فروتنی، زیور دانش است . [امام علی علیه السلام]
yazd blog
درباره



yazd blog

وضعیت من در یاهـو
کوشا
ما بر سر پیمان خود استواریم . . .
آهنگ وبلاگ
نماز جمعه 26 تیر که با امامت آقای هاشمی رفسنجانی اقامه شد از جهات مختلف قابل تامل ومطالعه است که در این مقاله مورد نقد و بررسی قرار می گیرد:

الف: نقد جانبی

1)  سردمداران کودتای مخملی در ایران که در انتخابات، از ملت ایران شکست سختی خورده بودند وپس از انتخابات نیز با اعلان دروغ پیروزی نامزد خود و اتهام تقلب گسترده، بذر تردید در انتخابات پاشیده بودند تلاش کردند با راه اندازی تظاهرات خیابانی و به تعبیر مقام معظم رهبری اردوکشی های خیابانی مدل انقلاب مخملین اوکراین و گرجستان را در ایران پیاده کنند ولی با خطبه های پر صلابت رهبر معظم انقلاب، نقشه هایشان نقش بر آب شد. آن ها که فکر می کردند از پشتیبانی مردمی بالایی برخوردارند در صدد بودند به بهانه ای، راهپیمایی یا تجمع بر پا کنند و قدرت خود را به نمایش بگذارند و با اغتشاشات جانبی آن به اهداف بعدی خود دست یابند. در راستای تحقق این هدف، آقایان کروبی و موسوی در بیانیه های سراسر موهن و خالی از منطق خود بر اجرای اصل 27 قانون اساسی مبنی بر ضرورت صدور مجوز برای تجمعات مخالفان تاکید کردند. برگزاری نماز جمعه به امامت آقای هاشمی فرصت خوبی بود تا آن را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کنند. از این رو از آغاز هفته، این نماز جمعه در کانون تبلیغات اپوزسیون و رسانه های خارجی و روزنامه ها و سایت های داخل و خارج قرار گرفت؛‌ به طوری که حتی رادیو اسراییل نیز به تبلیغ نماز جمعه تهران پرداخت! و از طرفداران انقلاب سبز می خواست تا با شرکت گسترده در این نماز جمعه استثنایی، آن را به یک نمایش قدرت بزرگ تبدیل کنند و در واقع پاسخی به نماز جمعه پر شکوه چند میلیونی مقام معظم رهبری باشد. در این تبلیغات پر حجم بی بی سی، سی ان ان، اسراییل و....علاوه بر دعوت به حضور، به آموزش نماز جمعه نیز می پرداختند؛ زیرا می دانستند این گونه افراد حتی یک بار هم به نماز جمعه نیامده اند. نتیجه این حجم گسترده تبلیغات که می خواست یاد آور نماز جمعه مرحوم طالقانی در ابتدای انقلاب باشد! حضور جمعی کمتر از 3 هزار نفر در خیابان های اطراف چمن دانشگاه شد که با کف و سوت و بعضا رقص و پایکوبی برای هاشمی رفسنجانی ابراز احساسات می کردند! به طوری که اگر امت حزب الله ، زمین چمن را پر نمی کردند گروه سبز پوش طرفداران موسوی و کروبی نمی توانستد زمین چمن را نیز پر کنند.

2)  پاسخ ندادن رای دهندگان به موسوی به دعوت رسانه های خارجی نشان داد که مردم به انقلاب و راه امام و رهبری وفا دارند و سخنان مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه را فصل الخطاب دانسته، حاضر نیستند در زمین دشمن بازی کنند. از این رو از جمعیتی که آقایان موسوی و کروبی در روز 25 خرداد به خیابان آورده بودند جز تعدادی اوباش و اراذل که در اطراف نماز جمعه به سوت و کف پرداختند، خبری نبود.

3)  این نماز جمعه مهر تاییدی بود بر سخنان دکتر احمدی نژاد در مناظره با میر حسین موسوی که گفته بود تو تنها نیستی بلکه آقایان هاشمی،‌ خاتمی، ناطق نوری و...با شمایند؛ همه دیدند در صفوف مقدم نمازجمعه، چه کسانی نشسته بودند کسانی که آن روز در نماز جمعه با صلابت مردم که به امامت ولی امر مسلمین اقامه شد غایب بودند!

4)  اقای هاشمی بر مظلومیت کسانی که به جرم دست داشتن دراغتشاشات اخیر دستگیر شده اند گریست و از مسؤولان امر خواست هر چه زودتر آن ها را آزاد کنند تا به خانواده هایشان برسند و دشمنان انقلاب، مارا به خاطر این امر سرزنش نکنند. این در حالی است که در سال 85، 6 نفر از طلاب حوزه علمیه قم به دلیل سؤال از وی در مراسم پانزده خرداد، 14 روز زندانی شدند و سپس به خاطر ارتکاب این جرم به چندین سال زندان و تبعید و اجرای حکم شلاق محکوم گردیدند و هنوز این حکم به جای خود باقی است و عجیب این که هیچ گاه آقای هاشمی در نماز جمعه برای آن ها اشک نریخت و دستور مختومه کردن این پرونده را صادر نکرد! امیدواریم که میان این دستور و نامه ایشان به رهبری مبنی بر این که اگر من هم صبوری کنم آتشفشان های سینه های مردم و احزاب پس از انتخابات سر باز خواهد کرد، ارتباطی وجود نداشته باشد. برخی معتقدند این گونه اقدامات ممکن است در راستای یک سناریو انجام گرفته باشد،‌ چرا که این گونه افراد پس از انجام نقشی که به عهده اشان گذاشته شده امروز به کمک آقای هاشمی نیاز دارند که برای آزادی آن ها تلاش شود.

5)  آقای هاشمی در سال گذشته در دیدار با دانشجویان گفته بود که آیة‌الله خامنه ای عشق من است و در زیر این آسمان آبی برای من هیچ کس محبوب تر از ایشان نیست. ولی معلوم نشد که چرا ایشان در ایام انتخابات نامه ای بدون سلام و احترام همراه با تهدید به آشوب واغتشاش نوشت و در این خطبه نماز جمعه نیزکه می خواست نقطه عطف و مبدا یک حرکت وحدت بخش باشد از معشوق خود نه تنها نامی نبرد بلکه سعی کرد با تعریف وتمجید از خود و نقل رابطه صمیمی اش با امام نقش معظم له را در انقلاب کم رنگ جلوه دهد. وی حاضر نشد حتی به اندازه آقای ناطق نوری ازمقام معظم رهبری به خاطر دفاعشان از وی  تشکر کند!       

ب:نقد محتوایی

1)         خلط مشروعیت و مقبولیت

آقای هاشمی با پر رنگ کردن نقش مردم، اظهار داشت در جمهوری اسلامی، رهبری نیز مخلوق مردم است! این اصطلاح برای اولین بار توسط ایشان ابداع شد و البته قبلا نیز به جای آن، از واژه "زمینی" استفاده می کرد و می گفت مشروعیت ولایت فقیه امری زمینی است. این سخن از کسی که در همین خطبه ها ادعا می کند هیچ کس به اندازه من به امام نزدیک نبوده و بیش از 60 سال به صورت روزانه از محضر امام استفاده کرده است بسیار بعید است. امام ره ولایت فقیه را استمرار حرکت انبیاء می دانند و مشروعیت آن را به خداوند؛ از این رو در احکامی که به رؤسای جمهور بنی صدر و شهید رجایی و نخست وزیر دولت موقت، مهندس بازرگان دادند و آقای هاشمی نیز افتخار می کند که آن را در مراسم ابلاغ حکم    بازرگان خوانده است، می فرمایند من به خاطر آن ولایتی که از جانب خداوند دارم شما را به این سمت منصوب می کنم . البته تردیدی نیست که مردم زمینه ساز تحقق حکومت اند، چنان چه مردم نخواهند نمی توان حکومت را بر قرار کرد همان گونه که در صدر اسلام هم  علی علیه السلام  با این که امام به حق و مسلم و منصوب خداوند بودند ولی به دلیل عدم بیعت مردم با ایشان نتوانستند حکومت تشکیل دهند و درنتیجه25 سال خانه نشین شدند. اما منشا حق امر ونهی و به عبارت دیگر حکومت کردنشان خدا و ولایت الهی است نه منتخب بودن از سوی مردم. بنا بر این، مهم توجه کردن به روح کلام امام است، نه بودن 60 سال در محضر امام.

2)  آقای هاشمی پس از بیان سابقه طولانی خود در انقلاب و درک 60 ساله محضر امام ره و این که روزانه از محضر امام کسب فیض می کرده است و تنها اوست که می داند امام و انقلاب چه می خواستند،‌می گوید هدف امام از انقلاب این بود که کارها را به مردم  واگذار کنند و بر این امر مهم لحظه ای درنگ نکردند.

گر چه می توان واگذاری امور به مردم را نیز از مشی و مرام امام دانست و ایشان لحظه ای در این زمینه تردید نکردند ولی نباید آن را  هدف اصلی و تمام هدف امام قلمداد کرد. ذکر این گونه اهداف برای امام یک امتیاز نیست، زیرا این گونه اهداف برای یک رهبر لیبرال  که هیچ نوع دلبستگی به اسلام و دین ندارد نیز میسر است؛ امام یک مرجع مسلم تقلید و جانشین واقعی امام زمان عج بودند و همان گونه که خود بارها اعلام کرده اند بالاترین هدفشان تحقق حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلام و ایجاد زمینه برای ظهور مصلح کل، امام زمان بوده است؛ این هدف از شعر معروفشان بخوبی استفاده می شود " انتظار فرج از نیمه خرداد کشم "ثانیا بر فرض که هدف اصلی و تمام هدف امام همان باشد و بس،‌ این پرسش مطرح می شود آیا از نگاه امام ره مردم یعنی معترضان و بس ؟!براستی اگر بخواهیم امور مردم را به مردم واگذار کنیم چه باید کرد ؟ آیا واگذاری امور مردم به آقای هاشمی یا هر کس ایشان بپسندند هر چند در انتخابات، اقلیت آراء را کسب کرده باشد، واگذاری امور مردم به مردم است؟ البته از کسی مثل آقای هاشمی که فقط معترضان را مردم می داند! بیش از این انتظار نیست. ای کاش آقای هاشمی در چنین مواردی دیدگاه شخصی خودرا می گفت واز تحریف معنوی اندیشه های امام پرهیز می کرد. 

3)  مهمترین بخش سخن هاشمی تاکید بر قانون و قانون گرایی بود که از همه طرف های در گیر خواست از مرز قانون عبور نکنند وی این پیشنهاد را محصول مشاوره با برخی شخصیت های مورد اعتمادش در مجلس خبرگان و مجمع تشخیص دانست وگفت از این به بعد باید قانون ملاک باشد. این پیشنهاد که از مهمترین پیشنهادات وی محسوب می شود دقیقا همان پیشنهادی است که مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه بر آن تاکید فرمودند وآن را تنها راه حل  مشکل دانستند. شایسته بود آقای هاشمی در همان روز جمعه 29 خرداد طی بیانیه ای رسمی از مواضع رهبری نظام حمایت می کرد و آن را به یک ماه بعد به تعویق نمی انداخت.

4)  عجیب این که در همان خطبه ای که بر قانون و قانون مداری تاکید می کند، خود دچار نقض فاحش قانون می شود، زیرا به دون داشتن هیچ حقی، در قوای مجریه و قضاییه دخالت کرده، از آن ها می خواهد هر چه زودتر متخلفان و اغتشاش گران و عوامل اصلی و پشت پرده آن ها را آزاد کنند.علاوه بر آن، باز هم تصمیم قانونی شورای نگهبان مبنی بر تایید انتخابات را که با دقت و تامل و در وقت اضافه و دعوت مکرر از نامزدها و نمایندگانشان صورت گرفت را مبهم و قابل تردید می داند!!

5)  آقای هاشمی شروع انتخابات را مثبت ارزیابی کرد و گفت در ادامه مردم دچار تردید شدند. وی این تردید را عمدتا محصول عملکرد صدا و سیما دانست و گفت جز عده کمی اکثر مردم نسبت به انتخابات دچار تردیدند!

اولا:  این ادعا یک ادعای خلاف واقع و کذب است, زیرا اکثریت مردم با رای بالایی قریب به 25 میلیون به دکتر احمدی نژاد رای داده اند و در اولی سفر استانی ایشان به مشهد مقدس نشان دادند که بر این رای ثابت واستوار ایستاده اند، مگر اینکه در قاموس آقایان واژه ها نیز معنای خود را از دست داده باشند و اکثریت و اقلیت نیز معنای خود را تغییر داده باشند. ثانیا: ماجرای تردید آقایان شبیه آن سرباز پادگانی است که خود دچار تردید شده بود و تردیدش را به همه نیروهای پادگان تعمیم می داد.به نظر می رسد آقای هاشمی به دلیل دوری ازمردم اطلاعات درستی از افکار عمومی نداشته باشند و بیشتر به همان گزارشاتی که از سوی کانال های تعیین شده به ایشان می رسد اعتماد می کنند و در نتیجه فکر می کنند همه مثل اطرافیان ایشان نسبت به انتخابات دچار تردیدند. ثالثا: پاشیدن بذر تردید در جامعه همنوایی با رسانه های دشمنان است که شب و روز به آن مشغولند و در داخل نیز شخص آقای هاشمی و دوستانش می خواستند با تشکیل کمیته صیانت از آراء  در ایام انتخابات و ارسال نامه موهن به رهبری در دل های مردم تردید ایجاد کنند که البته موفق نشدند و ملت ایران با قدرت و با اطمینان کامل راه خودش را به سوی قله های پیشرفت وتعالی خواهد پیمود.

6)  آقای هاشمی در خطبه اول سعی کرد با بیان سیر تاریخی انحراف در صدر اسلام و آغاز جرقه های اختلاف، شرایط کنونی را به آن زمان تشبیه کند. او از غصه های پیامبر ص در سال های نزدیک به رحلتشان سخن گفت و خطاب به یارانش که در بقیع آرمیده بودند از اختلاف موجود گلایه کرده اند ولی مشخص نکرد که در آن شرایط عواملی که وحدت مسلمین را مخدوش کرده بودند چه کسانی بوده اند؟ امیرالمومنین ع یا دیگران؟ و امروز نیز چه کسانی شق عصای وحدت کرده در برابر خواست ملت و امام وانقلاب و رهبری نظام ایستاده اند و با خواندن خطبه های اختلاف افکنانه دشمن را امیدوار و برای اولین بار مصلی نماز جمعه را به کانون درگیری و اختلاف تبدیل کردند؟! این در حالی است که امروز نیز رهبر عزیزمان مظلومانه با استمداد از بقیه الله الاعظم عج مردم و آحاد جامعه را به وحدت و همدلی و پرهیز از تشنج و اختلاف دعوت کردند و از همه خواستند در برابرقانون سر تعظیم خم کنند.و مع الاسف دوستان آقای هاشمی فردای آن روز در خیابان های تهران غایله آفریدند وشب ها نیز در کف خیابان ها خواب انقلاب مخملین می دیدند. اگر این روز ها مقام معظم رهبری نیز پیامبر گونه به بهشت زهرا بروند و خطاب به شهید بهشتی و یاران شهیدش از رفقای دیروز و اختلاف افکنان امروز بنالند، جای تعجب نیست.

7)  آقای هاشمی در ادامه این خطبه خواهان برگزاری میز گرد و مناظره و گفتگو میان طرفین شده و آن را یکی از راه حل های مهم برای خروج بحران مورد ادعای خویش می داند. در باره این پیشنهاد نیز نکته قابل تاملی وجود دارد؛ اولا: مناظره و مباحثه مربوط به دوران صلح است نه جنگ و زمانی که طرف مقابل آخرین خشاب خود را بر روی نیروهای ما شلیک کرده است. اگر ایشان به این پیشنهاد معتقدند خوب بود که آن را در همان زمان پایان انتخابات مطرح می کرد، نه اکنون که عوامل تخریب و اغتشاش آخرین تیر خود را نیز از چله کمانشان رها ساخته اند. ثانیا: بهترین مناظره باید میان آقای هاشمی و احمدی نژاد انجام بپذیرد که در این صورت مثل مناظره با کروبی حقایق زیادی بر مردم هویدا خواهد شد.

8)  مقام معظم رهبری از رفوزه شدن و سقوط خواص هشدار دادند و فرمودند که رفوزه شدن به معنای یک سال عقب ماندن نیست بلکه پایان کار و سقوط است. در این زمان مردم راه خود را از خواص ونخبگان نمی گیرند آن ها سفارش امام عزیز را بخوبی بیاد دارند که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد بنابر ایننخبگان باید مواظب خودشان باشند که رفوزه نشوند.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کوشا 88/5/1:: 8:52 عصر     |     () نظر