امروز شاید پرطرفدارترین مفهوم در مباحثات سیاسی ایران، مفهوم «وحدت» باشد. شکی نیست که وحدت یکی از اساسی ترین مفاهیم در تئوری انقلاب اسلامی و اندیشه ی امام راحل است و اکنون دغدغه ای اصلی برای رهبر معظم انقلاب دانسته می شود. اما وحدت را گاهی در سطحی نازل و با فهمی دم دستی معنا می کنند. شاید مهمترین انحراف در فهم معنای وحدت، تکیه ی تام بر وحدت نخبگان باشد. در حالیکه انحصار این مفهوم حیاتی در این معنا یک اشتباه بنیادی ست. امروز اصلاح طلبان بخاطر رفتارهای خلاف عرف و بر هم زدن بازی سیاسی بیش از همه به برجسته کردن این مفهوم نیاز دارند. طبعاً بسیاری از چهره های شاخص سیاسی جریان اصلاح طلب که در چند ماهه ی اخیر و پس از افشا شدن بیگانه گرایی شان، لطمات جبران ناپذیری را بر حیثیت سیاسی خود دیده اند، بیش از همیشه به مفهوم وحدت احساس نیاز می کنند. وحدت برای آنها بهانه ی خوبی است تا با از دست ندادن غرور سیاسی شان بار دیگر به صحنه ی بازی سیاسی باز گردند. اما تعریف اینچنینی از مفهوم وحدت نوعی انحراف از معنای اصلی است.
بیش و پیش از آنکه وحدت را در معنای اجتماع سیاسی نخبگان بدانیم می بایست آنرا در حوزه ی رابطه ی نخبگان با عموم مردم جستجو کنیم. انقلاب اسلامی ایران انقلابی مردمی است و دوام و حیات آن به حضور یکپارچه و وحدت ملی است. رمز و راز حیات سیاسی در چنین کشوری توجه به مردم و پرهیز از جدا شدن از صفوف مردم است. بنا نیست به بهانه ی وحدت، دروازه های سیاسی کشور را بر روی جریان هایی که بخاطر اشتباهات سنگین شان، از جامعه وعموم مردم طرد شده اند، بار دیگر باز کرد. خواست و اراده ی مردم اساس وحدت است و وحدت اعتباری سران طوایف سیاسی، ماهیت خیانت بار برخی از رفتارهای اشتباهشان را برطرف نخواهد کرد.
بهترین کار برای ایجاد وحدت، تلاش در جهت رفع مانع است و مانع خودخواهی سیاسی و جاه طلبی جریانی است که حاضر شده است برای رسیدن به قدرت، تمام حیثیت نظام جمهوری اسلامی را بازیچه ی رسانه های زرخرید امریکایی و صهیونیستی کند. چرا باید نخبگان سیاسی مورد اعتماد نظام با طرح نابهنگام چنین مفهومی، بدون پیش شرط های لازم، زمینه ی حضور و حیات سیاسی چنین جریان های امتحان پس داده و معلوم الحالی را مجدداً فراهم کنند.
جریان اصلاح طلب، امروز بخوبی دریافته است که در آستانه ی حذف همیشگی از ادبیات سیاسی ایران قرار گرفته است. این حذف نه یک توطئه از طرف رقیب بوده و نه یک انسداد در ساختار سیاسی، بلکه تماماً ناشی از عدم درک صحیح مردم و کناره گرفتن از آنان است. این یک انزوای خودخواسته است و مادامی که این جریان اعتقاد به مردم پیدا نکند و به آغوش ملت اسلامی باز نگردد، مانعی جدی بر سر راه وحدت بحساب خواهد آمد.
امروز جریان اصلاح طلب سوار بر قطاری است که لحظه به لحظه او را از بدنه ی اجتماعی ایران دورتر می کند. هیچکدام از سران جریان اصلاحات جرأت حضور در مجامع عمومی را ندارند. هیچکدام حاضر نیستند در شهرستانها و مناطق غیر شهری ایران برای ساعتی حضور عمومی و آشکار داشته باشند. ارتباطات آنان در حد حضور دانشگاهی محدود و در میان نیروهای سازمان یافته ی دانشجویی و یا نهایتاً همذات پنداری با برخی از اقشار روشنفکر زده ی بالای شهر است و البته آنان خوب می دانند خزیدن در غار اصلاح طلبی چگونه خودبخود زمینه ی فراموشی همیشگی آنها را رقم خواهد زد؛ اتفاقی که به سرعت و در عرض چند سال برای اسلاف شان در نهضت آزادی رخ داد. اصلاح طلبان امروز از مردم هراس دارند و این هراس با شانتاژ رسانه ای رفع و رجوع نمی شود. فعالیت رسانه ای برخی از سایت های این جریان به فریاد زدن کودکی برای رهایی از ترس در یک اتاق تاریک می ماند. شاید بهترین پیشنهاد این باشد که در دیدار با سران این جریان، توصیه به توبه و بازگشت به متن مردم محور بحث قرار گیرد. امام راحل (ره) در توصیف ارتباط با مردم بیان روشنی دارند: «شما دیدید یک روز نمی توانست، یک ساعت نمی توانست محمدرضا بیاید توی مردم، اگر می خواست از این خیابان عبور کند قبل از اینکه بیاید از این عبور کند آنطور که می گفتند تمام منازل را که در سر راه بود کنترل می شد... برای چه؟ برای اینکه خوف داشتند که اینجاها کسی سوءقصد بکند... اما یک حکومتی که برای مردم باشد، مردم او را بخواهند این نمی ترسد از اینکه توی بازار مردم بیاید، توی جمعیت بیاید و با آنها بنشیند صحبت کند»(صحیفه نور-ج7- ص2)
سفرهای استانی بزودی آغاز خواهد شد و اقبال مردم به دولتی که خود خوهان آن بوده اند مهر باطلی خواهد شد بر توهمات کسانی که هنوز نتوانسته اند با واقعیت انزوای خود کنار بیایند. وحدت در ابراز اعتماد و علاقه ی مردمی تجلی می یابد که مسوولان نظام را نه حاکم که خادم خود می دانند و تقلیل این معنا به گردهم آیی و جمع جبری نخبگان سیاسی یک انحراف از مبانی انقلاب است.
کلمات کلیدی: