تلاش گستردهای از سوی کانون فتنه و فرصتطلبانی همسو با آنان صورت گرفته تا در روز 13 آبان اقداماتی انحرافی و آشوبطلبانه را در سطحی گسترده پیاده کنند. اقداماتی مثل برنامهریزی برای حمله به سفارت روسیه توسط بخش دانشجویی این جریان، طراحی شعارهای انحرافی مشابه روز قدس توسط کمیتههای عملیات روانی، اعلام روز 13 آبان به عنوان روز آشتی با آمریکا توسط محسن مخملباف نماینده میرحسین موسوی در خارج از کشور، ارسال پیامکهای فراخوان برای دعوت به اغتشاش، اعلام موجودیت گروه انقلاب سبز در دانشگاه با انتشار شبنامههای تحریککننده و افتراآمیز علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی و... را میتوان علائم و نشانگان این تصمیم و اراده سیاسی معرفی کرد که پیش از این مشابه آن را برای روز قدس نیز انجام داده بودند.
علاوه بر این، تلاش برای رادیکالیزه کردن فضای سیاسی مثل به میدان آوردن عبدالله نوری با ادعای جابهجایی نظام سیاسی، تحصن خانوادههای دستگیرشدگان اغتشاشات، اصرار سران فتنه برای حضور در نمایشگاه مطبوعات برخلاف اطلاع از فضای جامعه و اعتراضات مردمی و... هم نوعی مقدمهچینی و زمینهسازی برای ملتهب کردن فضا و حرکت به سمت اغتشاش و آشوب به حساب میآید. اما سؤال اصلی این است که چرا کانون فتنه، مناسبت روز 13 آبان سالروز مبارزه ملی با استکبار را انتخاب کرده که تصویب آن در مجلس شورای اسلامی به ریاست کروبی در زمان دولت میرحسین موسوی صورت گرفته است؟ به نظر میرسد چند هدف اساسی در این انتخاب نقش داشته است:
1- روز 13آبان، یک مناسبت ملی است که گروههای مختلف بهویژه دانشجویی به این مناسبت به خیابانها آمده و موافقت و همسویی مسؤولان نظام برای اجازه تجمعات قانونی فراهم است؛ بنابراین کانون فتنه در حاشیه این مراسم قانونی، اقدام به فراخوان غیرقانونی کرده تا از حواشی این مراسم به نفع خود بهرهبرداری و در صورت بیاعتنایی هواداران به این فراخوان، بتواند بخشی از جمعیت موجود را هم به نفع خود مصادره کند.
2- با توجه به سابقه 28 ساله برگزاری مراسم روز ملی مبارزه با استکبار در 13 آبان، رسانههای داخلی و خارجی نسبت به این مراسم حساسیت داشته و بنابراین هرگونه اختلال و اقدام مغایر با اهداف واقعی این مراسم به سرعت بازتاب داخلی و خارجی خواهد داشت.
3- همان کارویژه ذکر شده در بند فوق به مطرح ماندن جریان سیاسی ورشکسته در عرصه افکار عمومی کمک میکند و بیاعتنایی افکار عمومی به برخی تلاشها و حرکات کمرنگ و مذبوحانه این جریان برای به تعطیلی کشاندن دانشگاه و تحصنهای صنفی را جبران میکند.
4- تقابل آشکار با شعارهای استکبارستیزی که شعار اصلی این مناسبت است با اعلام آشتی با آمریکا میتواند انگیزه حمایت غرب را در ادامه همراهی با جریان رنگی و همچنین جلب نظر گروههای سکولار غربگرای داخل را تأمین و به سیاهیلشکر حامیان خیابانی فتنهجویان کمک کند. البته از ابتدای شکلگیری جریان مدعی اصلاحطلبی استفاده از فشارها و تهدیدهای بیگانگان یک فرصت برای پیشبرد اهداف حقیر سیاسی تلقی میشده است.
5 ـ استفاده ضمنی از فرصت فراهم شده در مناسبت 13 آبان و هر گونه چالش احتمالی ناشی از تحرکات آشوبطلبانه، که امسال همزمان با اوجگیری مذاکرات هستهای و طرح مبادلات سوخت هستهای و با توجه به حساسیت کشورهای بیگانه نسبت به ثبات داخلی کشور و همچنین بهرهگیری مسؤولان دیپلماسی از افکار عمومی داخل برای پیشبرد اهداف و منافع دیپلماتیک، ابزاری برای چانهزنی با مسؤولان نظام و حتی مقاومت در برابر طرح آشتی ملی برای فراری دادن سران فتنه نیز کاربرد دارد. لذا این فتنهجویی میتواند مرحله دیگری از استراتژی فشار از پایین، چانهزنی در بالا تلقی گردد. با توجه به اهداف فوق است که میتوان تلاش گسترده کانون فتنه را برای مصادره یک مناسبت ملی که یادآور تبعید رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) برای مقاومت شجاعانه در برابر لایحه ننگین کاپیتولاسیون و اقدام غرورآفرین دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (ره) در 13 آبان سال 1358 است، به نفع اهداف حقیر و سیاسی و تبدیل این مناسبت وحدتآفرین به فتنهای تفرقهافکن، درک کرد. شاید برخی گروههای سلطنتطلب، مدعیان ملی ـ مذهبی و سکولارهای غربگرا، کانون فتنه را با توجه به ماهیت انحرافی این فراخوان و شعارهای دشمنشادکن آن، همراهی نمایند ولی این فاصله گرفتنها از ارزشهای دینی و انقلابی و مقابله کردن با وفاداران انقلاب اسلامی و آرمانهای امام (ره) و شهیدان، هزینههایی نیز دارد. آیا هزینههای این فاصله و آن چسبندگی با فواید آن تناسبی دارد؟ به نظر میرسد کانون فتنه اصرار دارد، آخرین میخ را بر تابوت ادعاهای خط امامی و ضد استکباری خویش بکوبد. این جریان در فضای ضد امپریالیستی اول انقلاب برای خویش شناسنامه خط امامی و ضد آمریکایی جعل کرده بود که 13 آبان امسال فضایی برای ارزیابی اصالت آن است.
کلمات کلیدی: