاندیدای شکست خورده با تهمت «تقلب»- که بعدها در دادگاه رسیدگی به اتهامات اغتشاشگران، معلوم شد «اسم رمز» عملیات بوده است- کشور را به آشوب و اغتشاش کشاند. آتش فتنه با هوشیاری مردم و درایت رهبری انقلاب، فرو نشست و حال مردم منتظرند تا سرنوشت فتنه انگیزان و عوامل اصلی و بانیان آشوب را ببینند.
در شرایطی که دولت دهم آغاز به کار کرده، آرامش بر فضای کشور حاکم شده و افکار عمومی مردم سخت به دنبال دستگیری، محاکمه و مجازات قانون شکنان است، طراحان «وحدت ملی» که سعی می کنند شرایط کشور را بحرانی جلوه دهند، می خواهند برای طرفین این جریان، نسخه آشتی کنان بپیچند.
2- ظاهراً قرار است این آشتی بین احمدی نژاد و حامیانش از یک سو و موسوی و طرفدارانش که شکست خورده انتخابات هستند از سوی دیگر اتفاق بیفتد. اما طراحان و طرفداران طرح «وحدت ملی» ظاهرا فارغ از اینکه طرف اصلی این ماجرا در این باره چه نظری دارد، مرتب در بوق وحدت و آشتی می دمند و تاکید می کنند که «وحدت» شدنی است.
قاعده آنکه چیزی به اسم «آشتی» شکل بگیرد، از دو حال خارج نیست؛ یا باید طرفین ماجرا به هم «امتیازاتی» بدهند و یا یک طرف به نفع طرف دیگر «کوتاه» بیاید و از مواضع خود دست بکشد. در این جریان، ظاهراً احمدی نژاد و مجموعه دولت دهم یک طرف ماجرا تلقی می شوند در حالی که این برداشت اساساً نادرست است و طرف اصلی جریان فتنه، احمدی نژاد نیست بلکه نظام اسلامی و انقلاب و امام(ره) است. اما بر فرض اول باید گفت؛ دولت اصولگرا که اساساً دنبال کسب امتیازات این چنینی نیست اما طرف مقابل- موسوی، کروبی، خاتمی و طرفدارانشان- چه امتیازی می توانند به احمدی نژاد بدهند؟ احمدی نژاد پیروز میدان و دولتش حاکم بر امور کشور است. کسانی که طعم تلخ شکست را چشیده و شأن سیاسی و اجتماعی خود را نزد مردم و نظام از کف رفته می بینند، چه امتیازی می توانند به طرف مقابل بدهند؟
اگر قرار باشد در این آشتی کنان «امتیازی» تقسیم شود، همه سیب ها در سبد اصلاح طلبان و جناح شکست خورده و آشوب طلب چیده خواهد شد. روی دیگر سکه «کوتاه» آمدن یکی از طرفین است. احمدی نژاد و جناح پیروز با تأکید بر اصولگرایی و حفظ اصول و ارزشهای انقلاب پای در عرصه سیاسی کشور گذاشته و مردم به اصولگرایی آنان رأی داده اند. مردم ولایتمدار هم که درس آموز مکتب امام راحل (ره) هستند به نوبه خود اجازه عدول از این ارزش ها را به وی نخواهند داد. اما طرف دیگر هم در جایگاهی قرار نداشته و چیزی برایش نمانده که بخواهد از آن کوتاه بیاید. داعیه تقلب که هیچ گاه برای اثبات آن سند و دلیلی ارایه نکردند، قانون شکنی، تهییج مردم برای آشوب، راه اندازی اغتشاشات خیابانی و هواداری دشمنان نشان دار انقلاب و نظام از آنان، تنها دارایی آنهاست. در واقع آن طرف این ماجرا، چیزی برای از دست دادن ندارد.
پالس هایی که از پاستور دریافت می شود حکایت از آن دارد که بحث وحدت با اغتشاشگران و فتنه انگیزان تحت هیچ عنوان جایگاهی نزد دولت دهم ندارد. نشانه عدم علاقه آنان به وحدت، شرکت نکردن در جلسه ای بود که به مناسبت 30 سال قانونگذاری برپا شده و در آن سعی گردیده بود بین سیاسیون اصلاح طلب و اصولگرا به نوعی صلح و دوستی برقرار شود. برنامه این بود زیرسقفی که هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، محمد خاتمی، مهدی کروبی و حتی عزت الله سحابی جمع شده بودند، احمدی نژاد نیز حاضر شود. جلسه تشکیل شد اما غایب بزرگ خود احمدی نژاد بود.
بازسازی آبروی سیاسی و اجتماعی موسوی در گرو این آشتی است. جالب آنکه وی که هیچ رغبتی از جانب طرف مقابل نمی بیند، طلب کارانه در اولین مصاحبه تصویری خود که چند روز پیش در سایت منسوب به او منتشر شد، حق را به جانب خود گرفته و می گوید: «تا هنگامی که مسأله بحران و مشکل کشور قبول نشود، تا هنگامی که اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده شوند(!) تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد»!
3- واقعیت آن است که ناکامی کاندیداهای شکست خورده، عدم توانایی در اثبات ادعاها و اتهامات جور واجور خود و ریزش پایگاه اجتماعی آنان نزد مردم، سران این جریان را بر آن داشته تا از طرح های این چنینی با ذوق زدگی، استقبال کنند. آنان که برخی گردن خود را زیر تیغ دستگیری، محاکمه و مجازات می بینند، برای فرار از تعقیب قضایی و عدم برخورد قانونی، نه تنها بدشان نمی آید بلکه دو دستی طرح هایی که بوی «آشتی» و «وحدت» می دهد را می چسبند تا به این بهانه آبی بر آتش فتنه ای که خود برافروخته اند، ریخته و بلکه موضوع به فراموشی سپرده شود.
طرف «آشتی» فقط احمدی نژاد و دولت دهم نیست، بلکه در جبهه مقابل اغتشاشگران، همه مردم قرار دارند. مردمی که هزینه آشوبها و اغتشاشات پس از انتخابات را متحمل شده اند. طرف مقابل، نظامی است که آماج اتهامات ناروا، دسیسه ها و بی مهری هایی قرار گرفت که بعد از پیروزی انقلاب سابقه نداشته است. آیا پذیرفتنی است که بین مردم و نظام از یک سو و عده ای آشوب طلب، فتنه جو و کسانی که مقابل نظام ایستادند، از سوی دیگر وحدت و آشتی برقرار شود؟!
آنهایی که قانون را زیرپا گذاشته و علناً به حقوق مردم تعدی کرده و مرزهای نظام را زیرپا گذاشتند، عده ای مجرم اند که باید مقابل مردم و قانون پاسخگو باشند. باید با آنان برخورد قضایی شده و تحت تعقیب قرار گیرند. در هیچ کجای دنیا با مجرم و قانون شکن دست دوستی نمی دهند.
4- برخی از نخبگان و خواص سیاسی در جریان انتخابات و حوادث پس از آن مردود شدند. آنان باید مراقب باشند که در آزمون پیش آمده مجدداً نمره ردی نگیرند. «وحدت» جزو اصول اسلامی و آموزه های انقلاب و امام(ره) است. «وحدت» امر مقدس و حرف حقی است که این روزها طرف باطل از آن به نفع خود برداشت می کند.
شمشیر عدالت جوی نظام به عمود خیمه معاندین و فتنه انگیزان نزدیک شده است. کاری نکنیم که کلام حقی چون «وحدت» بر سر نیزه ها رود.

کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/8/4:: 7:46 عصر     |     () نظر