فراخ سینگى و بردبارى دست‏افزار سرورى است و سالارى . [نهج البلاغه]
yazd blog
درباره



yazd blog

وضعیت من در یاهـو
کوشا
ما بر سر پیمان خود استواریم . . .
آهنگ وبلاگ

حمزه کرمی عضو حزب کارگزاران، مدیر سایت جمهوریت، از کارمندان دانشگاه آزاد

این جانب مدیر اسمی سایت جمهوریت بودم و در واقع مدیر رسمی این سایت مهدی هاشمی بود.

پرسنل سایت با چاپ شبنامه در ستادهای میرحسین موسوی و توزیع آنها، به تضعیف دولت و نظام می‌پرداختند.

جاسبی به بنده گفت که باید هر کاری انجام دهیم تا هر کسی به غیر از احمدی نژاد رئیس جمهور شود.

باید بگویم که در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت نیز مهدی هاشمی نقش مؤثری داشت. وی معتقد بود که انتخابات در ایران با پول بیت المال برگزار می‌شود و اعتقادی به هزینه شخصی برای انتخابات نداشت. لذا بنده با وی صحبت کردم و البته گوشزد هم کردم که استفاده از پول بیت المال در انتخابات جرم است ولی مهدی هاشمی نمی‌پذیرفت.

2 میلیارد تومان از بیت‌المال صرف هزینه های انتخاباتی سال 84 شد.

مهدی هاشمی به این اقدامات خود در حالی دست می‌زد که این پول‌ها باید صرف تبلیغات برای بهینه سازی مصرف سوخت صرف می‌شد نه تبلیغات برای پدر وی. پول‌هایی که وی برای تبلیغات در انتخابات دور نهم انتخابات ریاست جمهوری برای پدرش هزینه کرد معادل 2 میلیارد تومان بود.

مهدی هاشمی با بنده صحبت کرده و گفت که ما باید برای انتخابات کار رسانه‌ای قوی‌ای را آغاز کنیم. چند روز بعد هم در جلسه ای جاسبی به بنده گفت که باید هر کاری انجام دهیم تا هر کسی به غیر از احمدی نژاد رئیس جمهور شود. از این رو ما نیز سایت جمهوریت را با مدیریت رسمی مهدی هاشمی راه اندازی کردیم، البته چند روز بعد جاسبی با تغییر نظر به ما اطلاع داد که بنده می‌خواهم در انتخابات بدون موضع باشم لذا دستور تعطیلی سایت جمهوریت را صادر کرد ولی با فشارهای هاشمی این سایت به کار خود همچنان ادامه داد.

سایت جمهوریت ابتدا قرار بود از کاندیدایی در انتخابات حمایت و نسبت به دولت نهم نیز نقدهایی داشته باشد ولی با فشارهای مهدی هاشمی، این سایت تبدیل به سایت تضعیف کننده سازمان های نظامی از جمله بسیج و سپاه و سازمان‌های دولتی شد و حتی این سایت خدمات دولت را نیز پول پاشی معرفی می‌کرد و کار به جایی کشید که این سایت بر خلاف واقعیت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقین کرد.

مهدی هاشمی حتی مطالب تندتری را برای انتشار به سایت جمهوریت ارائه می‌داد که از جمله مطالب می توان به گزارشی که 2 روز قبل از انتخابات توسط وی به ما داده شده، اشاره کنم که در این گزارش فرمانده بسیج متهم به تخریب و تضعیف میر حسین موسوی شده بود، البته ما این گزارش را هرگز منتشر نکردیم.

بنده خود را مصداق اتهامات وارده نمی دانم چرا که سایت جمهوریت مدیر مسئول داشته و طبق قانون هم باید مدیر مسئول این سایت پاسخگوی تخلفات آن باشد و شبنامه را هم مجموعه سایت دنبال می‌کرد و بنده در توزیع این شبنامه ها نیز اقدامی انجام ندادم.

اظهارات بنده نه به دلیل فشار و نه به دلیل اعمال نظر کسی است، چنانچه همین شبهه را درخصوص اظهارات جلسات اخیر برخی متهمان نیز وارد کردند.

یک شرکت 500 میلیون تومان برای چاپ یک میلیون جلد کتاب پول دریافت کرده بود در حالی که تنها 25 هزار جلد کتاب چاپ شد و مابقی پول صرف تبلیغات مورد نظر «م.ه» شد.

سایت جمهوریت تبدیل به سایت تضعیف کننده سازمان‌های نظامی از جمله بسیج و سپاه و سازمان‌‌های دولتی شد و حتی این سایت خدمات دولت را نیز پول پاشی معرفی می‌کرد و کار به جایی کشید که این سایت بر خلاف واقعیت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقین کرد.

در روز‌های آخر هم برخی پرسنل سایت با چاپ شبنامه در ستاد‌های میرحسین موسوی و توزیع آنها، به تضعیف دولت و نظام می‌پرداختند.

در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت ازسوی مهدی هاشمی به خودمن 320 میلیون تومان پول دادند.

 

مسعود باستانی روزنامه‌نگار و خبرنگار فعال سایت جمهوریت

حمله به عملکرد 4 ساله دولت و تضعیف نهادهای قانونی کشور همچون شورای نگهبان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی مقاومت بسیج و نیز نیروی انتظامی، تضعیف شخص احمدی‌نژاد، ایجاد شبهه در انتخابات، ارائه اخبار ضد و نقیض مبنی بر سوء استفاده از اموال دولتی، القای تقلب در انتخابات جزو محورهایی بود که در راستای وحدت شکنی و ایجاد التهاب در جامعه ما آن را در دستور کار داشتیم.

سوژه ده برابر شدن صندوق‌های سیار از طریق مهدی هاشمی رفسنجانی به سایت جمهوریت داده شد.

شبنامه‌ای توسط من و گردانندگان سایت جمهوریت علیه رئیس جمهور که مصداق توهین و افترا بود منتشر شد و مقرر شد تا هزینه مالی این ویژه‌‌نامه از سوی کرمی و هاشمی رفسنجانی تأمین شود و سپس پس از تهیه به اعضای ستاد 88 تحویل داده شد تا آنان این شبنامه را توزیع کنند.

من تحت تأثیر القائات برخی از آقایان دچار توهم شدم و در سایت جمهوریت مطالبی را همسو با روزنامه‌های بیگانه منتشر کردم، از این رو از عملکرد خود پشیمانم.

با توجه به امیال سیاسی نادرستی که داشتم وسیله‌ای برای پیشبرد اغراض سیاسی برخی افراد قرار گرفتم.

با رادیو فردا، سایت ضد انقلابی روز آنلاین، هفته‌نامه شهرگان و نیز رادیو چکاوک ارتباط داشته‌ام که در خصوص وضعیت کشور سیاه‌نمایی علیه نظام و نیز اخباری از وضعیت زندان‌ها و برجسته‌سازی مسائل سیاسی گزارشاتی به این رسانه‌ها ارائه کردم.

فردی به نام شمیرانی گرداننده یکی از رسانه‌‌های ضد انقلاب در کانادا از من خواست تا از وضعیت سندیکا‌های کارگری ایران گزارشی تهیه کنم و در ازای مبلغ 400 دلار کانادا آن را به این رسانه‌ها ارائه دهم.

از سوی رادیو ضد انقلابی چکاوک به صورت ماهانه بین 300 تا350 دلار طی 2 تا 3 سال دستمزد دریافت می‌کردم.

دفتر سایت جمهوریت که توسط مهدی هاشمی رفسنجانی اداره می‌شد در یکی از دفاتر دانشگاه آزاد مستقر بود و مبالغی که به ما ارائه می‌شد از طریق چکی از سوی دانشگاه آزاد بود.

در سایت جمهوریت با درج اخباری نادرست و نمایش ناکارآمدی دولت نهم اقدام می‌کردیم.

 

هدایت‌ا‌لله آقایی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران

این بازداشت فرصتی بود برای بازبینی و نگرش به عملکرد خود که باید از آن استفاده کنیم تا چراغ راهی برای آینده باشد.

زمینه‌ای به وجود آمد که نظام را در مقابل دموکراسی قرار دادند.

انتخابات دهم ریاست ‌جمهوری دقیقاً از صبح روز بعد از انتخابات نهم کلید خورد.

در حزب کارگزاران نظرسنجی‌هایی که صورت گرفت مربوط به تنها 4 یا 5 منطقه از تهران بود که به وسیله آن نمی‌شد حتی در مورد خود شهر تهران نیز قضاوت کرد. این نظرسنجی‌ها در اختیار موسوی قرار می‌گرفت.

ضد انقلاب در خارج از کشور با قصد و نیت، موضوع تقلب را مطرح می‌کرد.

در بیش از 40 هزار شعبه اخذ رأی صدها هزار نفر عامل اجرایی و ده‌ها هزار نفر ناظر وجود داشت و اگر تشکیلاتی می‌توانست چنین تقلبی با سازماندهی انجام دهد وضع ما امروز در کشور بهتر از این حرف‌ها بود.

اگر نتایج حوزه‌ها به صورت تفکیکی اعلام نمی‌شد شاید امکان خوانده شدن آرا به نحو دیگر بود.

آقای موسوی در جریان انتخابات گفت که بنده برخی قوانین را قبول ندارم اما به آنها عمل می‌کنم ولی به سمت اصلاح آنها حرکت خواهم کرد...اما دیدیم که خود او اول این حرف را شکست و با بیانیه‌ای که قبل از پایان انتخابات صادر کرد و خود را رئیس جمهور خواند و آقای خاتمی نیز به وی تبریک گفت این حرف را نقض کرد.

ما به عنوان حماله الحطب آتش افروز این معرکه بودیم.

 

محسن میردامادی، دبیرکل حزب مشارکت

قرار بود انقلاب مخملی را در ایران بومی کنیم.

 

سعید شریعتی، عضو حزب مشارکت

در ایام بازداشت جز محبت و احترام مشاهده نکردم.

هر خبری درباره رفتار و گفتار من منتشر شود کذب محض است.

مجموعه مستندات و استدلال‌‌های ارائه شده از سوی نامزد مورد حمایت ما به هیچ عنوان کفایت از ابطال سراسری انتخابات نمی‌کند و حداکثر در صورت وارد بودن اعتراضات منجر به ابطال 100، 200 یا حداکثر 500 صندوق می‌شود که با خروج آرای همه کاندیداها از این صندوق‌ها از مجموع نتایج تغییر محسوسی در نتیجه انتخابات حاصل نمی‌شود.

عدم تعادل و عدم برخورداری موسوی و ماشین انتخاباتی‌اش از یک شیب و شتاب قابل تحمل در فرایند رفتار تبلیغاتی و انتخاباتی مشکل و اشتباه دیگر ایشان بود.

موسوی ظرف کمتر از سه ماه با چنان سرعت و شتابی پیش رفت که حتی تندروترین مخالفان نظام به جرگه حامیان ایشان پیوستند.

ادعای فوق‌العاده بزرگ تحریک کننده و خطرناک موسوی صرفاً مبتنی بر برخی گزارش‌‌های ناکافی و ناموثق تک روانه و اسباب تحمیل پیروی ناگزیر گروه‌ها و شخصیت‌‌های سیاسی حامی از ایشان بود.

کشاندن مردم در خیابان و خیابانی کردن سیاست یعنی به حداکثر رساندن هزینه زندگی سیاسی مردم و این به دور از تدبیر و خارج از رسالت سیاستمدار متعهد است.

مشکل استراتژیک ما از دست دادن «هرم اعتماد» یعنی اعتماد به نفس، اعتماد متقابل میان ما و مردم و اعتماد متقابل میان ما و نظام است.

در این انتخابات نیز اشتباهات بزرگی را مرتکب شدیم، از جمله، حمایت ناگزیر و تحمیلی و ناگهانی ما از آقای مهندس موسوی بدون آنکه از برنامه تبلیغی، رفتار انتخاباتی و دیدگاه روشن ایشان برای اداره کشور اطلاع کافی داشته باشیم.

حزب ما تنها ساعاتی پس از انتشار بیانیه آقای موسوی و صرفاً با تکیه بر ادعاهایشان مردم را دعوت به اعتراض کرد.

هنگامی که اطلاعیه شجاعانه حجاریان در بیان خطا‌های فردی و جمعی و استعفای ایشان را از حزب دیدم تردیدی برایم باقی نماند که اولین قدم و کمترین کاری که باید انجام دهم استعفا از مقام حزبی خود در جهت جبران بخشی از آسیب‌ها است.

در ایام انتخابات، سرود سازمانی یکی از فرقه‌‌های ضد انقلاب توسط بخش‌هایی از ستاد آقای موسوی برگزیده شده و بر روی آن نماهنگ انتخاباتی ساخته شد.

 

مصطفی تاج زاده عضو توأمان حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب

تقلب در انتخابات وجهی نداشت اما به محض اینکه انتخابات تمام شد و من از بچه‌‌های استان‌ها سؤال کردم احساس کردم که انتخابات را باخته‌ایم ولی فاصله را 3 به1 نمی دانستیم.

از ساعت 12 که آرا اعلام شد هیچ کس از من نشنید که تقلب شده است. لذا چیزهایی که می‌گویند به من برنمی‌گردد و من دخیل نبوده‌ام، البته حزبم بیانیه‌ای داده و بنده را هم مثل آنها مجازات کنید.

این انتخابات به لحاظ کمی جزو کم نظیرترین وبه لحاظ کیفی جزو بی‌نظیرترین انتخابات‌ها بود. معتقدم این سرمایه 40 میلیونی سرجایش محفوظ است.

همچنین در اظهارات یکی از متهمین آمده است: «... در جلسه روز شنبه مورخ 23/3/88 با آقای تاج زاده و تعدادی از دوستان دیگر در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در محل ستاد آقای تاج زاده با حالتی بهت زده و خاص حضور داشتند.» از ایشان دو سؤال مطرح کردم سؤال اول: اوضاع رأی آقای موسوی چطور است؟ ایشان گفتند: «رأی آقای موسوی خوب نیست و آقای احمدی نژاد قطعاً در دور اول پیروز انتخابات خواهد بود. سؤال دوم:‌ به نظر شما تقلب شده؟ که ایشان پاسخ دادند: من با همه استانها جز استان اردبیل تماس گرفته ام نتایج اعلام شده با نتایجی که ما داشتیم هیچ تفاوتی نمی کند و تقلبی صورت نگرفته است.»

 

بهزاد نبوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین، مشاور رئیس جمهور سابق

ما هیچ سندی دال بر وجود تقلب نداشته ایم وباید به رأی شورای نگهبان التزام داشته باشیم.

 

عبدالله رمضان‌زاده، قائم مقام حزب مشارکت

من همیشه گفته ام ودوستان هم حزبی بنده هم می دانند که تقلب در ایران امکان ندارد.

اعتقاد من این است و خواهد بود که در ایران اگر خیلی تقلب صورت بگیرد از 500 هزار الی یک میلیون رأی تجاوز نخواهد کرد.

این اشتباهات خودمان است که در تحلیل‌هایمان آرای شهر‌های کوچک و روستا‌ها را که به سمت احمدی‌نژاد بود جدی نگرفتیم.

ما به دنبال واقعیت‌هایی می‌گشتیم که تحلیل‌‌های خودمان را درست از آب در بیاورد و خوراک را برای تحلیل ذهنی خودمان فراهم می‌کردیم.

 

محسن صفایی فراهانی، عضو شورای مرکزی و رئیس هیأت اجرایی مشارکت

به هیچ وجه نمی‌توان پذیرفت که در این انتخابات تقلب شده است حتی اگر فرض را هم بر تقلب بدانیم یک میلیون، دو میلیون.

برای خود من نیز سؤال است فردی مانند مهندس موسوی که عملکردش در انقلاب اسلامی روشن است در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز عضو می‌باشد و افرادی همچون آقایان [...] و [...] که در دوره‌‌های گوناگون وزیر کشور بودند چنین ادعایی در مورد تقلب در انتخابات را دارند.

من در هیچ راهپیمایی شرکت نکرده‌ام و این راهپیمایی‌‌های پس از انتخابات را نیز تأیید نکردم. چرا که به این دست راهپیمایی‌ها اعتقاد ندارم، انتهای آنها به اغتشاش وصل می‌شود.

دولت نهم اقداماتی از قبیل پرداخت انواع و اقسام وام‌ها به روستا‌ها و کمک به حاشیه شهرها داشته و برای مثال به یک میلیون خانوار زمین‌‌های 99 ساله و به 20 میلیون نفر سهام عدالت داده است. بنابر این از قبل هم محرز بود که دولت موجود با یک اختلاف بالایی برنده خواهد شد و نیازی به تقلب نبود و من این موضوعات را در دفاعیه خود نیز آورده‌ام.

من معتقدم اگر استحاله فرهنگی ادامه یابد با توجه به اینکه سن و سال بنده نیز بالا رفته است دیگر فعالیت سیاسی نمی‌کنم.

 

شهاب‌الدین طباطبایی، رئیس ستاد 88 موسوی، از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت

ای کاش که همانطور که بنده اشتباهات خود را پذیرفتم دوستانی که با اطلاعیه‌ها و مواضع خود سبب مسائل پس از انتخابات شده‌اند عواقب کار خود را می‌پذیرفتند.

با حضور موسوی در عرصه انتخابات، خاتمی کنار کشید که این امر اکثر گروه‌‌های اصلاح‌طلب را ناخرسند‌ کرد.

از همان ابتدای ورود موسوی وی و مجموعه نزدیکش دچار عارضه توهم پیروزی بودند.

اعضای کمیته صیانت از آرا دائم به موسوی می‌گفتند که جزو ابطال انتخابات مطالبه‌ای نداشته باشد.

شنیدم که یکی از نزدیکان موسوی به نقل از وی گفته است: «من 68 سال سن دارم و 7 تیر را دیده‌ام و چیزی برای از دست دادن ندارم از این رو معتقدم که موسوی با طرح بحث تقلب رودرویی با چارچوب نظام را ایجاد کرد.»

هر چه درباره مردم روستاها گفتم به آن بی توجهی شد و همه دوستان می‌گفتند پیروزی موسوی در دور اول غیر قابل اجتناب است. این در حالی بود که در روستاها مشکل رأی داشتیم.

آنچه باید محفوظ بماند اصل نظام، قانون اساسی و ارکان آن است و باید از به دام افتادن در دامن بیگانگان پرهیز کرد.

مصاحبه‌ام با بی.بی.سی درباره تجمعات را قبول دارم.

 

عبدالله مؤمنی، دبیر سابق تشکیلات غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت

ما در آستانه انتخابات بحث‌هایی همچون تقلب در انتخابات و وجود مناسبات ناسالم بر پیکره نظام را به طور گسترده در سطح رسانه‌‌های خود مطرح کردیم و به همین دلیل خود را در اتفاقات بعد از انتخابات سهیم می‌دانیم.

تمام اتهامات خود را می‌پذیرم و کارنامه خود را غیر قابل دفاع می‌دانم.

عدول از اصول و فقدان مرزبندی شفاف و اصولی میان دفتر تحکیم وحدت با گروه‌‌های التقاطی و تأثیرپذیری از گروهک‌هایی چون منافقین و مارکسیسم‌ها و جریانات اپوزیسیون داخلی موجب استحاله دفتر تحکیم وحدت شد.

نقش‌آفرینی گروه‌‌های اصلاح طلب در فعالیت‌‌های دفتر تحکیم وحدت استقلال این دفتر را مورد خدشه قرار داد و این تشکیلات به مناسب‌ترین محمل برای مخالفین و معاندین با نظام تبدیل شد و تغییر آرم دفتر که مزین به تصویر بنیانگذار جمهوری اسلامی بود آغازی برای انحراف مجموعه و رفتن به سوی مقابله با نظام شد.

دفتر تحکیم وحدت هر ساله در سالگرد 18 تیر با برگزاری تجمعات غیرقانونی سعی در بحران سازی و تنش‌ آفرینی داشت.

ارسال نامه برای خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در آستانه انتخابات مجلس هفتم به منظور حمایت از اصلاح‌طلبان از اقدامات غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت بود که قبح دخالت بیگانگان در امور داخلی کشورمان را شکست. همچنین همکاری با جریانات مارکسیستی در برگزاری مراسم پاسداشت دانشجو در روز 16 آذر و طرح ساختارشکنانه فراخوان رفراندوم به منظور تغییر در اصل نظام از دیگر اقدامات غیرقانونی این تشکل بود.

موضع‌گیری‌‌های ما در مخالفت با سیاست‌‌های کلان نظام منطبق با سیاست‌‌های دشمنان جمهوری اسلامی بود و به عنوان نمونه در زمینه مسأله هسته‌ای برخلاف خواست عمومی جامعه که این فناوری را حق مسلم ایرانیان می‌دانست، حرکت کردیم.

تمرکز اصلاح طلبان روی دفتر تحکیم وحدت برای پیشبرد ایده فشار از پائین برای امکان چانه‌زنی و امتیازگیری در بالا صورت می‌گرفت و زمانی که لوایح دوگانه آقای خاتمی در مجلس ششم تصویب شد و یا درجریان تحصن مجلس ششمی‌ها، اصلاح طلبان خواستار تحرکات دانشگاه‌ها برای فضاسازی علیه شورای نگهبان بودند.

نتیجه عدول از اصول و فقدان مرزبندی شفاف با گروه‌‌های التقاطی و استفاده ابزاری اصلاح طلبان از دفتر تحکیم وحدت منجر به آن شد که این تشکل جایگاه ویژ‌ه‌ای در میان جریانات ضد انقلاب پیدا کرده و برای آن کارکرد اپوزیسیونی یابد.

در سایت ادوار نیوز با هدف ایجاد بی‌اعتمادی در مردم نسبت به متولیان امور اخبار مختلفی منتشر می‌شد که از جمله آنها اعلام خبر جعلی واجدین شرایط شرکت در انتخابات برخلاف آمار رسمی و انتشار اخبار غیرواقعی در باره نرخ تورم و بیکاری و تخریب دولت به ویژه در عرصه سیاست خارجی بود.

پایبندی به قانون از شعار‌های همیشگی ما بود اما در عمل از پایبندی به قانون عدول کردیم و حاکمیت و دولت را متهم به بی‌قانونی می‌کردیم.

ما حاکمیت را مخالف دموکراسی وحقوق بشر و قانون معرفی می‌کردیم اما خودمان تجمعات و میتینگ‌هایی را برگزار کردیم که هم از نظر شکلی و هم از نظر محتوایی در تضاد با قانون اساسی بود ولی از این ابزار برای پیشبرد و مقاصد خود استفاده می‌کردیم.

ما از هر وسیله‌ای برای تخریب نظام بهره‌ می‌جستیم و به عنوان نمونه هر کس که به دلایل امنیتی یا سیاسی دستگیر می‌شد، دستگیری وی را خودسرانه می‌خواندیم و با حمایت از متهمان و محکومان دادگاه به دنبال اعمال فشار بر دستگاه قضایی بودیم.

جلسه‌ای را با عنوان نقد طرح ارتقای امنیت اجتماعی در محل سازمان ادوار تحکیم وحدت برگزار کردیم که سخنران آن آقای آغاجری بود و نه تنها در این جلسه از اراذل و اوباش حمایت شد بلکه یکی از سخنرانان به دفاع از اعضای سازمان منافقین پرداخت.

با تعدادی از اعضای شورای مرکزی ادوار تحکیم با هدف شرکت در کلاس‌‌های آموزشی به مدت یک هفته به آلمان رفتیم که همه هزینه آن توسط امریکا و تحت پوشش یک نهاد حقوق بشری تأمین شده بود.

سازمان ادوار تحکیم وحدت با سران گروهک‌هایی چون نهضت آزادی، جبهه ملی - شورای موسوم به ملی مذهبی‌ها و فعالان حقوق زنان و کمپین جلساتی داشت که در قالب این جلسات مطالبی ساختارشکنانه به منظور ایجاد چالش برای حاکمیت مطرح می‌شد.

در گام نخست در انتخابات به طرح کاندیداتوری عبدالله نوری وزیر کشور دوره اصلاحات که محکومیت قضایی داشت پرداختیم و این کار با علم به رد صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان صورت گرفت. هدف ما ایجاد جنبش اجتماعی در راستای چالش‌آفرینی برای نظام جهت تغییر ساختار بود و مقرر گردید اگر نوری

رد صلاحیت شد نیرو‌های اجتماعی را به حمایت وی سامان دهیم و اگر تأیید صلاحیت شد به طرح مطالبات ساختارشکنانه خود بپردازیم.

حدود شش ماه تحت عنوان حمایت از کاندیداتوری نوری به جوسازی علیه نظام و تبلیغ حاکمیت خفقان و نبود آزادی پرداختیم و بعد از منتفی شدن نامزدی نوری با تشریح دلایل و اهداف خود به حمایت از مهدی کروبی روی آوردیم. در این فرصت برنامه‌‌های ساختارشکنانه‌ای را در حمایت از کروبی ارائه کردیم و با استفاده از سادگی و احساساتی بودن وی به تحمیل مواضع خود پرداختیم و عمده مشاورین ایشان نیز با این هدف انتخاب شدند و لذا نه اعتقادی به وی داشتند و نه با یکدیگر سازگار بودند.

در ستاد انتخاب کروبی ستاد شهروند آزاد را تشکیل دادیم و با صدور بیانیه و منشوری از مطالبات ساختارشکنانه و رادیکال خود در همه حوزه‌ها فعالیت انتخاباتی خود را آغاز کردیم.

تجمع غیرقانونی و راهپیمایی بدون مجوز از میدان ونک تا میدان تجریش به عنوان نمونه‌ای از فعالیت‌‌های ساختارشکنانه ستاد شهروند آزاد بود که در این تجمعات و راهپیمایی شعار‌های توهین‌آمیزی علیه ارکان و مسئولان نظام و همچنین مسائلی همچون حجاب سر داده شد که این شعارها ربطی به تبلیغات انتخاباتی نداشت.

تجمعات تنش‌زا و افراطی و تحریک‌کننده ما در آستانه انتخابات، بسترساز آشوب‌‌های فردای انتخابات بود و ما قطعاً در این زمینه مقصریم.

ما در آستانه انتخابات بحث‌هایی همچون تقلب در انتخابات و وجود مناسبات ناسالم بر پیکره نظام را به طور گسترده در سطح رسانه‌‌های خود مطرح کردیم و به همین دلیل خود را در اتفاقات بعد از انتخابات سهیم می‌دانیم.

ما به عصیانگری علیه نظام پرداختیم و مسائل بعد از انتخابات نشان داد که نشانه گرفتن انتخابات بهانه‌ای برای نشانه گرفتن کانون نظام یعنی جایگاه رهبری بوده است.

دفاعی از خود ندارم و آنچه که بیان کردم برای تنویر افکار عمومی بود و در نهایت از خطاها و اشتباهات بزرگ و رفتارهایی که موجب انحراف و ایجاد بدبینی و بی‌اعتمادی نسبت به نظام در مجموعه دانشجویی شده بود طلب بخشش می‌کنم.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/7/7:: 2:22 عصر     |     () نظر