پیش برداشت: جلسه ای با نائب مهدی(عج)
می خواستم این جلسه تاریخی را بنویسم تا در تاریخ بماند و همه بدانند که در دریای متلاطم طوفان زده، چگونه تدبیر و بصیرت محبوب ترین و آگاه ترین و عادل ترین رهبر جهان این کشتی را از امواج خروشان تا ساحل امن و نجات عبور داده است. لذا اوضاع کشور که آرام شد و وقتی که صحبت های سطح پایین و مخالف رهنمودهای رهبری، را توسط هاشمی شنیدم بر آن شدم که بنویسم تا در تاریخ بماند. بنویسم از جلسه ای با نائب مهدی (عج)...
برداشت اول: عبور از چهارراه پرترافیک با حلم و صبر و قانون
دقایق زیادی بود که نفرات شورای مرکزی ستادهای مختلف تکمیل شده بودند. سکوت سنگین و حزن انگیزی بر فضا حاکم بود. جلسه قرار بود راس ساعت 18 شروع شود. هیچ یک از نفرات شورای مرکزی ستادهای کاندیداهای مختلف با یکدیگر صحبت نمی کردند. تا حدودی می شود گفت غم خاصی در چهره شان موج می زد...
رأس ساعت 18حضرت آقا وارد شدند. وقتی بر روی صندلی نشستند، تک به تک، به چهره تمامی حضار می نگریستند و "سلام علیکم"ی می گفتند. برخی که ارادت ویژه ای به آقا داشتند، وقتی نوبتشان می رسید، تمام قد بلند می شدند و سلامی عرض می کردند.
- آقا بسم اللهی گفتند و مقدمه کوتاهی فرمودند که: جمع ویژه ای است، رفقای دیروز و رقبای امروز در سر یک چهار راهی پرترافیک به هم رسیده اند. سر و صدا و ترافیک اگر با بی تحملی افراد همراه شود، محیط ناراحت کننده ای را بهوجود می آورد. ولی اگر افراد در این چهاراه پرترافیک با صبر و نظم و قانون عمل کنند، بالاخره راه باز می شود و هر کس به مقصد می رسد و از تصادم جلوگیری می شود...
من از آقایان واقعاً خواهش می کنم که هر چه در ته دلشان دارند، بدون ملاحظه هیچ کس حتی خود من بهراحتی بر زبان بیاورند. من امروز "اُذُن" هستم و می خواهم گوش کنم. مدیریت جلسه هم با خود من است.
آقا خیلی شاداب و پرانرژی بودند و...
- خواهش می کنم از طرف هر کاندیدایی یک نفر آن هم خیلی کوتاه و در حدود 5 دقیقه صحبت نماید.
ذهن ها دنبال این بود که چگونه صحبت ها شروع شده و پایان یابد که آقا فرمودند:
- بر اساس سن کاندیداها شروع به صحبت کنید. با این اوصاف از آقای کروبی شیخ الکاندیداها شروع می
کنیم.
بر اساس سن کاندیداها آخرین نفر آقای احمدینژاد بودند و قبل از او آقایان موسوی و رضایی.
تریبون که جلوی آقای الویری قرار گرفت آقا به شوخی گفتند:
- آقای الویری در حالی که صحبت می کنید مدام به ساعت هم نگاه کنید. ساعت آن قسمت سالن نصب شده است.
خنده ای بر لبان همه نقش بست.
- دوستانی هم که کنار این عزیزان نشسته اند به سخنرانان یک طوری وقت را تذکر دهند.
آقای نجفی که کنار آقای الویری نشسته بودند، با آرنج خود اشاره ای کردند و گفتند آقا نگران نباشید وقت تمام شد، من به ایشان می زنم. در حالی که همه می خندیدند آقا گفتند نه آقای نجفی زدن خوب نیست. آقای کلهر که نوعاً موجود شلوغ و شوخی است، گفتند که آقا آخه اینها عادت دارند به کتک زدن... یکدفعه سکوت سنگینی حاکم شد و آقا چپ چپ نگاهی کردند و در حالی که در دلمان خندهامان گرفته بود، سعی می کردیم که نشان دهیم اتفاقی نیفتاده است.
برداشت دوم: مشاهدات مسئول صوت راهپیمایی های اول انقلاب از راهپیمایی اعتراضی میدان آزادی
آقای الویری از روی برگه صحبت می کردند و مطالب منسجمی را از دید خودشان در لزوم ابطال انتخابات و مخدوش بودن آن آماده کرده بودند. ایشان صحبت های خود را اینگونه آماده کرده بودند که: من در زمان قبل از انقلاب و راهپیمایی های دوران انقلاب "مسئول صوت" بودم. بهخاطر همین در تمام راهپیمایی ها بوده ام. من باید اعتراف کنم از ابتدای شروع حرکت انقلاب تاکنون راهپیمایی به بزرگی آنچه که دیروز در مسیر انقلاب- آزادی در اعتراض به انتخابات رخ داد، ندیده ام. آرام در گوش دکتر زارعی گفتم "احتمالا اول انقلاب چون مدام در اتاق صوت بوده، اصلاً جمعیت ها را نمی دیده..."
در دلم گفتم طرف از مسئول صوتی راهپیمایی تا کجاها رسیده. شهردار تهران و وزیر فلان و...
ایشان به آقا گفتند ما شما را پدر ملت ایران می دانیم و بهخاطر همین این مطالب را به حساب صحبت فرزندانی در نزد پدر خود بگذارید. راستش را بخواهید از تعبیری که بکار برد، خیلی خوشم آمد. پدر ملت ایران، تازه فهمیدم که چرا به دکتر می گویند فرزند ملت. فرزند صالح پدری بزرگ...
آقای الویری صحبتهایشان در چند محور خلاصه می شد که عبارت بود از:
- شورای نگهبان نباید صلاحیت آقای احمدینژاد را تأیید می کرد. آقای احمدینژاد که رجل سیاسی نیست. تازه گاهی در مواردی دیده شده، بی تقوا و دروغ گو هم هست. (راستش را بخواهید من که درست روبه روی آقای الویری نشسته بودم با همه احترامی که برایشان به عنوان یک فرد خیلی خیلی معمولی قائل هستم، نمی توانستم وقتی به عنوان دلیل می گفت دکتر رجل سیاسی نیست و از تقوا و اخلاق و... داد سخن می داد، خنده هایم را پنهان کنم. آقای دکتر زارعی مدام به من می گفت نخند ولی واقعاً نمی شد. یاد دوران کودکی افتادم که آن زمان ها بچه های مدرسه می خواستند زیرآب همکلاسی هایشان را بزنند، می گفتند که آقا معلم اجازه! فلانی پاککن من را گاز گرفته...)
- صلاحیت اتفاقات قبل از انتخابات نیز زیر سؤال است. از آن جمله است، توزیع سهام عدالت، افزایش حقوق بازنشستگان با هدف خرید رأی، بی حرمتی به بزرگان و...
- صلاحیت روز انتخابات مطلبی بود که خیلی دلیل خاصی عنوان نشد و فقط گفتند که در رودهن آقای کروبی 1400 رأی داشته ولی آن را صفر کردند. به برخی از ناظرین کارت نداده اند و...
در نهایت آقای الویری گفتند که این مهندسی انتخاباتی که صورت گرفت و چینشی که از آراء اعلام شد، بهخاطر این بود که اولاً 22 میلیون آقای خاتمی را تحت الشعاع قرار دهند و بگویند بیشتر از خاتمی رأی داریم و ثانیاً آقای کروبی کمتر از آراء باطله و سر جمع همه مخالفان 13 میلیون چیزی در حدود نصف ما رأی دارند.
لذا باید انتخابات ابطال شود...
برداشت سوم: چرا در کردستان معیارها را گفتید؟
آقا رو به آقای نجفی گفتند که آقای نجفی من از شما حرکتی ندیدم که اعلام کنید ایشان خیلی وقت است که وقتشان تمام شده بود. لبخند بر لبان همه نقش بست.فرزند شهید بهشتی به نمایندگی از ستاد موسوی صحبت کردند و گفتند اکثر مطالبی که مدنظر بود، آقای الویری گفتند. بعد مطالبی راجع به اخلاق گفتند و اینکه اسلام برای اخلاق آمده است. اخلاق خیلی مهم است و از این مطالب... بعد طبیعتاً و قاعدتاً مطالبی گفتند راجع به اینکه مظهر تام و تمام بداخلاقی در دنیای کنونی، در طرف مقابل حلول کرده است و ایشان از دیدن اینهمه بداخلاقی خیلی ناراحت هستند، خیلی... که اصلاً ما به چه سمتی داریم، می رویم...
آقای دانش جعفری نیز از طرف آقای رضایی صحبت کردند. آقای دانش نیز گفتند که اکثر مطالب را آقای الویری و دوستان دیگر گفتند، چند نکته هم بنده می گویم.
در این انتخابات تخلفات بزرگی رخ داد. یکی از این تخلفات استفاده از ارگانهای نظامی و آراء آنان توسط یک کاندیدا بود. آقا به شوخی به آقای دانش فرمودند آقای دانش آیا آن کاندیدا سابقاً نظامی نبوده است؟
مدیریت جلسه الحق و الانصاف در سطح عالی بود. با این حال که فضای جلسه بهشدت جدی و سنگین می شد، آقا با یک اشاره و یک شوخی صمیمیت را به جمع برمی گرداندند. آقا به مطالب و افراد با دقت بسیار زیادی نگاه و توجه می کردند.
آقای دانش در ادامه صحبت های خود رو به آقا گفتند، صحبت های شما در کردستان بهگونه ای بود که این احساس و تلقی پیش می آمد که مردم باید به آقای احمدینژاد رأی دهند و...
آقای دانش نیز تقاضای ابطال انتخابات را کردند.
برداشت چهارم: اختراع دستگاه فریب سنج برای کشف آراء فریب خورده راه حل برطرف شدن به اعتراض ها
درباره صحبت های آقای ثمره همین چند نکته کافی است که
- تنها کسی که شروع کلام را با یاد خدا و با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کرد، آقای ثمره بودند.
- تنها کسی که از آقا بابت برگزاری جلسه تشکر کردند و حضور 40 میلیونی را تبریک گفتند، آقای ثمره بودند.
- تنها کسی که وقت را رعایت کرد و سر 5 دقیقه خودشان به آقا وقت را یادآوری کرد، آقای ثمره بودند. آقای ثمره که گویا مناظرات را خوب تماشا کرده بودند، گفتند آقا 3 نفر در برابر یک نفر است و کار سختی است در 5 دقیقه جواب همه این شبهات آقایان را دادن.
- آقای ثمره گفتند آقایان فریاد اخلاق و قانونگراییاشان گوش فلک را کرده، ولی روز انتخابات در حالی که رأی گیری در حال جریان است با رسانه های خارجی کنفرانس مطبوعاتی می گذارند و می گویند پیروز انتخاباتیم.
- بحث افزایش حقوق ها هم یک قانونی در زمان مجلس و دولت های قبلی خودشان تصویب کردند. نتوانستند اجرا کنند ولی این دولت با کمک مجلس سالانه به افزایش حقوق ها دست زده است. چیز عجیبی هم نبوده و هر ساله مجلس در بودجه قرار داده و دولت مکلف بوده که کما فی السابق انجام دهد. بروید به مجلس و قانون هایی که خودتان 7 تا 8 سال پیش تصویب کردید، اعتراض کنید.
آقا قبل از اینکه اعضا محترم شورای نگهبان و وزارت کشور صحبت کنند، گفتند که:
- راجع به صحبت های آقای دانش بنده یک مطلبی بگویم که بنده 20 سال است که چنین مطالبی را می گویم. اصلاً ادامه حیات بنده وابسته به تکرار چنین مطالبی است و اگر روزی بنده دست از تکرار این مطالب بکشم، آن روزی است که در این دنیا نخواهم بود. (بغض گلویمان را گرفته بود) بنده تکلیفم این است که به مردم معیارها را بدهم، تشخیص مصادیق با خود مردم است. بنده در بحث مصادیق یک رأی دارم که آن را هم هیچ کس مطلع نمی شود.
- اشکالی هم ندارد که کاندیداها مصادیق را به خودشان برگردانند. مثلاً آقای کروبی در ایلام گفته بودند که منظور آقا از این مطالب من هستم. کاندیدای دیگری به غیر از آقای احمدینژاد (فکر کنم اشاره به آقای موسوی بود) نیز تکرار می کردند آقا مرا می گوید. اشکال ندارد مردم تصمیم گیر هستند و مصادیق را تشخیص می دهند که چه کسی به معیارها نزدیکتر است.
آقای کدخدایی نیز صحبت کردند که آقایان راجع به انتخابات مدارک مستندی تاکنون ارائه نکرده اند و برخی از مطالبی که می گویند، اصلاً شورای نگهبان امکان دخالت ندارد. بهطور کلی مفهوم (دقت شود مفهوم) صحبت های ایشان این بود که این ها مهمترین اعتراضشان این است که می گویند مردم در مناظرات بهخاطر صحبت های آقای احمدینژاد فکر کردند موسوی یعنی آقای فلانی و به موسوی رأی نداده اند.
این ها می گویند مردم فریب خورده هستند، ما این را چگونه بررسی کنیم. بالاخره انتخابات حق مردم است و نمی توان دستگاهی اختراع کرد و دنبال نیات مردم گشت که هر کسی به چه دلیلی به یک کاندید رأی داده. اصلاً اگر باب این ادعاها باز شود که عده ای پیدا بشوند و از موضع قیومیت بگویند که اگر مردم به فلانی رأی داده باشند، فریب خورده هستند، آیا اساس فلسفه انتخابات زیر سؤال نمی رود؟ که می گوییم مردم با هر نیت و دلیلی آزادند که یک نفر را انتخاب کنند. (البته فکر کنم بهصورت کامل صحبت های آقای کدخدایی را تحریف کردم. منظور اینکه ایشان خیلی دیپلماتیکتر صحبت کردند)
اگر راجع به قبل از انتخابات مبنی بر سهام عدالت و افزایش حقوق و... اعتراض دارند که این مطالب را از 5 تا 6 ماه قبل از انتخابات می دانستند و مدام در سخنرانی هایشان می گفتند. خوب اگر به شرایط اعتراض داشتید، شرکت نمی کردید. بالاخره وقتی کاندیدا شده اید، یعنی با علم به همه این ها وارد صحنه شده اید.
آقای دانشجو نیز راجع به بی سابقه ترین تعداد ناظرین کاندیدا توسط آقای موسوی در طول انتخاباتهای کشور از ابتدا تاکنون گفت و از صنوق های سیار در گذشته و هم اکنون گفت و گزارش روند انتخابات را داد و جواب هجمه ناجوانمردانه تبلیغاتی علیه این همه تلاش کارمندان خدوم وزارت کشور را به روز قیامت و خدا سپرد.
برداشت آخر: دوربین ها را به بیرون ببرید
استدلالات آقایان معترضین واقعاً ضعیف بود، خیلی ضعیف. بهگونه ای که پس از صحبت های مسئولین امر، عملاً فضا بهشدت برایشان سنگین شده بود و احساس می شد در یک حالت بی وزنی به سر می برند. آقای الویری مدام دستش را بالا می برد که من برای خروج از این فضا پیشنهادی دارم که نیم دقیقه وقت می خواهم. آقا نگاهی کردند و گفتند بعد از صحبت ها اگر وقتی ماند. سپس آقا همان مطالبی را گفتند که در تلویزیون پخش شد. با اتمام صحبت ها تازه اصل جلسه شروع شد که حدود 30 دقیق به طول انجامید. آقا فرمودند که دوربین ها را بیرون ببرید و جلسه وارد مرحله خصوصی شد ...
این قسمت از مطالب را با توجه به اینکه حال خیلی ها گرفته می شود، دوستان نظر دهند که حدودا چند سال بعد منتشر شود بهتر است؟
کلمات کلیدی: